آرشیو
انتخاب نشریه


حرف رو صاف بگو به فاطمه (س)!

|حسين قدياني|
 حاج‌منصور يک زيارت عاشورا دارد گمانم براي فاطميه سال ۶۴ يعني ثلث آخر جبهه و جنگ که به انتخاب من جانسوزترين، اشکي‌ترين، عشقي‌ترين و عرشي‌ترين زيارت عاشوراي منصور است! اصلا ديوانه‌کننده است! چنان بازي با دل آدم مي‌کند که حد و حساب ندارد! مثلا جايي در خلال زيارت، اين شعر نغز و پرمغز را از زبان علمدار کربلا خطاب به حضرت سيدالشهدا مي‌خواند: «چو ميوه داد فراوان درخت بشکند از بار، ثمر چو داد نهالم چه غم اگر که شکستم؛ دو دست من ثمرم بود پيش پاي تو افتاد، خجل ز هديه ناقابلم به پيش تو هستم»"! اين را حالا تصور کنيد حاج‌منصور دارد مي‌خواند آنهم وسط دهه ۶۰ که کوچه‌ها پر از «گلبرگ سرخ لاله‌ها» بود! القصه! کمي بعد از خواندن اين شعر، مداح خوش‌حنجره ما ناگهان بنا مي‌کند به نجوا با بي‌بي دوعالم: «خانوم! دست همه‌مون رو بگير! اين آخرين حرفي است که مي‌زنيم خانوم! اين مملکت، صاحبش تويي! مسئول اين مملکت علي‌الباطن، امام زمان پسر توست؛ علي‌الظاهرم باز پسر توست يعني رهبر انقلاب! اگر اين مملکت، بخوره زمين؛ حرفو صاف بگو به فاطمه ديگه! اگر اين مملکت، شکست بخوره، آبروي بچه‌هاي تو مي‌ره! ما مردم که طفيلي بچه‌سيدها هستيم! مگه اينطوري نيست؟ خانوم! خودت کمک کردي تا حالا! بقيه اين بار هم خودت به منزل برسون! الان بچه‌هاي ما تو جبهه‌ها ناله مي‌زنن؛ فرياد الله‌اکبرشون به گوش‌هاي حقيقت‌بين مي‌رسه خانوم! به آبروي عباست، امروز همه‌شون رو پيروز بگردان! همين امروز خبر مرگ صدام و دار و دسته‌اش رو به ما برسون! هر آنچه توطئه است، خنثي بگردان! الغرض! سال ۶۴ هنوز به کربلاي ۴ و کربلاي ۵ هم نرسيده بوديم، چه رسد به خود کربلا! چنان درگير جنگ و بلکه تهيه مقاديري سيم‌خاردار ناقابل بوديم که خطر شکست انقلاب و رفتن آبروي فرزندان بي‌بي دوعالم، واقعا امر بعيدي نبود اما کمک‌رسان اگر فاطمه سلام‌الله عليها باشد، خوب بلد است چگونه دعاي بچه‌رزمنده‌ها را بيندازد جلو، آنقدر که در نجف و کربلا، عکسي و اثري از صدام نباشد ولي خميني و خامنه‌اي فرمانده قلوب حشدالشعبي باشند! شايد آن روزهاي پر از بيم سال ۶۴ کسي اگر ادعا مي‌کرد که خانوم، کمتر از ۲ دهه بعد، دعاي اين بچه‌ها را بدل به واقعيت مي‌کند، خيلي‌ها در آن شک مي‌کردند ولي تا فاطمه، فاطمه است، ما را چه جاي يأس؟! حالا کات! يکي دو روز پيش در صنف لباس‌فروش‌ها، حاج‌منصور وسط زيارت عاشورا ناگهان گفت: "خانوم جان! کاش از ما باشند کساني که در قدس نماز بخوانند! آري! زيارت فتح است زيارت عاشورا، به‌ويژه اگر عطر مادر بگيرد...

آدرس مطلب http://paper.resalat-news.com/newspaper/page/9584/1/58389/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha