بازگشت به نقطه صفر؛ بن‌بست راهبردی ترامپ در مواجهه با ایران

در حالی که تنش‌ها میان واشینگتن و تهران به نقطه جوش رسیده بود، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در چرخشی ناگهانی از مواضع جنگ‌طلبانه خود عقب‌نشینی کرد. او دوشنبه شب با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مدعی شد که حمله نظامی برنامه‌ریزی‌شده علیه ایران را به درخواست مستقیم رهبران عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر به تعویق انداخته است. این اقدام، پرده از واقعیتی برداشت که مدت‌ها در پشت پرده سیاست‌ورزی‌های خاورمیانه پنهان بود: واشینگتن در برابر ایران به «بن‌بست راهبردی» رسیده است.
 توجیه دیپلماتیک یا فرار از شکست نظامی؟
ترامپ در توجیه این عقب‌نشینی که جهان را در بهت فرو برد، ادعا کرد که تمیم بن حمد آل ثانی (امیر قطر)، محمد بن سلمان (ولیعهد عربستان) و محمد بن زاید (حاکم امارات) از او خواسته‌اند تا از ماشه نظامی دست بکشد. به گفته ترامپ، این رهبران عرب معتقدند که می‌توان به توافقی دست یافت که برای آمریکا، کشورهای خاورمیانه و جامعه جهانی قابل قبول باشد.
با این حال، این ادعا در شرایطی مطرح می‌شود که جمهوری اسلامی ایران بارها موضع رسمی خود را اعلام کرده است: هیچ‌گونه مذاکره‌ای درباره پرونده هسته‌ای در شرایط فشار و تحریم وجود ندارد. تهران تاکید دارد که برنامه هسته‌ای این کشور صلح‌آمیز بوده و ماهیت دفاعی دارد؛ لذا بازی ترامپ با کارت «توافق احتمالی» در فضای سیاسی کنونی، بیش از آنکه یک واقعیت دیپلماتیک باشد، تلاشی برای تغییر موازنه شکست‌خورده در افکار عمومی داخلی آمریکا به نظر می‌رسد.تحلیل رسانه‌های صهیونیستی: برجامِ ترامپ؛ تکرار یک تاریخ
روزنامه صهیونیستی «تایمز اسرائیل» در تحلیل دقیق این رویداد، گزارش داد که توافق احتمالی مورد نظر ترامپ، تفاوت ماهوی با «برجام ۲۰۱۵» ندارد؛ همان توافقی که ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش آن را «فاجعه‌بار» خوانده و از آن خارج شده بود.به زعم این رسانه، ترامپ که زمانی با ادعای عدم پوشش برنامه موشکی و نیروهای نیابتی ایران، برجام را رد کرد، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که باید از این مواضع کوتاه بیاید. تایمز اسرائیل با اشاره به اینکه هیچ نشانه‌ای از امتیازدهی تهران در حوزه‌های دفاعی و موشکی دیده نمی‌شود، نوشت: «ترامپ اکنون فقط بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای تمرکز کرده و سایر دغدغه‌های قبلی خود را به حاشیه رانده است.»
این روزنامه صهیونیستی در ادامه تحلیل خود هشدار داد که ترامپ در محاصره سه گزینه بسیار دشوار گرفتار شده است:
۱. پذیرش توافقی مشابه برجام:* که به معنای بازگشت به نقطه شروع و ابطال سیاست «فشار حداکثری» است.
۲. تداوم بن‌بست:* که منجر به فشارهای اقتصادی بر اقتصاد جهانی و فرسایش قدرت آمریکا می‌شود.
۳. بازگشت به جنگ:* که با توجه به ارزیابی‌های نظامی، هزینه‌هایی فراتر از تحمل واشینگتن دارد.
تایمز اسرائیل معتقد است هر توافق جدید، حتی با بازرسی‌های شدیدتر، باز هم نفوذ منطقه‌ای ایران و برنامه موشکی این کشور را مهار نخواهد کرد. همچنین لغو تحریم‌ها در چنین توافقی، میلیاردها دلار در اختیار تهران قرار می‌دهد که می‌تواند توان نظامی و قدرت بازدارندگی ایران را بازسازی کند؛ کابوسی که صهیونیست‌ها از آن واهمه دارند.
 اعتراف از درون ساختار قدرت؛ ارتش راهی جز عقب‌نشینی ندارد
در همین راستا، «جو کنت»، مدیر سابق مرکز ملی مبارزه با تروریسم در دولت ترامپ، با انتشار متنی انتقادی که به نوعی درز اطلاعات پشت پرده محسوب می‌شود، پرده از نگاه واقعی بدنه امنیتی و نظامی آمریکا برداشت. کنت با استناد به گزارش‌های تحلیلی نیویورک‌تایمز نوشت: ارتش آمریکا اکنون به ترامپ همان حقیقتی را گوشزد می‌کند که از همان آغاز تنش‌ها مشخص بود: «هیچ راه حل نظامی فوری در ایران وجود ندارد.»
او با صراحت اعلام کرد که اقدامات اولیه دولت آمریکا، شرایط را برای بن‌بست فعلی فراهم کرده است. از نگاه این مقام امنیتی سابق، بهترین گزینه برای ترامپ این است که «اعلام پیروزی کند و از جنگ کنار بکشد.»
کنت تحلیل خود را این‌گونه تکمیل کرد: «حملات آینده نه تنها کارآمد نخواهند بود، بلکه تلفات بیشتری برای آمریکا به همراه داشته و عزم ایران را جزم‌تر می‌کند.» او همچنین به شکست سیاست ترور اشاره کرد و نوشت: «کشتن رهبران، نتیجه معکوس داشته و مردم ایران را بیش از پیش متحد کرد. دنبال کردن سیاست تغییر حکومت، اقدامی احمقانه است.» او پیشنهاد می‌دهد که واشینگتن باید به سیاست «هویج و چماق» روی آورد؛ یعنی کاهش حضور در منطقه، کاهش خطر درگیری‌های ناخواسته و ازسرگیری مذاکرات واقعی همراه با رفع تحریم‌ها.
 عبور از فانتزی به واقعیت
گزارش‌ها و شواهد موجود نشان می‌دهد که دونالد ترامپ پس از عبور از گردنه پرخطر تقابل نظامی، اکنون به دنبال راهی برای خروج از این «باتلاق خودساخته» است. عقب‌نشینی او از ادعای حمله نظامی، نه یک ژست دیپلماتیک که در واقع واکنشی به واقعیت‌های میدانی است.
ایران با تکیه بر استراتژی صبر راهبردی و نمایش اقتدار دفاعی، عملاً گزینه‌های نظامی روی میز ترامپ را بی‌اثر کرده است. حالا جهان نظاره‌گر این است که آیا رئیس‌جمهور آمریکا حاضر خواهد شد با پذیرش واقعیتی به نام «ایرانِ قدرتمند»، تن به توافقی بدهد که حتی از دید رسانه‌های متحدش، بازگشت به همان برجامِ «فاجعه‌بار» قبلی است، یا همچنان بر طبلِ بن‌بست می‌کوبد؟
به نظر می‌رسد زمان برای آزمون و خطای ترامپ به پایان رسیده است؛ هر توافقی که اکنون صورت گیرد، بیش از آنکه یک پیروزی برای آمریکا باشد، اعترافی ناگزیر به شکست سیاست «فشار حداکثری» است. ایران بار دیگر ثابت کرده است که در برابر تهدید، سر خم نمی‌کند و در برابر دیپلماسی عزتمندانه، منطقی‌ترین کنشگر منطقه باقی خواهد ماند.