بایستههای نبرد با دشمن غدار و قدرتمند
مسعود پیرهادی
تاریخ، دانشگاهی است که شهریه آن را ملتها با خون و رنج میپردازند. ملتهای هوشمند اما از هر تجربه، سرمایهای برای آینده میسازند و اجازه نمیدهند هزینههای پرداختشده بیثمر بماند. جنگ دوازدهروزه و نبرد رمضان، مجموعهای از آموزههای راهبردی را پیش روی ما قرار میدهد که فراتر از یک مقطع زمانی یا یک جغرافیای خاص است.
نخستین درس این است که در برابر دشمن غدار، خوشبینی راهبردی جایگاهی ندارد. غفلت از ماهیت دشمن، هزینهای بسیار سنگینتر از بزرگنمایی توان او دارد. دشمنی که سابقه طولانی در عهدشکنی، فریب، عملیات روانی و بهرهگیری از همه ابزارهای ممکن برای ضربه زدن دارد، نباید صرفا با شعارها و ادعاهای دیپلماتیک سنجیده شود؛ بلکه باید بر اساس عملکرد واقعی او مورد ارزیابی قرار گیرد. قرآن کریم نیز مؤمنان را به هوشیاری فراخوانده و بارها نسبت به فریب دشمن هشدار داده است. اعتماد نابجا به دشمن، نه نشانه عقلانیت، بلکه نشانه فراموشی تجربههای تاریخی است.
دومین درس، ضرورت آمادگی دائمی است. یکی از ویژگیهای دشمنان قدرتمند آن است که زمان حمله را خود انتخاب میکنند. آنان منتظر میمانند تا حریف در شرایطی قرار گیرد که کمترین آمادگی را داشته باشد. از این رو، جامعهای که آمادگی خود را به روزهای بحران موکول کند، عملا بخشی از میدان را از پیش واگذار کرده است. آمادگی صرفا به معنای تجهیزات نظامی نیست؛ آمادگی اقتصادی، رسانهای، امنیتی، فناورانه و حتی فرهنگی نیز بخشی از قدرت بازدارندگی محسوب میشود.
سومین بایسته، حفظ وحدت و انسجام ملی است. تقریبا در همه نبردهای بزرگ تاریخ، شکافهای داخلی یکی از مهمترین نقاط نفوذ دشمن بوده است. دشمن زمانی بیشترین موفقیت را به دست میآورد که بتواند جامعه هدف را به چند اردوگاه متخاصم تبدیل کند. اختلاف نظر طبیعی است، اما تبدیل اختلاف سلیقه به نزاع فرسایشی، دقیقا همان زمینی است که دشمن در آن احساس برتری میکند. تجربه نشان داده است که ملتهای متحد، حتی در شرایط ضعف نسبی نیز توان عبور از بحرانها را دارند، اما جوامع متفرق، گاه با وجود برخورداری از امکانات فراوان، شکست خوردهاند.
چهارمین درس، اهمیت فرماندهی واحد و تبعیت از راهبرد کلان است. در میدان نبرد، تکثر مراکز تصمیمگیری و حرکتهای جزیرهای میتواند خسارتآفرین باشد. در نبردهای صدر اسلام نیز هرجا نیروها از فرماندهی واحد فاصله گرفتند، آسیب دیدند و هرجا هماهنگی و انسجام وجود داشت، دستاوردها ماندگار شد. دشمنان بزرگ معمولا دارای ساختارهای پیچیده و منسجم هستند و مقابله با آنان بدون نظم و هماهنگی، دشوار و پرهزینه خواهد بود.
پنجمین درس، اهمیت صبر راهبردی است. گاهی تصور میشود که پاسخ سریع، همواره بهترین پاسخ است؛ در حالی که بسیاری از پیروزیهای بزرگ تاریخ محصول صبر، محاسبه و انتخاب زمان مناسب بوده است. دشمنان حرفهای برای تحقق اهداف خود گاه سالها و حتی دههها برنامهریزی میکنند. مقابله با چنین دشمنی نیز نیازمند نگاه بلندمدت، حوصله راهبردی و پرهیز از تصمیمهای احساسی و مقطعی است. شتابزدگی میتواند دستاوردهای بزرگ را از بین ببرد.
ششمین بایسته، توجه به جنگ روایتهاست. در جهان امروز، میدان نبرد تنها به خاک و آسمان محدود نیست. افکار عمومی، رسانهها، شبکههای اجتماعی و جریان اطلاعات، بخشی از میدان اصلی نبرد هستند. دشمنی که در عرصه نظامی ناکام میماند، تلاش میکند نتیجه را در ذهن مخاطبان تغییر دهد. از این رو، تبیین واقعیتها، مقابله با تحریفها و روایت دقیق رخدادها، بخشی از الزامات دفاع ملی است. پیروزیای که روایت نشود، ممکن است در ذهن مخاطب به شکست تبدیل شود و شکستی که هنرمندانه روایت شود، گاه بهعنوان موفقیت عرضه میگردد.
هفتمین درس، ضرورت خوداتکایی است. تجربههای متعدد نشان داده است که در لحظات حساس، هیچ ملتی نمیتواند امنیت خود را بر پایه وعدههای دیگران بنا کند. دوستیها و دشمنیها در نظام بینالملل تابع منافع هستند و نه احساسات. بنابراین هر اندازه توان داخلی یک کشور در حوزههای مختلف افزایش یابد، قدرت چانهزنی و امنیت آن نیز بیشتر خواهد شد.
و سرانجام، مهمترین درس آن است که ایمان و اراده، همچنان از مهمترین مؤلفههای قدرت هستند. تاریخ سرشار از نمونههایی است که در آن، ملتها و گروههایی با امکانات کمتر، اما با انگیزه و باور بیشتر، بر دشمنانی به ظاهر شکستناپذیر غلبه کردهاند. تجهیزات، فناوری و ثروت اهمیت دارند، اما زمانی اثرگذار خواهند بود که در کنار اراده، امید و باور به پیروزی قرار گیرند.
جنگ دوازدهروزه و تجربههای تاریخی مشابه، بار دیگر این حقیقت را یادآوری میکند که نبرد با دشمن غدار و قدرتمند، تنها با سلاح انجام نمیشود؛ بلکه نیازمند هوشیاری، وحدت، صبر، آمادگی مستمر، خوداتکایی و شناخت دقیق میدان است. ملتهایی که این اصول را فراموش کنند، ناچار خواهند شد دوباره همان هزینهها را بپردازند؛ اما ملتهایی که از تجربهها درس بگیرند، حتی سختترین تهدیدها را به فرصتی برای اقتدار و پیشرفت تبدیل خواهند کرد.