واکاوی تلاقی دیپلماسی در عمان و تبادل آتش در قشم
قفل تنگه تا تسلیم واشنگتن باز نمی‌شود

گروه سیاسی
گزارش‌های میدانی و دیپلماتیک نشان‌دهنده یک «دوگانگی معنادار» در پرونده تنگه هرمز است. از یک سو، ماشین دیپلماسی در مسقط در حال طراحی معماری جدید امنیتی و حقوقی برای این آبراه حیاتی است و از سوی دیگر، تبادل آتش و درگیری‌های دریایی در بالاترین سطح خود در طول جنگ شش‌ماهه اخیر قرار دارد.
تفاهم تهران و مسقط می‌تواند یک پیروزی دیپلماتیک برای تثبیت هژمونی ایران باشد. دعوت از وزرای خارجه کشورهای حاشیه خلیج فارس، نه برای تصمیم‌گیری مشترک، بلکه برای تفهیم این واقعیت است که «نظم آینده تنگه هرمز تنها در تهران نوشته می‌شود». با این حال، حمله بامداد یکشنبه به یک کشتی کانتینربر ایرانی در نزدیکی جزیره هنگام که منجر به جان باختن یکی از هم‌وطنان (جمشید رجبی) و مجروح شدن چهار تن دیگر شد، نشان می‌دهد که ایالات متحده و متحدانش در تلاشند تا با ناامن‌سازی مستمر، هزینه این اقتدار را بالا ببرند. این حمله، پس از عملیات تلافی‌جویانه ایران علیه ده کشتی در پاسخ به تجاوزات آمریکا به پنج نفتکش ایرانی، ثابت می‌کند که سایه جنگ همچنان بر این آبراه سنگینی می‌کند و فروپاشی توافق ژوئن، فضای هرگونه مماشات را از بین برده است.
چرا گفتگوی تهران و مسقط به معنای باز شدن تنگه هرمز نیست؟
درک این موضوع حیاتی است که توافق مسقط، مجوز عبور نیست، بلکه آیین‌نامه عبور در صورت رفع تخاصم است. دلایل زیر نشان می‌دهد که چرا این تفاهم به معنای بازگشایی فوری تنگه هرمز نخواهد بود:
۱. تفکیک چارچوب از اجرا: تفاهم مسقط صرفاً زیرساخت‌های فنی، حقوقی و مسیرهای تردد را با محوریت حاکمیت مطلق ایران مشخص می‌کند. این یعنی ایران قوانین بازیِ آینده را تعیین کرده است، اما سوت آغاز این بازی زمانی زده می‌شود که شروط راهبردی تهران محقق شود.
 ۲. گره کور در واشنگتن است، نه مسقط: توقف تردد تجاری و بسته ماندن عملی تنگه، معلول جنگ‌افروزی و عدم پذیرش حقوق ایران توسط آمریکاست. تا زمانی که ارتش آمریکا به تجاوزات خود (مانند حمله اخیر در ساحل شیب‌دراز قشم) ادامه می‌دهد و شروط ایران را برای پایان جنگ شش‌ماهه نپذیرفته، هیچ توافق دوجانبه‌ای با عمان نمی‌تواند امنیت فیزیکی و لجستیکی آبراه را برای بازگشایی تضمین کند.
 ۳. تثبیت اهرم فشار پیش از توافق نهایی: ایران با این تفاهم به جهان پیام می‌دهد که «ما برای مدیریت امن آبراه برنامه داریم و مخل امنیت نیستیم»، اما هم‌زمان اجرای آن را به تعلیق درمی‌آورد تا نشان دهد مسبب اصلی این انسداد، لجاجت و جنگ‌طلبی طرف غربی است.
چرا ایران نباید اجازه دهد این گفتگوها فشار بازارهای جهانی را از دوش کاخ سفید بردارد؟
خطرناک‌ترین تله راهبردی در مقطع کنونی، مخابره «سیگنال‌های کاذبِ آرامش» به بازارهای جهانی است. دستگاه دیپلماسی و رسانه‌ای ایران باید به شدت مراقب باشد که اخبار نشست عمان، توسط رسانه‌های غربی به عنوان «قریب‌الوقوع بودن بازگشایی تنگه هرمز» فاکتور نشود. دلایل این ضرورت عبارتند از:
۱. خنثی‌سازی بزرگترین اهرم قدرت ایران: اصلی‌ترین ابزار فشار ایران در این جنگ شش‌ماهه، تأثیر انسداد هرمز بر زنجیره تأمین جهانی، قیمت انرژی و تورم در کشورهای غربی است. اگر بازارهای جهانی با شنیدن خبر تفاهم مسقط آرام شوند، در واقع ایران بدون آنکه امتیازی در میدان نبرد از آمریکا گرفته باشد، مهم‌ترین اهرم فشار خود را سوزانده است.
 ۲. خرید زمان برای جنگ‌افروزان کاخ سفید: دولت آمریکا در شرایط فعلی به شدت تحت فشار افکار عمومی، شرکای تجاری و بازارهای مالی است. ایجاد امید واهی به باز شدن تنگه هرمز، این فشار خردکننده را از دوش مقامات کاخ سفید برمی‌دارد و به آن‌ها زمان می‌دهد تا بدون پرداخت هزینه سیاسی و اقتصادی در داخل کشورشان، به حملات نظامی و فرسایشی علیه منافع ایران ادامه دهند.
 ۳. جلوگیری از شرطی‌سازی افکار عمومی: اگر تصور شود تنگه در حال باز شدن است، طولانی شدن انسداد آن (به دلیل عدم تمکین آمریکا) به پای ایران نوشته خواهد شد.
 ایران باید صراحتاً اعلام کند که تفاهم عمان، یک سند «پس از جنگ» است و تا زمانی که کاخ سفید به آتش‌افروزی پایان ندهد و شروط تهران را نپذیرد، بحران انرژی و حمل‌ونقل جهانی که گریبان‌گیر غرب است، پایان نخواهد یافت.
تفاهم مسقط باید به عنوان سندی برای اثبات «مسئولیت‌پذیری و حق حاکمیت ایران» به جهان عرضه شود، اما هم‌زمان باید با صدای بلند و قاطعانه به بازارهای مالی، شرکت‌های بیمه و دولت‌های غربی اخطار داد که تا زمان تسلیم شدن آمریکا در برابر شروط ایران و پایان یافتن این جنگ شش‌ماهه، قفل تنگه هرمز باز نخواهد شد. هرگونه آرامش در بازارهای جهانی، پاداشی رایگان به جنگ‌افروزان کاخ سفید خواهد بود که باید با روایت‌گری دقیق، جلوی آن گرفته شود.