گنجهای جنگ
حال که در شرایط جنگی قرار داریم، جا دارد جنگ را نه از نگاه ناتراز عرف، که از نگاه درست قرآن، بهتر ببینیم. نگاه درست که داشته باشیم، تحلیل درست میکنیم و تصمیم درست میگیریم. شاید باورش سخت باشد، ولی جنگ و دشمنیِ درست، آنقدر برای تزکیه و رشد روح فرد و جامعه لازم است که خدا برای هر پیامبری، دشمنی از صف جن و انس جور کرد. (وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوه).
گویا دشمن جنی و انسی داشتن، رکنی از ارکان لوازم رشد است. دشمن که داشته باشی، زیاد استراحت نمیکنی. لم نمیدهی. خودت را جمع میکنی. برای پیشرفت و ساختوساز به تکاپو میافتی. راهی جز این نخواهی داشت که پابهپای دشمن پیشرفت کنی. اقتصادت را که هدف بگیرد، به فکر علاج میافتی، چارهاندیشی میکنی و پیشرفت میکنی. آنگاه در گیر و دار جهاد و تلاش و مقاومت، به قرآن و سخنان اهلبیت علیهم السلام نیازمندتر میشوی که راه و چاه پیشرفت را بهتر و دقیقتر بشناسی. در این صورت قرآن را نه برای ثوابِ خالی، که برای کشفِ حقیقت و شناساییِ راهکار خواهی خواند. و آنگاه روضه و توسل برای توی رزمنده تنها یک مراسم و سنّت نخواهد بود؛ بلکه آن را ضرورتی بیجایگزین میبینی که نمیشود بدون آن قدم از قدم برداشت.
تمام فضائل اجتماعی و فردییی که در سالهای دفاع مقدّس و پس از آن، از دفائن العقول رزمندهها و شهدا و مردم رو آمد و نورش عالمگیر شد، در سایهی جنگ بود. باید بازخوانی کرد سخنان تراز امام را که اگر یادمان برود امام چه میفرمود، سیل حرفهای آبکی ما را با خود به جهالتآباد میبرد.
امام در سال آخر عمر شریفشان نوشت: «هر روز ما در جنگ بركتى داشتهايم كه در همه صحنهها از آن بهره جستهايم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودهايم. ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نمودهايم. ما در جنگ، پرده از چهرهی تزوير جهانخواران كنار زديم. ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناختهايم. ما در جنگ به اين نتيجه رسيدهايم كه بايد روى پاى خودمان بايستيم. ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم. ما در جنگ ريشههاى انقلاب پر بار اسلامىمان را محكم كرديم. ما در جنگ حس برادرى و وطن دوستى را در نهاد يكايک مردمان بارور كرديم. ما در جنگ به مردم جهان و خصوصا مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامى قدرتها و ابرقدرتها ساليان سال مىتوان مبارزه كرد. جنگ ما كمک به افغانستان را به دنبال داشت. جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت. جنگ ما موجب شد كه تمامى سردمداران نظامهاى فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند. جنگ ما بيدارى پاكستان و هندوستان را به دنبال داشت. تنها در جنگ بود كه صنايع نظامى ما از رشد آن چنانى برخوردار شد و از همهی اينها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق يافت.
همه اينها از بركت خونهاى پاک شهداى عزيز هشت سال نبرد بود، همه اينها از تلاش مادران و پدران و مردم عزيز ايران در ده سال مبارزه با امريكا و غرب و شوروى و شرق نشأت گرفت. جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نيست. جنگ ما جنگ فقر و غنا بود. جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد. چه كوتهنظرند آنهايى كه خيال مىكنند چون ما در جبهه به آرمان نهايى نرسيدهايم، پس شهادت و رشادت و ايثار و از خودگذشتگى و صلابت بیفايده است! در حالى كه صداى اسلامخواهى آفريقا از جنگ هشت سالهی ماست. علاقه به اسلامشناسى مردم در امريكا و اروپا و آسيا و آفريقا يعنى در كل جهان از جنگ هشت سالهی ماست.
خدای متعال بهتر از حضرت امام، فواید و برکات جنگ را میداند. از این روست که هیچ پیامبری را از نعمت وجود دشمن محروم نساخت. ما را هم همچنین. فقط میماند این که بدانیم کی وقت جنگِ خوب و بابرکت فرا میرسد. و کدام جنگ، ویرانگر است. پاسخش چندان پیچیده نیست. جنگ ویرانگرِ خانمانسوز، جنگی است که خودِ ما در آن تجاوزگر باشیم. اما اگر مظلوم و بیگناه باشیم و به ما از سوی دشمنی حمله شود، به ویژه اگر تجاوزگر، مستکبرِ کافرِ حربی باشد، این جنگ را خدا برای ما انتخاب کرد. پس لابد از پسش برمیآییم و از نصرت خدا و نزول صف ملائکه در آن برخورداریم. نعمتِ چنین جنگی را با گفتوگو ضایع کنی، عزت و نصرت را به ذلت و شکست و ناکامی بدل کردهای. قاعدتا خدا زرنگتر از آن است که بتوان دورش زد و دستآوردهای تمدنی جهاد فی سبیل الله را با گفتوگو به چنگ آورد.