حیف است درجا بزنیم!
هر از گاهی باید در اصلِ دین اندیشید؛ برای یافتن نگاهِ تروتازهتر، کسبِ برداشتِ شورانگیزتر، کشف تصویر زیباتر و داشتن فهم دقیقتر، که پیشنیازِ عمل بهتر به دین است.
روزمرّگیِ دینداری، ما را به این میکشاند که دین را مجموعهای از ضوابط و مقررات بدانیم که انسان را از فاسد شدن میرهاند. لابد در عوض رنج و زحمت مؤمنین برای دوری از فساد و تباهی، خدا جایزهی بهشت را برایشان پیشبینی کرده تا خستگیشان در برود.
این نگاهِ ناقص، دستِ پایین و نازیبا چندان نمیتواند ما را به دین جذب کند. دین در این نگاه، زیادی حداقلی است؛ چیزی شبیه مقررات راهنمایی و رانندگی برای حفظ نظم خیابان، یا ضوابط و سازوکارهای اداری که مانع تقلب و زدوبند است. چنین دینی را با همچین کارکردی نمیشود دوست داشت و عاشق شد. همچنان که نه مقررات راهنمایی و رانندگی دوست داشتنیاند و نه سازوکارهای اداری چندان خواستنی. صرفا میتوان قبولشان داشت و به آنها پایبند شد.
دین قاعدتا زیباتر از این حرفهاست. پس لابد کارکرد هیجانانگیزتری از آن چه خیلیها میپندارند دارد. دین صرفا برنامه نیست؛ راه است. که در این راه، انسان بزرگتر، زیباتر، قویتر، داناتر و روز به روز به خدا نزدیکتر میشود. پشتِ چراغ قرمز ایستادن یا فلان قانون اداری را رعایت کردن هیچ طعم و مزهای ندارد. هر چه هم تکرار کنی، حس تازهای ندارد. اما نماز که ستون دین است، چنین نیست.
رنگ و بو و مزه دارد. هر چه هم نماز بخوانی و مزهی نماز را بچشی، باز طعمهای شیرینتر و دلچسبتری هست که هنوز نچشیدهای. باز راه نرفته و قلههای هنوز فتح نشده هست.
دینداری شکوفایمان میکند. برای کشف خودمان کمکمان میکند. آنگاه از تجربهی خودِ جدیدمان لذت میبریم و این لذت بردن نوبهنو میتواند تا آخر عمر ادامه یابد. چرا که آخرِ خطّی به کار نیست. دینِ اسلام برنامهای برای بینهایت بهتر شدن، و راهی بیانتها برای به خدا نزدیک شدن است.
هر چه به خدا نزدیکتر شویم، مسیر زیباتر و هیجانانگیزتر میشود. هر چه انسان پیش برود، زیباتر و قویتر و نورانیتر میشود و هرگز به آخر خط نمیرسد.
تکرار مکررات در نماز، حکایت از این دارد که هر چه انسان به کبریائی، رحمت، مالکیت و احدیت خدا یقین کند، باز این مفاهیم جای کار دارد و بیشتر میتوان باورشان داشت. هر پلهی بالاتر در یقین به اسما و صفات خدا یعنی قدرت بیشتر، درجهی بالاتر، وجود زیباتر، قلب نورانیتر و زندگی با سعادتتر.
قرار نبوده سالها نماز و عبادت و معرفتمان در یک سطح بماند. حواسمان به این ویژگی دین باشد، توقعمان بالاتر میرود و ای بسا سریعتر پیش برویم. با چنین دین پرخاصیتی حیف است درجا بزنیم.