من، شما را برای جنگیدن و کشته شدن در جنگهای احمقانه خارجی که هیچوقت تمامی ندارند، نمیفرستم. این جملهای بود که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری کنونی آمریکا در جریان کارزار انتخاباتیاش در سال ۲۰۲۴، در جمع حامیانش در پنسیلوانیا بر زبان آورد! به گزارش ایرنا ستوننویس گاردین با لحنی طعنهآمیز مینویسد: جنگ در ایران که طی روزهای اخیر تشدید شده، به احتمال زیاد این تصور را ایجاد کند که رئیس جمهور آمریکا زیر قولش زده، اما چنین برداشتی شاید چندان دقیق نباشد. اینکه بگوییم رئیس جمهوری آمریکا این کشور را وارد یک جنگ فاجعهبار و بیپایان دیگر در خاورمیانه کرده است، درست نیست زیرا همانطور که مقامات دولت وی دائما ادعا میکنند، آنچه در ایران رخ میدهد در واقع «جنگ» نیست!
بهعنوان نمونه، جیدی ونس، معاون رئیس جمهوری آمریکا، اوایل ماه جاری، در پاسخ به این پرسش که آیا درگیری در ایران ممکن است تا انتخابات میاندورهای نوامبر پایان بیابد، به خبرنگاران گفت که «من اسمش را جنگ نمیگذارم. در حال حاضر، تیراندازی فعالی جریان ندارد.»
ستوننویس گاردین با حفظ لحن طعنهآمیز خود ادامه میدهد: شاید اینطور که ونس میگوید، باشد، اما «بمبارانهای فعال و نسبتا زیادی» جریان داشته است. اوایل ماه جاری(میلادی)، یک موشک آمریکایی به یک مراسم عروسی در خانهای شخصی در جنوب ایران اصابت کرد و به کشتهشدن(شهادت) دستکم چهار نفر، از جمله یک کودک چهار ساله و یک نوجوان ۱۶ ساله منجر شد. این (جنایت) در مقایسه با کشتاری که در ماه مارس رخ داد، یعنی زمانی که یک موشک «هدایتشونده دقیق» آمریکایی به یک مدرسه ابتدایی در ایران اصابت کرد و در پی آن (دست کم)۱۵۰ نفر، شامل ۱۲۰ کودک، کشته شدند(به شهادت رسیدند)، شاید نسبتا «ملایم» به نظر برسد، اما شخصا همچنان آن را در دسته «جنایتهای جنگی» قرار میدهم.
با این حال، دولت ترامپ نهتنها دائما اصرار دارد که این یک جنگ واقعی نیست، بلکه بر این (ادعا) نیز پافشاری میکند که اساسا هیچگونه «جنایت واقعی» صورت نگرفته است(!) معاون ترامپ حتی مصرانه تمایل دارد تا این روایت را به خورد افکار عمومی بدهد که درباره گزارشهای مربوط به کشته شدن غیرنظامیان، نباید به چشمها و گوشهای خود اعتماد کنید. بهرغم تایید یک کارشناس حوزه تسلیحات و تحلیلی تصویری که نیویورکتایمز انجام داده و تایید میکند که بمبی که به مراسم عروسی در منطقهای مسکونی اصابت کرده، آمریکایی بوده است، ونس همچنان به روایت خود چسبیده و (با نگاهی نژادپرستانه مختص ترامپ و حلقه نزدیکانش)، مدعی است که شاید کل ماجرا را برخی افراد غیر قابل اعتمادِ غیرسفیدپوست ساخته باشند!
ونس در همان نشست خبری که اشاره شد، در رابطه با قتلعام در مراسم عروسی مدعی شد که «رسانههای ایران تاکنون درباره آنچه در این درگیری رخ داده، روایتگر چندان قابل اعتمادی نبودهاند. بنابراین من درباره این موضوع بسیار تردید دارم.»
نگارنده در ادامه مینویسد: شاید معاون رئیس جمهور(آمریکا) تردید داشته باشد، اما من گیج شدهام. اگر این جنگ نیست، پس چیست؟ یک زد و خورد کوچک؟ زنجیرهای پایانناپذیر از عملیاتهای ویژه نظامی؟ یک افتضاح خونین؟ شخص ترامپ در چندین موقعیت آن را جنگ نامیده است. برای نمونه، چهارشنبه هفته گذشته (مدعی شد) که «جنگ بلافاصله پس از انتخابات پایان خواهد یافت.» با این حال، در راستای پیچیدهتر کردن ماجرا، بهتازگی در تایید نظر ونس مدعی شد که این درگیری یک جنگ تمامعیار نیست. ترامپ ماه گذشته هم (مدعی شد) که «من آن را یک درگیری نظامی مینامم، چون برای ما موضوع کماهمیت و کوچکی است.» به باور نگارنده اما، البته این موضوع کماهمیت هزینه بسیار سنگینی دارد؛ همین جنگی که ترامپ اسمش را «جنگ نمیگذارد»، تاکنون دهها میلیارد دلار هزینه روی دست آمریکا گذاشته است. مارک زندی، اقتصاددان ارشد موسسه رتبه اعتیار «مودیز»، برآورد کرده که این درگیری برای هر خانوار معمولی آمریکایی حدود ۱۲۰۰ دلار هزینه داشته است. و البته هزینه انسانی را هم نباید از یاد برد؛ هزاران نفری که جان خود را از دست دادهاند.
اینکه این «درگیری نظامی» را چه بنامیم، صرفا یک مبحث معناشناسی و علم لغات نیست؛ موضوع بهشدت اهمیت دارد. بهویژه اینکه قانون اساسی آمریکا بهصراحت میگوید که رئیس جمهور نمیتواند از روی هوی و هوس و بهطور یکجانبه جنگی رسمی را آغاز کند؛ بلکه تنها کنگره اختیار اعلام جنگ را دارد. البته ترامپ نخستین رئیس جمهوری نیست که بدون اخذ مجوز از کنگره، یک اقدام نظامی گسترده را آغاز میکند. هری ترومن نیز برای دور زدن کنگره، جنگ کره را «اقدام پلیسی» نامید و روسای جمهور بعدی نیز از چنین بازی با کلمات و شامورتیبازیهای مشابهی استفاده کردهاند. اما همانگونه که فردریک لوگوال، مورخ و کارشناس روابط خارجی سوئدی-آمریکایی، در گفتوگویی با دانشکده کِندی دانشگاه هاروارد خاطرنشان کرده است، «موضوع شگفتانگیز درباره ترامپ در شرایط فعلی، این است که او عملا حتی زحمت مشورت با کنگره را هم به خود نداده، چه برسد به اینکه برای جلب موافقت کنگره تلاش کند. به عبارت بهتر، او همانند یک دیکتاتور رفتار میکند.»
البته از حق نگذریم، ترامپ آشکارا اعلام کرده که دارد از روی دست ترومن کپی میکند. او در ضیافتی برای جمعآوری کمک مالی در ماه مارس اذعان کرد: من از کلمه «جنگ» استفاده نمیکنم، چون میگویند اگر از کلمه جنگ استفاده کنید، شاید خوب نباشد. آنها کلمه جنگ را دوست ندارند، چون در آن صورت باید مجوز بگیرید. بنابراین من از «عملیات نظامی» استفاده میکنم که واقعا هم همین است. این یک عملیات نظامی برای نابودی است.
به نوشته نگارنده، اجتناب از اعلان رسمی جنگ همچنین ممکن است به دولت آمریکا کمک کند تا برخی تعهدات «زمان جنگ» در قبال نیروهای نظامی و خانوادههایشان را دور بزند. لیبی کلینر، همسر یکی از خلبانان نیروی هوایی آمریکا که در عملیاتی رزمی علیه ایران در ماه مارس کشته شد، بهتازگی در اینستاگرام نوشت که «برخی مزایاس مشخص را دریافت نمیکند، زیرا آمریکا به لحاظ فنی در وضعیت جنگی قرار ندارد.» کلینر در این پیام اینستاگرامی نوشت: نیروی هوایی بهتازگی به من گفت چون ما بهطور رسمی اعلام جنگ نکردهایم، من و فرزندانم واجد شرایط دریافت برخی مزایا نیستیم. بنابراین نهتنها همسرم در جنگی کشته شد که هرگز نمیخواست در آن شرکت کند، بلکه اکنون آن مزایایی که برای ما باقیمانده را هم بازی با کلمات و برداشت افکار عمومی دیکته میکند. پس از انتشار گسترده این پیام در فضای مجازی، به نظر میرسد دولت برای آرام کردن فضا وارد عمل شده است. ونس بهتازگی مدعی شد که دولت آمریکا اطمینان حاصل خواهد کرد که کلینر «آنچه مستحقش است را دریافت کند.»
با این حال، ستوننویس گاردین دراینباره مینویسد: دولت(آمریکا) شاید بتواند مشکل مزایای کلینر را حل کند، اما جبران و علاج خسارت اقتصادی و سیاسی ناشی از این جنگِ «ناجنگ» برایش بسیار دشوار خواهد بود. میزان رضایت از ترامپ بهشدت در حال سقوط است و اکثریت آمریکاییها از این درگیری که رئیس جمهوری آن را «کماهمیت و کوچک» خوانده و ۶ ماه است که ادامه دارد و زندگی روزمره را خطرناکتر و گرانتر کرده، به ستوه آمدهاند. برآوردی که دانشگاه براون هفته گذشته منتشر کرد، نشان میدهد که این درگیری ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه اضافی انرژی بر دوش آمریکاییها گذاشته است. این «قبض» هر ۲ دقیقه یک میلیون دلار دیگر افزایش مییابد. بهای نفت نیز این هفته برای نخستین بار از ماه جولای تاکنون، به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید.
در پایان این مطلب میخوانیم: این در حالی است که با تشدید تنشها و فقدان هرگونه مسیر روشن برای خروج از جنگ، به نظر میرسد که گزینههای چندانی پیش روی ترامپ قرار ندارد. آنچه برای او مانده، تنها و تنها وعدههای پوچ است. رئیسجمهور آمریکا مدعی شده که قیمت انرژی «بلافاصله پس از انتخابات» سقوط خواهد کرد و در آنچه نشانهای از استیصال کامل مینماید، وعده داده که اگر جمهوریخواهان در ماه نوامبر کنترل هر دو مجلس کنگره را حفظ کنند، به هر شهروند بزرگسال آمریکایی پنج هزار دلار پرداخت خواهد کرد. دولت ترامپ میتواند هر نامی که میخواهد روی این جنگ بگذارد، اما نسلهای آینده آن را اقدامی فاجعهبار برخاسته از غرور و اعتمادبهنفس کاذب خواهند دانست.