اثبات یک گزاره راهبردی در پکن
حنیف غفاری
سفر اخیر رئیس جمهور آمریکا به پکن، یکی از تلخ ترین تجربیات وی در عرصه سیاست خارجی کشورش محسوب می شود.اگرچه دونالد ترامپ در روایتسازی همیشگی خود، تلاش کرد تا نتایج این سفر را مثبت، موثر و مملوء از دستاوردهای گوناگون به سود منافع واشنگتن جلوه دهد، اما بر همگان مسجل است که میان روایتسازی کاخ سفید و آنچه در واقعیت رخ داده فاصله ای عمیق وجود دارد! صورت مسئله گویاست: یکی از گزاره های راهبردی که در جریان سفر ترامپ به پکن به اثبات رسید، «تقویت راهبرد موازنه منفی از سوی چین»بود.
در فضای پیچیده و چندلایه روابط بینالملل، یکی از رویکردهایی که به حفظ استقلال و افزایش قدرت مانور کشورها کمک میکند، سیاست موازنه منفی است. این سیاست بر این ایده استوار است که کشور از ارائه امتیازهای خاص، وابستگیزا و انحصاری به هر قدرت خارجی خودداری کرده و بدینترتیب اجازه نمیدهد هیچ بازیگری در محیط راهبردی آن به موقعیتی برتر دست یابد. این رویکرد نهتنها به محدودسازی نفوذ خارجی منجر میشود، بلکه ظرفیتهای داخلی کشور را نیز فعال و تقویت میکند.نخستین پیامد اتخاذ موازنه منفی، افزایش استقلال تصمیمگیری است. هنگامی که کشوری به هیچ قدرت خارجی امتیاز ویژه نمیدهد، در برابر فشارها، خواستهها یا انتظارهای آن قدرت نیز متعهد نمیشود. چنین کشوری آزادی بیشتری برای تعیین راهبردهای امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک خود خواهد داشت. نبود وابستگی انحصاری باعث میشود تصمیمسازی نه براساس ملاحظات بیرونی، بلکه بر پایه منافع واقعی و اولویتهای ملی شکل گیرد.
رئیس جمهور آمریکا در جریان سفر اخیر خود به پکن تلاش کرد تا «ملاحظات بیرونی»را بر «نیازهای راهبردی در چین» تفوق بخشیده و به نوعی، گارد بسته چین در برابر آمریکا را باز کند. با این حال آنچه در جریان این سفر رخ داد، مانع از تحقق این هدف شد.
تاکید پکن بر«مواجهه با آمریکا در صورت تشدید مناقشه تایوان»،«تداوم خرید نفت ایران از سوی چین»،«رد روایتسازی های ترامپ در خصوص مناسبات چین و ایران»و .....جملگی سبب شد تا ترامپ متوجه تثبیت و تقویت راهبرد«موازنه منفی»در حوزه سیاست خارجی پکن شود.
چینی ها در جریان سفر اخیر ترامپ، حاضر به ارائه امتیازات انحصاری به واشنگتن نشده و در مقابل، بر الگوی ویژه و چندجانبه گرایانه مدنظر خود در حوزه روابط بین الملل تاکید کردند. ترامپ قصد داشت خطوط قرمز راهبردی پکن را در جریان سفری سه روزه در هم شکسته و آن را با برخی الگوهای انتزاعی( به سود منافع آمریکا) جایگزین سازد اما در دیوار چین متوقف شود!
دلیل اتخاذ چنین رویکرد و راهبردی از سوی پکن مشخص است: چین در اسناد بالادستی و حتی سالیانه سیاست خارجی آمریکا به مثابه یک«تهدید اصلی و ثابت»علیه واشنگتن مورد شناسایی قرار گرفته و«مهار همه جانبه پکن»مبدل به یک استراتژی در کاخ سفید شده است. فراتر از آن، چین به وضوح دریافته است که عقب نشینی لفظی ترامپ در برابر پکن و استفاده از کلیدواژگانی مانند «لزوم همزیستی موثر واشنگتن -پکن»، با سیاستهایی مانند «جنگ تعرفهای»و«مداخلهگرایی مستمر آمریکا در حوزه پیرامونی چین» تناسبی ندارد.