روایت بی‌اعتمادی به دشمن 

عبدالله ترابی
تحلیلگر مسائل سیاسی 
خبر امضای الکترونیکی تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا، پرسش‌های متعددی را در افکار عمومی ایجاد کرده است. چرا توافقی که پس از سال‌ها تنش، بی‌اعتمادی، تحریم و حتی درگیری‌های پرهزینه میان دو کشور شکل گرفته، قرار است به‌صورت الکترونیکی و از راه دور امضا شود؟ آیا چنین توافقی از اعتبار کافی برخوردار است؟ آیا ضمانت اجرایی دارد؟ و آیا این شیوه در روابط بین‌الملل سابقه‌ای دارد؟
برای پاسخ به این پرسش‌ها، ابتدا باید میان «شکل امضا» و «اعتبار توافق» تفاوت قائل شد. در حقوق بین‌الملل، اعتبار یک توافق بیش از آنکه به کاغذ، قلم، محل امضا یا برگزاری یک مراسم رسمی وابسته باشد، به اراده دولت‌ها، اختیار امضاکنندگان و پذیرش رسمی تعهدات بستگی دارد. امروزه بسیاری از اسناد و توافقات از طریق سامانه‌های الکترونیکی امن، تبادل اسناد دیجیتال و کانال‌های رسمی دیپلماتیک نهایی می‌شوند؛ بنابراین صرف الکترونیکی بودن امضا، نه از اعتبار یک توافق می‌کاهد و نه آن را به سندی کم‌اهمیت تبدیل می‌کند.
با این حال، مسئله اصلی در موضوع ایران و آمریکا جای دیگری است. آنچه اهمیت دارد، نه نوع امضا، بلکه میزان تعهد طرفین به اجرای توافق است. تجربه روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که هیچ توافقی صرفاً به دلیل شکل امضا معتبر یا نامعتبر نمی‌شود. اعتبار واقعی هر توافق در مرحله اجرا سنجیده می‌شود. تاریخ نیز سرشار از توافقاتی است که با حضور رؤسای جمهور، وزرای خارجه و در برابر دوربین‌های جهان امضا شدند، اما عمر کوتاهی داشتند. در مقابل، توافقاتی نیز وجود داشته‌اند که دور از هیاهوی رسانه‌ای و بدون تشریفات گسترده منعقد شدند، اما سال‌ها مبنای همکاری میان دولت‌ها قرار گرفتند.
در مورد ایران و آمریکا، تجربه برجام نمونه‌ای روشن است. توافقی که پس از سال‌ها مذاکره فشرده، با تشریفات رسمی و پوشش گسترده رسانه‌ای به نتیجه رسید، اما در نهایت با خروج یک‌جانبه آمریکا با چالش جدی مواجه شد. این تجربه نشان داد که عکس یادگاری، مراسم رسمی و امضای حضوری به تنهایی نمی‌تواند ضامن پایبندی دولت‌ها به تعهداتشان باشد. آنچه اهمیت دارد، وجود سازوکار‌های روشن برای اجرا، نظارت، راستی‌آزمایی و هزینه‌مند شدن نقض تعهدات است.
از این منظر، امضای الکترونیکی تفاهم جدید را می‌توان از چند زاویه تحلیل کرد. نخست، تحولات فناوری و تغییر ماهیت دیپلماسی در جهان امروز. بسیاری از فرآیند‌های سیاسی، اقتصادی و حقوقی به سمت فضای دیجیتال حرکت کرده‌اند و دیپلماسی نیز از این قاعده مستثنا نیست.
دوم، تلاش برای کاهش حساسیت‌های سیاسی و رسانه‌ای. توافق میان ایران و آمریکا همواره با حساسیت‌های گسترده داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی همراه بوده است. در چنین شرایطی، امضای الکترونیکی می‌تواند به طرفین امکان دهد که به جای تمرکز بر نماد‌ها و حواشی سیاسی، بر متن و محتوای توافق متمرکز شوند.
سوم، واقعیت انکارناپذیر بی‌اعتمادی میان دو کشور. روابط تهران و واشنگتن طی دهه‌های گذشته با بحران‌ها و اختلافات عمیق همراه بوده است. از این رو، انتخاب شیوه‌ای کم‌هزینه‌تر و کم‌حاشیه‌تر برای نهایی‌سازی توافق را می‌توان بازتابی از همین واقعیت سیاسی دانست. به بیان دیگر، شاید مهم‌ترین پیام این نوع امضا آن باشد که دو طرف هنوز در مرحله اعتماد کامل قرار ندارند و ترجیح می‌دهند بیش از آنکه بر نمایش توافق تکیه کنند، بر اصل توافق تمرکز داشته باشند.
با این همه، پرسش اصلی برای افکار عمومی ایران نباید این باشد که توافق با امضای دیجیتال انجام می‌شود یا با قلم روی کاغذ. پرسش اصلی این است که طرفین چه تعهداتی پذیرفته‌اند؟ چه منافعی برای ملت ایران تأمین شده است؟ چه تضمین‌هایی برای اجرای تعهدات وجود دارد؟ در صورت نقض توافق، چه سازوکاری برای پیگیری حقوق طرف مقابل پیش‌بینی شده است؟ و آیا توافق از پشتوانه حقوقی و ملی لازم برخوردار است یا خیر؟
در نهایت، ارزش هر توافق را نه شکل امضا، بلکه میزان پایبندی طرف‌ها به تعهدات و نتایج عملی آن برای ملت‌ها تعیین می‌کند. اگر یک تفاهم‌نامه بتواند منافع ملی را تأمین کند، از ضمانت‌های اجرایی کافی برخوردار باشد و حقوق کشور را حفظ نماید، الکترونیکی بودن امضای آن اهمیت چندانی نخواهد داشت. اما اگر چنین تضمین‌هایی وجود نداشته باشد، حتی رسمی‌ترین مراسم امضا نیز نمی‌تواند موفقیت و ماندگاری آن را تضمین کند. در سیاست خارجی، اعتبار واقعی توافق‌ها نه در لحظه امضا، بلکه در میدان اجرا و در آزمون زمان مشخص می‌شود.