جواد شاملو
در روز عاشورا اگر تمام یاران امام حسین (ع) و تمام بنیهاشم به شهادت میرسیدند اما خود اباعبدالله علیهالسلام زنده میماندند، عاشورایی خلق نمیشد و قرنها به عنوان غمبارترین روز تاریخ نزد معتقدان به اسلام ناب، بزرگ داشته نمیشد. آنچه عاشورا را عاشورا کرد خون خود سیدالشهداء علیهالسلام بود، کربلا آنجا کربلا شد و عاشورا آنجا عاشورا شد که «بلندمرتبه شاهی ز صدر زین افتاد...»
خون ولی خدا در عرض دیگر خونها نیست و شهادت او قابل قیاس با شهادت دیگر شهدا نیست. خون ولی خدا باید عصر جدیدی را در حیات فردی و اجتماعی هر خداپرستی ایجاد کند؛ در غیر این صورت، او در آزمون بزرگی شکست خورده است.
در عصر ما یک ولی خدا زندگی میکرد که مرجع تقلید بزرگ جهان تشیع، یکی از بزرگترین دانشمندان اسلامی در طول تاریخ اسلام، یکی از بلندترین نامها در میان سلطهستیزان و آزادیخواهان جهان و رهبر سیاسی قانونی و رسمی ایرانیان بود و به دست کسی به قتل رسید که در میان جرثومههای فساد و تباهی در تاریخ از نامآوران خواهد بود.
مبادا خون آقای شهید و سیدعلی مظلوممان را فراموش کنیم!
ما هم به عنوان ملت و هم به عنوان فرد، در برابر خون او مسئولیم... این خون باید شیرازه زندگی همه ما باشد. او تجسم ایستادگی در برابر نظم ظالمانه جهانی و صدای رسای مستضعفانی بود که در هیاهوی استکبار به حاشیه رانده شدهاند. همانگونه که خون سیدالشهداء (ع) پایههای کاخ اموی را به لرزه درآورد، خون پاک این رهبر فرزانه نیز نقاب از چهره کریه طاغوتهای زمان برکشید و حقانیت مسیر مقاومت را تثبیت کرد. دشمن به خیال خام خود گمان میکرد با حذف فیزیکی او، پرچم مبارزه بر زمین خواهد افتاد؛ غافل از آنکه خون شهید، بذر بیداری است و در شریانهای تاریخ، هزاران اراده خفته را بیدار میکند. این خون اکنون میراثی جهانی برای تمام آزادگان است و ما در نقطه عطفی ایستادهایم که هر قدم و هر موضعمان، پاسخی به ندای «هل من ناصر» او در میدان تقابل حق و باطل است.
در پایان، تصورش هم زیباست که عکس رهبر شهیدمان را در دستان رئیسجمهورمان در مجمع عمومی سازمان ملل ببینیم...