محسن پیرهادی
در روزهایی که صفبندیهای منطقهای و جهانی آشکارتر شده و دشمنان این ملت، با بیان و اقدام، خصومت خود را بیپرده جلوه میدهند، سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب یک بار دیگر یک حقیقت بنیادین را یادآوری کرد: در برابر دشمن مشترک، اختلافهای داخلی هر قدر هم واقعی و جدی باشند، نباید مانع اتحاد ملی شوند. این منطق، نه یک توصیه اخلاقی، بلکه مبنای پایدار امنیت، استقامت و پیشرفت کشور است؛ همان حقیقتی که تجربه انقلاب، دفاع مقدس و دهههای بعد، آن را بارها ثابت کرده.
ایران جامعهای متکثر است؛ سلایق سیاسی، سبکهای زندگی، تحلیلهای متفاوت و نگاههای گوناگون به اداره کشور وجود دارد. این تکثر، نه فقط طبیعی، بلکه فرصتساز است؛ به شرطی که در لحظههای خطیر، همگی حول اصول بنیادین جمع شوند: امنیت ملی، حفظ کشور، عدالت، اقتدار و پیشرفت. دشمنی که بیرون مرزها صف بسته، هیچ کدام از این اختلافها را به رسمیت نمیشناسد؛ نگاه او فقط به «ایران» است، نه به جناحها و جریانها.
بر این اساس، اتحاد مورد اشاره رهبر انقلاب، وحدتسازی مصنوعی یا حذف اختلافها نیست؛ مدیریت اختلافها برای تبدیل آنها به موتور قدرت ملی است. این رویکرد، نیازمند چند پیششرط مهم و راهبردهای عملی است.
راهبردهای اتحاد ملی
۱. تفکیک اختلاف داخلی از خصومت دشمن
جامعه باید بیاموزد که منازعه سیاسی، اگرچه طبیعی است، اما نباید تا مرز تخریب سرمایه اجتماعی و تضعیف اقتدار عمومی پیش رود. اختلاف داخلی، «رقابت» است؛ دشمن خارجی، «خصومت». اگر این دو خلط شوند، جامعه خودبهخود دچار فرسایش میشود.
۲. تقویت مشترکات به جای اغراق روی مرزبندیها
ما در ارزشهای کلیدی با یکدیگر مشترکیم: امنیت، آرامش، آینده کشور، عدالت، استقلال و معنویت. بازنمایی این مشترکات در رسانه، دانشگاه، سیاست و مدیریت، ذهن جامعه را از تنشهای بیفایده دور میکند.
۳. صدای واحد در برابر تهدید خارجی
اختلاف درونی مانع از آن نیست که هنگام فشار دشمن، یک پیام مشترک از سوی جامعه مخابره شود. در جنگهای اقتصادی و رسانهای امروز، «یک پیام واحد»، بخشی از قدرت بازدارندگی است.
۴. مشارکت دادن جریانهای مختلف در حل مسائل ملی
اگر گروههای مختلف جامعه نقش خود را در ساختن آینده ببینند، انگیزه برای تقابل و تخریب کاهش مییابد. مدیریت کشور باید عرصه را برای حضور سلایق گوناگون ـ در چارچوب اصول ـ باز کند. تنوع، هنگامی که در خدمت اهداف ملی قرار گیرد، قدرتآفرین است.
۵. رسانهداری مسئولانه
رسانهها باید از تولید اختلافهای کاذب، ایجاد قطببندیهای هیجانی و دامن زدن به سوءتفاهمها پرهیز کنند. در روزگار جنگ روایتها، رسانه یا سپر ملت است یا پارهکننده زره آن.
آفتهای مسیر اتحاد
هر حرکت بزرگ، در کنار فرصت، آفتهایی هم دارد که باید پیشاپیش شناسایی و مدیریت شود.
۱. یکسانسازی اجباری
اتحاد ملی به معنی حذف تنوع و نقد نیست. هر تلاشی برای یکسانسازی سلایق و اندیشهها، نتیجه عکس میدهد و جامعه را از درون میفرساید. وحدت، الزام به سکوت نیست؛ الزام به رعایت مصلحت ملی است.
۲. مصادره اتحاد به نفع یک جریان
اگر یک گروه سیاسی، اتحاد ملی را پوششی برای پیشبرد منافع جناحی قرار دهد، اعتماد عمومی آسیب میبیند. اتحاد، باید فراجناحی باشد.
۳. افراطگری و برچسبزنی
نامگذاریهای تند، تخریب شخصیتها یا متهم کردن دگراندیشان به بیوطنی، دشمنتراشی درونزا ایجاد میکند. هرچه جامعه از ادبیات افراطی دورتر بماند، امکان وحدت بیشتر میشود.
۴. نادیده گرفتن ریشههای اختلاف
اتحاد، الزامی برای نپرداختن به مشکلات واقعی کشور نیست. اختلافها اگر به شکل ریشهای حل نشوند، زیر پوست جامعه باقی میمانند و در بزنگاهها سر باز میکنند. باید اختلافها را شنید، فهمید و در حد امکان علاج کرد.
جمعبندی؛ تکلیف امروز، اتحاد آگاهانه
در مقطع کنونی، که فشار دشمنان آشکارتر شده و طرحهای آنان برای تضعیف ایران، از جنگ روایتها تا تحریک اقتصادی، فعالتر از گذشته است، اتحاد ملی نه یک توصیه، بلکه ضرورت امنیتی، سیاسی و راهبردی است. سخنان رهبر انقلاب، دعوت به چشم بستن بر اختلافها نیست؛ دعوت به اولویتبندی است: نخست حفظ کشور، سپس ادامه رقابتها و تفاوتها در چارچوب قانون و اخلاق.
اگر جریانهای سیاسی، نهادهای فرهنگی، رسانهها و مردم، این منطق را بپذیرند، کشور از مرحله فرسایش عبور میکند و به مرحله جهش میرسد. تجربه انقلاب و دفاع مقدس نشان داده که هرگاه متحد شدیم، دشمن عقب نشست؛ هرگاه در اختلاف غرق شدیم، دشمن جسورتر شد.
امروز نیز راه همان است:
شناخت دشمن، مدیریت اختلاف، تقویت مشترکات و ساختن تصویری واحد از آینده ایران.