یوآن پشت میز

مجتبی توانگر پژوهشگر اقتصادی
در مقطعی که مذاکرات هسته‌ای و گفت‌وگو با آمریکا و اروپا دوباره در کانون توجه قرار گرفته، طبیعی است که سیاستگذار فقط روی یک میز بازی نکند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده حتی در صورت پیشرفت در مسیر دیپلماسی، ساختار ارزی کشور نباید تک‌کاناله بماند. رفتن به سمت پترویوآن در چنین شرایطی به معنای قطع مذاکره با غرب نیست، بلکه به معنای متنوع‌سازی ابزارهای ارزی همزمان با گفت‌وگوهای سیاسی است؛ یعنی کشور مذاکره می‌کند، اما همزمان معماری مالی خود را نیز بازطراحی می‌کند تا در هر سناریویی دست خالی نباشد. در همین چارچوب، اخیرا وزیر اقتصاد دولت سیزدهم نیز موضوع تقویت سازوکارهای غیر دلاری و حرکت به سمت پترویوآن را به‌صراحت مطرح کرده است:
۱- وقتی از پترویوآن صحبت می‌کنیم، در واقع از یک تغییر بزرگ در زمین بازی پولی صحبت می‌کنیم، نه از یک جابه‌جایی ساده در واحد تسویه. مسئله اصلی دقیقا از همین جا شروع می‌شود که بفهمیم نفت، فقط یک کالا نیست؛ نفت ستون فقرات نظام ارزی جهانی است. 
هر ارزی که بتواند نفت را در مدار خود قرار دهد، عملا یک مزیت راهبردی پیدا می‌کند. به همین دلیل است که اگر بخشی از نفت ایران به جای دلار با یوآن تسویه شود، این فقط یک تغییر حسابداری نیست، بلکه یک تغییر در جهت جریان قدرت پولی است.
برای درک اثر پترویوآن، تصور کنید روزانه یک میلیون بشکه نفت با دلار فروخته می‌شود. هر بشکه مثلا ۸۰ دلار. یعنی روزانه ۸۰ میلیون دلار وارد چرخه تسویه می‌شود. حالا اگر همین حجم به یوآن تسویه شود، یعنی ۸۰ میلیون دلار تقاضای مستقیم از مدار دلار خارج و به مدار یوآن منتقل می‌شود. این تغییر، در مقیاس سالانه به ده‌ها میلیارد واحد ارزی می‌رسد. چنین حجمی، صرفا یک عدد نیست؛ یک جریان مستمر است که رفتار بازار را شکل می‌دهد. 
مثال ساده‌تر: فرض کنید یک کارخانه بزرگ ایرانی مواد اولیه خود را از چین وارد می‌کند و قبلا مجبور بود نفت بفروشد، دلار بگیرد، دلار را در بازار جابه‌جا کند، سپس آن را تبدیل کند یا با هزینه‌های نقل‌وانتقال به چین بفرستد. اگر فروش نفت مستقیما با یوآن باشد، همان یوآن می‌تواند مستقیم برای خرید مواد اولیه استفاده شود. یک حلقه کامل ارزی حذف می‌شود. این حذف حلقه یعنی کاهش هزینه مبادله، کاهش کارمزد، کاهش زمان تسویه و کاهش ریسک بلوکه شدن منابع.
۲- پترویوآن دقیقا همین کار را می‌کند: کوتاه کردن مسیر. هرچه مسیر کوتاه‌تر شود، اصطکاک کمتر می‌شود. در اقتصاد، اصطکاک کمتر یعنی ثبات بیشتر.
در شرایطی که فعالان اقتصادی می‌دانند درآمدهای اصلی کشور با دلار است، هر تنش سیاسی یا هر خبر تحریمی بلافاصله روی دلار اثر می‌گذارد. چون دلار گلوگاه است. حالا اگر این گلوگاه تقسیم شود و بخشی از جریان به یوآن منتقل شود، شوک‌ها هم تقسیم می‌شوند. بازار وقتی بداند تنها یک کانال حیاتی وجود ندارد، رفتار هیجانی کمتری نشان می‌دهد. درست مثل سیستمی که به جای یک منبع آب، دو منبع مستقل دارد؛ ریسک قطع کامل کاهش می‌یابد.
۳- اثر دیگر پترویوآن در ذخایر ارزی است. وقتی ذخایر فقط به دلار باشد، ارزش آنها کاملا به سیاست پولی آمریکا وابسته است. اما اگر بخشی از ذخایر به یوآن باشد، تنوع ایجاد می‌شود. همان‌طور که یک خانواده همه دارایی خود را فقط به صورت نقد نگه نمی‌دارد و بخشی را طلا یا ملک می‌خرد تا ریسک کاهش ارزش را تقسیم کند. پترویوآن برای یک کشور، شبیه همان تنوع‌سازی در سبد دارایی است، اما در مقیاس ملی.
تجربه کشورهایی است که تجارت انرژی خود را متنوع کرده‌اند. وقتی روسیه بخشی از صادرات انرژی را به ارزهای غیردلاری منتقل کرد، عملا نشان داد که می‌توان جریان ارزی را از یک محور به چند محور تقسیم کرد. این تقسیم، قدرت چانه‌زنی ایجاد می‌کند. اگر ایران هم بخشی از نفت خود را در بورس‌های مبتنی بر یوآن عرضه کند، در عمل یک بازار موازی می‌سازد. بازار موازی یعنی امکان انتخاب. امکان انتخاب یعنی قدرت.
۴- پترویوآن حتی در سطح قراردادهای بلندمدت هم اثرگذار است. تصور کنید ایران و چین قرارداد ۱۰ ساله انرژی امضا کنند که تسویه آن تماما یوآنی باشد. در این حالت، بانک‌های دو کشور سازوکارهای ویژه تسویه ایجاد می‌کنند، خطوط اعتباری باز می‌شود، و شرکت‌های دو طرف یاد می‌گیرند با یک ارز مشترک کار کنند. این فرآیند به تدریج یک اکوسیستم مالی می‌سازد. اکوسیستم یعنی تکرار، یعنی عادت شدن، یعنی عادی شدن. وقتی یک ارز عادی شد، ریسک آن در ذهن فعال اقتصادی کاهش می‌یابد.
۵- اثر مهم دیگر پترویوآن بر نرخ تبدیل است. اگر حجم بالایی از یوآن وارد کشور شود و مستقیما برای واردات از چین مصرف شود، نیاز به تبدیل مکرر دلار کاهش می‌یابد. هر بار تبدیل ارز، هزینه دارد. حذف این تبدیل‌های چندمرحله‌ای، مانند حذف واسطه‌های اضافی در یک زنجیره توزیع است. وقتی واسطه کم شود، قیمت نهایی تثبیت‌تر می‌شود.
۶- حتی در سطح نمادین نیز پترویوآن اثر دارد. وقتی پیام روشنی به بازار داده شود که فروش نفت دیگر صرفا دلاری نیست، ذهنیت «انحصار دلار» تضعیف می‌شود. بازارها بیش از آنکه با اعداد زندگی کنند، با انتظارات زندگی می‌کنند. اگر انتظار وابستگی مطلق شکسته شود، رفتار سفته‌بازانه هم تعدیل می‌شود. این دقیقا مانند بازاری است که یک برند بزرگ وارد آن می‌شود و انحصار قبلی را می‌شکند؛ صرف ورود رقیب، قیمت‌ها را متعادل‌تر می‌کند.
۷- از زاویه منطقه‌ای نیز پترویوآن می‌تواند نقش تقویت‌کننده داشته باشد. اگر ایران، چین و چند شریک آسیایی دیگر بخشی از تجارت انرژی را با یوآن انجام دهند، به تدریج یک بلوک ارزی شکل می‌گیرد. بلوک ارزی یعنی هماهنگی بیشتر در پرداخت‌ها، تسویه‌های سریع‌تر و کاهش وابستگی به مسیرهای سنتی. این روند، اگر گسترش یابد، می‌تواند حتی بازارهای مالی داخلی را به سمت ابزارهای مبتنی بر یوآن سوق دهد؛ مثلا انتشار اوراق یا ایجاد حساب‌های سپرده یوآنی.
۸- البته توجه داشته باشیم که پترویوآن را باید در چارچوب بازطراحی جایگاه پولی ایران در نظم در حال تغییر جهانی دید. جهان به سمت چندقطبی شدن مالی حرکت می‌کند، اما این گذار تدریجی و پرهزینه است. ایران اگر بخواهد در این مسیر نقش فعال داشته باشد، باید همزمان اصلاحات داخلی را پیش ببرد. بدون مهار کسری بودجه، بدون اصلاح نظام بانکی، بدون حذف رانت ارزی، هیچ ارزی ـ نه دلار، نه یوآن نمی‌تواند ثبات پایدار ایجاد کند.
پترویوآن می‌تواند یک ابزار باشد، اما ابزار در دست ساختار ناکارآمد، معجزه نمی‌کند. اگر اصلاح نهادی همزمان پیش نرود، تغییر ارز تسویه بیشتر شبیه تعویض واحد شمارش خواهد بود تا حل مسئله. برآیند این مسیر چیزی جز انباشت هزینه‌های بدون بازده نیست، اگر سیاست ارزی از سطح نماد به سطح ساختار ارتقا پیدا نکند.
۹- در نهایت، پترویوآن یک ابزار صرف نیست؛ یک پیام است. پیام اینکه فروش نفت می‌تواند از مدار سنتی خارج شود. پیام اینکه جریان ارزی قابل بازطراحی است. پیام اینکه نظام تسویه جهانی تک‌قطبی نیست. این پیام، اگر با قراردادهای واقعی، حجم واقعی و تداوم واقعی همراه شود، می‌تواند جایگاه ارزی کشور را دگرگون کند.
وقتی جریان‌های چند ده میلیاردی از یک ارز به ارز دیگر منتقل می‌شود، ما با تغییر عدد مواجه نیستیم؛ با تغییر مسیر رودخانه مواجهیم. رودخانه‌ای که مسیرش عوض شود، جغرافیای اطرافش را هم تغییر می‌دهد. پترویوآن دقیقا چنین ظرفیتی دارد؛ ظرفیتی برای تغییر مسیر جریان ارزی، تقویت قدرت چانه‌زنی و ساختن یک مدار مالی موازی که می‌تواند به تدریج اثر خود را بر بازار داخلی و خارجی نشان دهد.