پاسخ به یک سؤال

محمدکاظم انبارلویی
1- یک سؤال در افکار عمومی دست‌به‌دست می‌شود و آن این‌که «آیا جنگ می‌شود» پاسخ آن روشن است ما در وسط یک جنگ بی‌رحمانه هستیم که قدرت‌های تبهکار جهانی در تحمیل آن به سرکردگی آمریکا و رژیم صهیونیستی طی نیم‌قرن گذشته بر آن اصرار دارند.
2- جنگ فقط صدای چکاچک شمشیرها نیست. صدای بمباران‌های موشکی و پهپادی در زمین، هوا و دریا نیست. جنگ اصلی جنگ نرم و شناختی است که می‌تواند یک مبارزه صددرصد پیروز را به یک شکست تبدیل کند و یا برعکس!
3- به بهانه نوسان قیمت‌ها، گرانی و کاهش ارزش پول ملی یک اعتراض شکل گرفت که شکل اغتشاش به خود گرفت و از اغتشاش هم عبور کرد به‌صورت یک جنگ تمام‌عیار در 400 شهر و 100 نقطه تهران آثار وجودی خود را نشان داد.
دشمن از «اعتراض» به‌عنوان یک «سپر» برای ضربه زدن به منافع ملی استفاده کرد. آن‌قدر طمع کرد حتی برای تجزیه کشور و ضربه به اتحاد ملی و انسجام ملی هم می‌خواست از آن سود ببرد.
آتش زدن بازار بزرگ رشت، آتش زدن مساجد و قرآن‌سوزی راه انداختن چه ربطی به «اعتراض» پیرامون تورم و گرانی دارد! ما در جنگ 12 روزه
 8 دی تا 20 دی وسط یک جنگ نظامی سخت، با پنجره ورودی جنگ‌شناختی و روانی قرار گرفتیم که عدد خسارت‌های جانی آن در اندازه یک جنگ تمام‌عیار است.
پس سؤال جنگ می‌‌شود یا نه، فرع بر این واقعیت غیرقابل‌انکار است. جنگ شده است! جبر جغرافیای ایران، در طول حیات چند هزارساله اهالی این سرزمین را به دلیل طمع قدرت‌های بزرگ درگیر جنگ و درگیری می‌کند.
4- اگر منشأ جنگ اخیر ریشه در جنگ اقتصادی آمریکا و سه کشور اروپایی علیه ملت ما دارد باید دید دولت ما کجای این جنگ برای دفاع از ملت قرار دارد.
غیر خباثت دشمنان در تهدیدهای نظامی و تحریم‌های اقتصادی قطعا مسئله نفوذ در سطح اداره اقتصاد کشور و تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی‌ها در ظهور این اعتراض و اغتشاش نقش داشته است.
قانون اساسی ما خطوط کلی مدیریت اقتصادی کشور را تعیین کرده است. سیاست‌های کلی رهبری در مورد «برنامه» و «بودجه» دقیق ، فنی و کارآمد بوده اما در عمل برحسب روایت نهادهای نظارتی دوسوم اهداف 6 برنامه در قاب احکام سیاست‌های کلی و حتی مصوبات بودجه‌های سالانه مجلس عملیاتی نشده است.
5- سخن از نوسان قیمت ارز و طلا و نیز کاهش مدام ارزش پول ملی است.
به نظر می‌رسد در حکمرانی «مالیه عمومی» دستی وجود دارد که مدام در دیوانسالاری کشور اخلال صورت می‌گیرد.
کسانی که در قاعده‌گذاری «بازار پول» ، «بازار سرمایه» و «بازار ارز» مسئولیت تئوریک و اجرایی داشته باید پاسخگو باشند.
کسانی که مسئولیت «مالی‌سازی حکمرانی» ، مسئولیت کلیدی در بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و دارایی و وزارتخانه‌های اقتصادی دارند، پرسش‌های کلیدی برخی از استادان رشته اقتصاد که دغدغه سفره مردم را دارند را نباید بی‌پاسخ بگذارند.
باید اعتراف کنیم عده‌ای علاوه بر سه بازار یاد شده در «بازار کار» و «بازار کالا» هم اخلال می‌کنند و اغتشاش در قیمت‌ها را مدیریت و روی اعصاب مردم و اصحاب کسب‌وکار راه می‌روند.
6- برخی گزاره‌های بانک مرکزی ، خزانه‌داری‌کل، سازمان برنامه‌وبودجه و وزارت اقتصاد و دارایی به رئیس‌جمهور به‌عنوان رئیس اتاق جنگ اقتصادی که «پول نداریم» ، «دلار نداریم» و راه‌حل فلان معضل حتما شوک درمانی است و ... باید یک جایی صحت‌سنجی و راستی‌آزمایی شود.
اگر آن گزاره‌ها صحت‌سنجی نشود ما اعتراض به وضعیت اقتصادی را به‌عنوان یک آتش زیر خاکستر حفظ کرده‌ایم. اطلاع دشمن از چنین آتشی آن‌ها را حریص و تحریک می‌کند به‌عنوان یک سپر دفاعی در اغتشاشات و جنگ چریک شهری از آن استفاده کنند و شبکه داعشی جنایت‌پیشه خود را بر آن سوار کنند.
دشمن فروپاشی از درون را در دستور کار خود دارد.
ترامپ روی اشتباهات ، انحرافات و اخلال در نظام اقتصادی کشور حساب باز کرده است.
اصلاح مالیه عمومی کشور در قاب یک جهاد اقتصادی و خارج کردن آن از دست کسانی که در ساختار قدرت و تصمیم‌گیری اقتصادی کشور جایی پیدا کرده‌اند و اخلال می‌کنند، کلید حل معمای دخالت خارجی و وقوع جنگ سخت احتمالی است.