نظام آموزشی هر کشور، بدون تردید بر شانههای معلمان آن استوار است. کیفیت آموزش در گرو کیفیت معلمان است و کیفیت معلمان، مستقیماً به شیوه تربیت و جذب آنان وابسته است و طبیعتا در کشور ما به این دلیل، مسئله گزینش بسیار حائز اهمیت است ولی همزمان این پرسش مهم به ذهن متبادر میشود که چرا این گزینشها با استانداردهای مطلوب فاصله دارند؟
نتایج برخی از پژوهشها موید حساسیت نظام آموزشی در امر گزینش است. پژوهشگران نیز در مقالهای با عنوان «بررسی تطبیقی نحوه جذب و آمادهسازی دانشجو در مراکز تربیت معلم کشورهای ژاپن، استرالیا و ایران» تصریح کردهاند: «ایران و ژاپن نسبت به شغل معلمی و انجام مصاحبههای مختلف در مقایسه با کشور استرالیا در مورد جذب حساستر عمل میکنند؛ بهطوری که صلاحیتهای اخلاقی، اجتماعی، جسمانی، نداشتن سوءپیشینه، انگیزش و تواناییهای عمومی را به دقت میسنجند.» به عبارت دیگر، بهرغم حساسیتهای بسیار، باید بدانیم که کیفیت عملکرد معلم ارتباط مستقیم با موقعیت اجتماعی، اقتصادی و آموزشی وی دارد.
برای روشنتر شدن این موضوع نحوه آموزش دانشجویان متقاضی معلمی، نوع مواجهه اجتماعی با آنان، رسیدگی رفاهی و همچنین حمایتهای دولت از معلمان را در چند کشور پیشروی آموزش بررسی میکنیم.
چرا مطلوبترین شغل در فنلاند معلمی است؟
یکی از مشخصههای اصلی نظام آموزش فنلاند کیفیت بالای معلمان است. معلمی از جمله پرارزشترین حرفههاست. در این کشور تقاضا برای معلمی دبستان از همه مقاطع بیشتر است. فنلاندیها معلمان را شخصیتهایی فرهنگی میبینند که قرار نیست با تغییر سیاستها و رویکردهای آموزشی، عملکرد آنان نیز تغییر کند. هرچند که شکلگیری این قشر قدرتمند خودش ناشی از پیگیری سیاستهایی خاص و مطلوب است.
اما اینکه چرا مطلوبترین شغل در فنلاند معلمی است به دلیل حقوق ماهانه است، چون نسبت به دیگر کشورهای اروپایی، صنعتی و پیشرفته جهان در فنلاند حقوق ماهانه معلمی چندان بالا نیست. پاسخ در احترام جامعه به این حرفه، فرآیند آموزش و شرایط کاری آن است. چون فنلاند برای پذیرش معلمانش استانداردهای بالایی را رعایت میکند. جوانانی که در دانشگاه برای معلم شدن آماده میشوند، آموزشهایی اندیشهمحورانه میبینند و سپس دست معلمان را برای تدریس باز میگذارند که در قالب همان برنامههای آموزش دادهشده و برنامههای درسی به تدریس بپردازند. از آنجا که فنلاند پیشگام آموزش خلاقانه است، شغل معلمان نیز با پژوهش و طراحی برنامه تدریس عجین شده است. همین برنامهها و اعتماد به معلمان باعث شده دولت بیشترین اصرار را برای نگهداشتن و حمایت از معلمان به خرج دهد. برای همین هم نود درصد آنان هیچوقت سراغ شغل دیگری نمیروند.
نحوه گزینش معلمان در فنلاند
برنامه آموزش معلمان فنلاندی بسیار حسابشده و دقیق است. از هر 10 متقاضی تنها یک نفر میتواند دورههای مربوط به آموزش و سپس استخدام در نظام آموزشی را بگذراند و قبول شود. مدارک تحصیلی دبیرستان، فعالیتهای فوقبرنامه و نمره امتحان ورودی برای معلم شدن بسیار اهمیت دارد. در مرحله بعد با متقاضیها مصاحبه میشود و تنها کسانی انتخاب میشوند که به طور واضح آمادگی خود را برای آموزش نشان دهند. در این کشور، معلمی یک شغل نخبهمحور و رقابتی است. داوطلبان معلمی از میان فارغالتحصیلان دانشگاههای برتر انتخاب میشوند و رقابتی سخت برای ورود به برنامههای آموزش معلمی وجود دارد. تنها حدود ۱۰ درصد متقاضیان وارد این دورهها میشوند. برنامههای تربیت معلم در دانشگاههای جامع و سطح بالا مانند دانشگاه هلسینکی ارائه میشود، نه در دانشگاهی جداگانه.
نحوه گزینش معلمان در ژاپن
میزان دریافتی معلمان در ژاپن از سایر حرفهها بیشتر است و مردم نیز برای این شغل احترام زیادی قائلاند. گزینش معلمان در ژاپن (چه در مرحله آموزش و چه مرحله پذیرش) بسیار اهمیت دارد. 14 درصد متقاضیان به دانشگاه راه مییابند و فارغالتحصیلان تنها در 30 تا 40 درصد مدارس دولتی مشغول به کار میشوند. پس از این مرحله باید مراحل گزینشی هیات مدیره مدرسه را نیز طی کنند. به این ترتیب در دورههای متوسطه 98 درصد از معلمان درسی را ارائه میکنند که حتماً در آن گواهینامه یا مدرک حرفهای داشته باشند. بیشتر معلمان ژاپنی نیز در این حرفه تا سن بازنشستگی باقی میمانند.
نظام گزینش کاملاً رقابتی و بر مبنای دانش و توانایی واقعی است. اگر فرد بتواند از برنامهها و دورههای آموزشی مربوط به تربیت معلمان سربلند بیرون بیاید، گواهینامه دریافت کرده و دیگر یک معلم است. فرد برای آموختن این برنامهها باید به آموزشگاه یا دانشگاه برود و سطح گواهینامه را میزان تحصیل در آن رشته تعیین میکند. پایینترین سطح گواهینامه مربوط به آموزشکدههای تربیتی است. دانشجو دو سال درس میخواند و با این مدرک موقت فقط میتواند تا 15 سال تدریس کند. بالاترین سطح مدرک نیز مربوط به کسانی است که کارشناسیارشد دارند. مدرک بخش مهمی از معلمان ژاپنی کارشناسی است. طی تحصیل معلمان میتوانند سه نوع گواهینامه یا مدرک دریافت کنند. گواهی دروس عمومی، دروس تخصصی و گواهی ویژه (و غیرآکادمیک) برای درسهایی چون موسیقی یا هنر.
بیشتر مدرسان از طبقه متوسط ژاپن هستند که البته حقوق خوبی دریافت میکنند. چون پس از جنگ جهانی دوم به دلیل ترس از کمبود معلم، نخستوزیر وقت از دولت خواست که به معلمان 30 درصد بیشتر از دیگر شغلها بپردازند. هرچند که این شکاف درآمد طی 50 سال گذشته تا حد زیادی کم شده، ولی معلمان هنوز هم از اقشار پردرآمد ژاپن محسوب میشوند. البته با کاهش جمعیت ژاپن، تعداد مدارس و محصلان نیز کمتر شده و 60 درصد فارغالتحصیلان نمیتوانند در مدارس دولتی مشغول کار شوند. با این همه معلم شدن در کشور آفتاب تابان مساوی با ارتقای موقعیت اجتماعی خانواده است.
نحوه گزینش معلمان در کانادا
یکی از مهمترین نقاط قوت نظام آموزشی کانادا معلمان کارآزموده آن است. برای ارتقای کیفیت معلمان، کار از دانشگاه شروع میشود. آنجا برنامههای درسی ویژهای برای علاقهمندان به معلمی در نظر گرفته شده است. متقاضیان نیز از بین بهترین شاگردان دبیرستان هر استان انتخاب میشوند. به طور کلی برنامههای آموزش معلمان در دانشگاه بسیار سختگیرانه است ولی اگر فرد بتواند این برنامه را با موفقیت بگذراند و معلم شود، حقوق ماهانه او از بسیاری دیگر از حرفهها در کانادا بیشتر خواهد بود. حقوق دریافتی معلمان کانادایی همیشه از متوسط درآمد سرانه کشور بیشتر است.
از آنجا که در کالجهای کانادایی 30 درصد از معلمان در واقع شاگردان همان دانشکده هستند، بنابراین این کشور همیشه میتواند در جذب دانشجویانی کارآزموده و باکیفیت برای تدریس آماده باشد. با وجود این دانشجویان معتقدند اگر در کشور همسایه (یعنی آمریکا) به ادامه تحصیل بپردازند، خیلی راحتتر میتوانند معلم شوند. افراد برای معلم شدن در کانادا باید مدرک کارشناسی داشته باشند و سپس یک سال آموزش تخصصی در زمینهای خاص ببینند. تازه بعد از آن باید بررسی کرد که آیا استان یا منطقه ای که فرد داوطلب آن است، مدرک یا آموزش دیگری درخواست میکند یا خیر. حقوق معلمان بستگی به بودجه و وضعیت اقتصادی استان یا ایالتی دارد که در آن مشغول تدریس است.
تمرکز وزارت آموزش در کانادا تنها استخدام نیروهای کیفی نیست بلکه برای حفظ کیفیت آموزش آنها نیز تلاش زیادی به خرج میدهد. برای همین کارگاههای آموزشی زیادی در موضوعهای مختلف برگزار میکند و به طور منظم به ارزیابی معلمان خویش میپردازد. آنها برنامهای آنلاین برای معلمان طراحی کردهاند که با آن میتوانند تجربهها و اطلاعات خود را با دیگر معلمان به اشتراک بگذارند.
نحوه گزینش معلمان در سنگاپور
داستان توسعه سنگاپور شگفتانگیز است. طی کمتر از 50 سال جزیرهای فقیرنشین بدون هیچگونه منابع طبیعی و جمعیتی به یکی از پیشرفتهترین کشورهای صنعتی تبدیل شده است. لی کوآن یو، مشهورترین نخستوزیر سنگاپور از همان ابتدا دریافت که آموزش عنصری ضروری در ایجاد ملتی متحد است؛ ملتی که گروههای مذهبی و قومیتی زیادی دارد.
نظام آموزش در این کشور بسیار متمرکز است. تربیت و آموزش افراد از چهار، پنجسالگی در مهدکودکها تا دوره تحصیلات عالیه بر عهده وزارت آموزش است. این وزارتخانه هم کار، آموزش و سنجش دانشآموزان را بر عهده دارد و هم اعتبارسنجی معلمان را پیگیری میکند. مدارس در خوشههای جغرافیایی مختلف سیاستهای مرکز را اشاعه میدهند. حقوق معلمی در این کشور تقریباً همتراز دیگر حرفههاست. تنظیم میزان این حقوق ماهانه نیز به طور مستقیم تحت نظارت وزارت آموزش سنگاپور است. همه معلمان در موسسه ملی آموزش درس میخوانند که به دانشجویان مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد میدهد. هزینه تحصیل را هم خود وزارت آموزش میدهد و دانشجو به اندازه 60 درصد درآمد معلمان هزینه تحصیل نیز دریافت میکند.
متقاضیان معلمی در سنگاپور باید دو سال دروس عمومی را بگذرانند و برای رسیدن به حد کفایت تدریس نیز باید مدرک کارشناسی بگیرند. همچنین برای تدریس درسهای تخصصی نیز باید یک سال دیگر به طور تخصصی دورهای ویژه را پشت سر بگذارند.
نحوه گزینش معلمان در کره جنوبی
نحوه گزینش معلمان در کره جنوبی در این کشور چنان اهمیت دارد که حتی معلمان پارهوقت دبستان نیز باید دورههای کسب مدرک آموزش را طی کنند.
دانشجویان کرهای میتوانند برای معلم شدن در 11 مرکز آموزش ببینند. هر یک از این مراکز آموزشگاهی و دانشگاهی برنامههایی دارند که قبولی در آن به متوسط نمره دبیرستان، معدل دانشگاه و توانایی دانشجو در آزمونهای مربوط به آموزگاری بستگی دارد. تعداد زیادی از معلمان دبستان از آموزشگاهها فارغالتحصیل میشوند که البته اکنون به خاطر پایین آوردن سن بازنشستگی 20 هزار نفر از آنان دیگر کار نمیکنند. معلمان دوره متوسطه مراحل سختتری را میگذرانند و به همین خاطر هم حقوق بیشتری میگیرند و هم جایگاه اجتماعی بالاتری دارند. تعداد معلمان متوسطه کرهجنوبی بیش از حد نیاز این کشور است. برای همین سالانه فقط 30 درصد فارغالتحصیلان میتوانند سر کار بروند. اما نکته مهم اینجاست که همچنان برای گزینش معلمان بهترین شاگردان آموزشکدهها و دانشگاهها مدنظر هستند و این تاکید برای مدارس ابتدایی به مراتب بیشتر هم هست.
معلمان دبیرستان با حداقل الزامات آموزشی حقوقی کسب میکنند که با حقوق سایر شغلها در این کشور قابل مقایسه است.
همانطور که در این پنج نمونه دیدیم، نظامهای پیشرفته آموزش از تمام جاذبههای ممکن برای جذب معلمانی باکیفیت استفاده میکنند. اما نظام آموزش جدا از نظامهایی چون سیاست، اجتماع، اقتصاد و فرهنگ نیست. برای گزینش معلمان تنها تعهد کتبی افراد کفایت نمیکند بلکه باید آموزشهای پیش و در ضمن خدمت نیز در نظر گرفته شود. از طرف دیگر پشتیبانی نکردن از معلمان چه از نظر اقتصادی و چه از نظر اجتماعی باعث میشود که معیارهای جزئی برای جذب معلمانی کارآزموده تبدیل به شعارهای سطحی شوند.
اینجاست که حتی اگر نیروهایی باکیفیت به واسطه علاقه شخصی به نظام آموزش وارد شوند، چنان از نظر معیشت و جایگاه اجتماعی تحت فشار قرار میگیرند که در بهترین وجه ممکن است معلمی را کنار گذارند یا در این شغل باقی بمانند و با انفعال خویش آموزش نسل بعدی را به خطر اندازند. اینجاست که مدرسه به مکانی برای وقتکشی و معلمان به مُبصرِ حفظ نظم تبدیل میشوند.
براین اساس کارشناسان با توجه به تجربیات جهانی و آسیبشناسی نظام فعلی ایران، پیشنهاداتی را برای اصلاح ساختار تربیت معلم در ایران ارائه کردهاند. ازجمله بازگشایی مسیر جذب معلم از میان فارغالتحصیلان دانشگاههای معتبر در رشتههای تخصصی با برگزاری آزمون ملی استخدام معلمان، برگزاری دورههای فشرده تربیت حرفهای معلمی برای قبولشدگان آزمون در دانشگاهها یا مراکز تربیت معلم منطقهای، ارتقای شأن اجتماعی و حقوقی معلمان برای جذب نخبگان، همراستا با تجربه موفق فنلاند و ژاپن و مهمتر از همه ارزیابی مداوم عملکرد معلمان در دوره خدمت و الزام به آموزشهای ضمن خدمت استاندارد.