تحلیلگر آمریکایی هشدار داد فشار نظامی و اقتصادی واشنگتن هنوز ایران را به عقبنشینی وادار نکرده و ادامه جنگ هزینههای سنگینی به آمریکا تحمیل میکند
توهم مهلک قمارباز
گروه سیاسی
با وجود ادعاهای دونالد ترامپ درباره تضعیف ایران و نزدیکشدن آمریکا به پیروزی، یک تحلیلگر آمریکایی معتقد است واشنگتن همچنان از دستیابی به اهداف خود در جنگ فاصله دارد. به باور او، تداوم محاصره اقتصادی، حملات نظامی و فشارهای سیاسی نهتنها موضع ایران را در مذاکرات تغییر نداده، بلکه هزینههای نظامی و راهبردی قابلتوجهی نیز به آمریکا تحمیل کرده است. دانیل آر. دپتریس در یادداشتی برای روزنامه «یواسای تودی» هشدار میدهد که خوشبینی زودهنگام دولت ترامپ درباره نتیجه جنگ میتواند قدرت ایران برای ادامه مقابله و تحمیل هزینههای بیشتر به طرف مقابل را نادیده بگیرد. مشروح گزارش «ترامپ مدعی است ایران را شکست دادهایم؛ اما آمریکا هنوز به پیروزی نزدیک نیست»، نوشته دانیل آر. دپتریس، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در رسانه «یو.اس.آ دیلی» را در ادامه میخوانیم:
دولت ترامپ روی این فرض حساب کرده است که با گذشت زمان و افزایش فشارها، حکومت ایران سرانجام واقعبین خواهد شد. اما تردیدی نیست که ایران همچنان از توان نظامی لازم برای تحمیل هزینههای بیشتر برخوردار است.
پس از نزدیک به هشت ماه بنبست، به نظر میرسد ایالات متحده سرانجام در جنگ با ایران در حال عبور از نقطه دشوار و تغییر روند درگیری است؛ دستکم دولت ترامپ چنین تصویری از وضعیت جنگ ارائه میکند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در گردهمایی انتخاباتی ۱۲ اکتبر در یانگزتاونِ ایالت اوهایو، خطاب به هوادارانش گفت: «ما در ایران بودیم؛ کشوری بسیار قدرتمند، یا دستکم قبلاً قدرتمند بود. آنها دیگر قدرتمند نیستند.»چند تحول اخیر، اعتمادبهنفس ترامپ را تقویت کرده است. اقتصاد ایران و ارزش پول ملی این کشور در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار دارد؛ جریان صادرات نفت خام از خاورمیانه در ماه سپتامبر به سطوح پیش از جنگ نزدیک شد و در میان برخی تحلیلگران سیاست خارجی نیز این دیدگاه رو به گسترش است که تهران به نقطهای نزدیک میشود که در آن، پذیرش صلح بر اساس شروط واشنگتن را به ادامه جنگی طولانیتر ترجیح خواهد داد.اما نباید هیچیک از این ارزیابیها را پذیرفت. دولت ترامپ اجازه داده است خوشبینی زودهنگام، بیش از پیش قضاوت راهبردی آن را مخدوش کند.
راهبرد آمریکا همچنان مملو از نقاط ضعف و دامهای پیشبینینشده است و اجرای آن فشار سنگینی بر نیروهای نظامی و غیرنظامیای وارد میکند که مأموریت یافتهاند این راهبرد را عملیاتی کنند.
برخلاف تصویری که کاخ سفید ارائه میدهد، ایالات متحده اکنون بیش از تابستان به پیروزی نزدیک نشده است. تهران همچنان اهرمهای فشاری در اختیار دارد که میتواند از آنها استفاده کند.
پیشرفت آمریکا در جنگ با ایران گمراهکننده است
البته مقامهای آمریکایی در این ادعا اشتباه نمیکنند که امروز، در مقایسه با اوایل سال، نفت بیشتری از خلیج فارس خارج میشود. تولیدکنندگان بزرگ نفت برای دورزدن تنگه هرمز به خطوط لوله جایگزین روی آوردهاند. برخی دیگر نیز با نیروی دریایی آمریکا همکاری میکنند تا عبور نفتکشها از تنگه، در امتداد سواحل عمان، تسهیل شود. این اقدامات دستکم بخشی از نگرانی شرکتهای کشتیرانی درباره حملات ایران را کاهش داده است.
بااینحال، این وضعیت بدون هزینه نیست. ایالات متحده عملاً خود را به مدافع یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان تبدیل کرده است؛ آن هم در شرایطی که تقریباً از حمایت بینالمللی برخوردار نیست و چشمانداز روشنی نیز برای پایان این مأموریت وجود ندارد.
نقشآفرینی بهعنوان «پلیس جهان» در محیطی بهشدت مناقشهآمیز مانند تنگه هرمز، حتی برای نیروی دریایی آمریکا نیز مأموریتی پرهزینه و نیازمند منابع گسترده است. این مأموریت مستلزم استقرار مستمر شمار قابلتوجهی از هواگردها، سامانههای پدافند هوایی و شناورهاست تا مجموعهای از وظایف مختلف انجام شود؛ از هماهنگی مسیرهای دریایی و حفاظت از کشتیها در برابر حملات ایران گرفته تا اطمینان از آمادگی تجهیزات جستوجو و نجات برای زمانی که شناوری از کار میافتد.
ارتش آمریکا بدون تردید توانایی اجرای چنین مأموریتی را دارد؛ اما اگر این وضعیت برای مدتی نامحدود ادامه یابد، فشار ناشی از آن به کاهش بیشتر ذخایر مهمات هدایتشونده دقیق منجر خواهد شد؛ مهماتی که پنتاگون برای درگیریهای احتمالی دیگر نیز به آنها نیاز دارد.
در واقع، جنگ با ایران تاکنون ذخایر تسلیحاتی ارتش آمریکا را تحت فشار قرار داده و بحران تعمیر و نگهداری تجهیزات نیروی دریایی را نیز تشدید کرده است. تعمیرات به تعویق افتاده و مدت مأموریتهای عملیاتی طولانیتر شده است. این وضعیت آمادگی عملیاتی ناوگان را تحت تأثیر قرار داده و در برخی موارد، فشار روانی شدیدی بر خدمه شناورها وارد کرده است.
سرانجام، صورتحساب این وضعیت به آمریکا خواهد رسید؛ آن هم در شرایطی که برنامهریزان نظامی این کشور برای اجرای راهبرد دفاع ملی پنتاگون با دشواری روبهرو هستند.
این مشکلات حتی خطرهایی را که عملیات جاری برای نیروهای نظامی آمریکا به همراه دارد، دربرنمیگیرد. این نیروها مأمور اجرای عملیاتی هستند که میتواند برایشان مرگبار باشد. به گزارش شبکه انبیسی نیوز، در ماه سپتامبر، موشکهای کروز ایران به یک شناور در تنگه هرمز اصابت کردند و هشت تفنگدار دریایی آمریکا زخمی شدند.خطر واردشدن تلفات به نیروهای آمریکایی همواره وجود دارد؛ خطری که ممکن است دولت ترامپ را به ازسرگیری بمبارانهای گسترده سوق دهد و در نتیجه، دستیابی به هرگونه توافق دیپلماتیک برای پایان جنگ را دورتر کند.
ایرانیها مقاومت میکنند، چون هزینه شکست برایشان سنگینتر است
دولت ترامپ روی این فرض حساب کرده است که با گذشت زمان و افزایش فشارها، حکومت ایران سرانجام به این نتیجه میرسد که باید واقعبین باشد، مذاکرات جدی را از سر بگیرد و توافق صلحی را امضا کند که شامل امتیازدهی جامع در برنامه هستهای ایران باشد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در ماه اوت گفته بود که گزینه جایگزین، تشدید خفقان اقتصادی و قطع ارتباط ایران با اقتصاد جهانی است.
بااینحال، بعید است این فرض به نتیجه مطلوب واشنگتن منتهی شود.
تهران در طول این درگیری نشان داده است که وقتی احساس میکند در تنگنا قرار گرفته، گسترش دامنه جنگ و بازگرداندن فشار به واشنگتن، یکی از گزینههای اصلی آن است.
رهبران تندرو ایران این گزینه را بهمراتب بهتر از تسلیمشدن در برابر ترامپ میدانند؛ رئیسجمهوری که نهتنها از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ خارج شد، بلکه در میانه مذاکرات هستهای نیز دو بار به ایران حمله کرده است.
نباید در این باره تردیدی داشت: ایران همچنان توان نظامی لازم برای تحمیل درد و هزینههای بیشتر را در اختیار دارد. تشدید تنش از سوی ایران میتواند به شکلهای گوناگونی صورت بگیرد.
افزایش حملات پهپادی و موشکهای کروز به کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند، هماکنون نیز در جریان است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهتازگی حدود ۳۰ حمله به کشتیها در آبهای منطقه انجام داده است؛ رقمی که از زمان آغاز جنگ در ماه فوریه تاکنون بیسابقه بوده است.هدف از این حملات دو چیز است: نخست، پاسخدادن به محاصرهای که آمریکا برقرار کرده و درآمدهای اقتصادی تهران را تحت تأثیر قرار داده است؛ دوم، تغییر موازنه و بازتعریف شرایط در صورت ازسرگیری مذاکرات پایان جنگ پس از انتخابات میاندورهای آمریکا.
در نتیجه این وضعیت، شرکتهای کشتیرانی بار دیگر در حال ارزیابی میزان ریسکی هستند که حاضرند بپذیرند. قیمت نفت خام همچنان حدود ۵۰ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ است.
اگر ایران به نقطه استیصال برسد، حتی ممکن است به تاکتیکهای تهاجمیتری روی بیاورد و حملات پرتراکم هفتههای نخست جنگ را از سر بگیرد. حملات پهپادی و موشکی ایران به اهداف غیرنظامی، بنادر و تأسیسات فرآوری انرژی در کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز نباید منتفی دانست؛ بهویژه اگر درآمدهای نفتی تهران بهشدت کاهش یابد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، اخیراً در همین زمینه گفته است: «در منطقهای که ما نتوانیم نفت بفروشیم، هیچکس دیگری هم نفت نخواهد فروخت.»
حملات بیشتر گروههای همسو با ایران به منافع آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز یکی دیگر از احتمالات پیش روست؛ گزینهای که دستکم تا حدی به تهران امکان میدهد مسئولیت مستقیم این حملات را نپذیرد. کشورهای منطقه بهخوبی از میزان خسارتی که این گروهها میتوانند وارد کنند، آگاهاند.
گروههای مسلح مورد حمایت ایران در عراق، در اقدامی که از نظر نظامی چندان پیچیده نبود، برای چند روز خط لوله نفت شرق به غرب عربستان سعودی را از کار انداختند؛ حملهای که به افزایش قیمت جهانی نفت منجر شد. حوثیهای یمن، یکی دیگر از گروههای مورد حمایت ایران، نیز حملات موشکی به شلوغترین فرودگاههای عربستان سعودی را افزایش دادهاند؛ حملاتی که به کشتهشدن غیرنظامیان و توقف ترافیک هوایی انجامیده است.
با فروپاشی اقتصادی ایران و نزدیکشدن صنعت نفت این کشور به توقف کامل فعالیت، میتوان درک کرد که چرا ترامپ نسبت به وضعیت موجود امیدوار شده است. اما این امیدواری بر پایه ارزیابی درستی از واقعیتها شکل نگرفته است.
هزاران حمله هوایی آمریکا، محاصره مستمر و تهدیدهای پیدرپی ترامپ درباره نابودی تمدن ایران، نتوانستهاند موضع تهران در مذاکرات را تغییر دهند. ایران همچنان بر این اولویت تأکید میکند که واشنگتن باید پیش از هرگونه امتیازدهی از سوی تهران، تحریمهای نفتی را کاهش دهد، محاصره را پایان ببخشد و به جنگ خاتمه دهد.
این وضعیت نباید مایه شگفتی باشد. اگرچه ایالات متحده از نظر قدرت آتش نظامی برتری دارد، اما آنچه در این جنگ به خطر افتاده، برای ایران بهمراتب مهمتر است.ایرانیها این جنگ را نبردی برای بقا و موجودیت خود میدانند و به همین دلیل، آستانه تحمل درد و فشار در آنها بالاتر است. تا زمانی که این برداشت پابرجا باشد ــ و هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم به این زودی تغییر خواهد کرد ــ پیشبینیهای خوشبینانه درباره پیروزی قریبالوقوع آمریکا، چیزی بیش از تکرار تجربه بنر بدنام «مأموریت انجام شد» جورج دبلیو بوش، بیش از دو دهه پیش، نخواهد بود.
در آن زمان، بوش پس از حمله آمریکا به عراق، با حضور در ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و در برابر بنری با عبارت «مأموریت انجام شد»، پایان موفقیتآمیز عملیات نظامی را اعلام کرد؛ اما تحولات بعدی عراق نشان داد که اعلام پیروزی، لزوماً به معنای دستیابی به اهداف جنگ نیست.
پینوشت: دانیل آر. دپتریس پژوهشگر اندیشکده دیفنس پرایوریتیز و ستوننویس حوزه سیاست خارجی است.