خشکسالی بلای جان تالابها
«ریههای زمین» نیازمند توجه همهجانبه
در شرایطی که تالابها ریههای زمین محسوب میشوند و در ایران از تنوع کمنظیری برخوردار هستند، اما بیش از
۴۰ درصد آنها در کشورمان به کانونهای گردوغبار تبدیل شدهاند و برونرفت از این شرایط نیازمند همافزایی همه دستگاههای ذیربط است. به گزارش ایسنا، نخستین معاهده زیستمحیطی دنیا برای حفاظت از تالابها و پرندگان مهاجر ۲ فوریه ۱۹۷۱ مصادف با
۱۳ بهمنماه سال ۱۳۴۹ در رامسر به تصویب تعدادی از کشورها رسید. این معاهده بعد از مدتی با عنوان کنوانسیون رامسر شناخته شد و با گذر زمان کشورهای بیشتری برای حفاظت از تالابها به این معاهده پیوستند.
تالابها را میتوان پژواک حال سرزمین دانست چراکه قدمت تالابها نزدیک به قدمت کره زمین است و ماوایی برای بخشی از غنیترین تنوع زیستی روی زمین. حیات روی زمین وابسته به آب است و تالاب موجودی زنده، طبیعی و حیاتی است که برای تداوم حیات بشر و تنوع عظیمی از جانوران و گیاهان باید از آن حفاظت شود البته تالابها، علاوه بر حفظ تنوع زیستی کارکردهای دیگر و شاید ملموستری مانند حفاظت از عواقب سیلها، طوفانها و امواج دریا را دارند.
ایران جزو کشورهای دارای بیشترین تنوع تالابها در جهان است. اگرچه با اقلیم اغلب خشک و نیمهخشک اینگونه انتظار نمیرود اما پرشیب بودن ایران، برخورداری از هزاران کیلومتر سواحل دریایی آبهای گرم در جنوب و معتدل در شمال، وجود پهنههای وسیع بیابانی با خاکهای شور و بالاخره موقعیت عرض جغرافیایی باعث شده که تالابها در پهنه ایران متنوع باشند، بهطوریکه از ۴۲ نوع
تالاب شناخته شده در جهان، ۴۱ نوع بهجز تالابهای خیلی سردسیری توندرا در ایران به ثبت رسیده است. طبق طبقهبندی کنوانسیون جهانی حفاظت از تالابها، ۴۲ نوع تالاب شناخته شده شامل ۱۲ نوع تالاب ساحلی و دریایی، ۲۰ نوع تالاب داخل خشکی و ۱۰ نوع تالاب مصنوعی میشود.
تالابهای ایران در دهههای گذشته با مشکلات متعددی روبه رو بوده است که میتوان آنها را به دو دسته چالشهای طبیعی و چالشهای انسانساخت تقسیم کرد. تغییرات طبیعی مانند وقوع سیلاب و تغییرات اقلیمی و چالشهای انسانساخت مانند برداشت منابع آبی، تأمین حقآبه، فعالیتهای صنعتی در مجاورت تالابها هستند. اگرچه تغییرات طبیعی بر احوال تالابها اثرگذار هستند اما تحت تأثیر چالشهای انسانساخت تشدید میشوند بنابراین حفظ تعادل تالابها بهصورت قابلتوجهی تحت تأثیر عوامل انسانساخت قرار میگیرد و بر همین اساس وضعیت تالابها بهنوعی بازتابی از سیاستهای کلان راهبردی و اقدامات در تمام سطوح است.
در همین رابطه باید به اهمیت مدیریت حوضه آبریز اشاره کرد. مدیریت نادرست منابع آبی بهصورت کمی و کیفی بر کمیت و کیفیت آب تالابها میگذارد. تالابها که انتهای حوزههای آبخیز قرار دارند، از اقداماتی که در حوزه آبخیز اتفاق میافتد، تأثیر میپذیرند و بر همین اساس نیز مدیریت آب و آبخیزداری بالادست یا جنگل تراشیها منجر به رسوب در تالابها در پاییندست میشود.
در سالهای اخیر بعضا تهدید توسعه ناپایدار و برداشتهای غیراصولی نیز متوجه تالابها بوده است این در حالی است که توسعه صنعتی و کشاورزی بدون در نظر گرفتن حفاظت از منابع طبیعی منجر به تخریب تالابها میشود. بهرهبرداریهای غیراصولی از منابع آبی، برداشتهای بیرویه و عدم تخصیص حقآبه تالابها نیز ازجمله مشکلات عمده تالابهاست و موجب کاهش منابع آبی تالابها و تخریب زیستگاههای موجود میشود و تعادل اکولوژیک تالابها را برهم میزند بنابراین عواملی ازایندست نیازمند مدیریتی در جهت ارتقای شرایط زیستمحیطی است.
در این شرایط تأمین حقآبه تالابها طی سالهای اخیر بیشتر موردتوجه قرار گرفته است چراکه یکی مهمترین عوامل اثرگذار بر وضعیت تالابهاست، آنهم در شرایطی که بخش قابلتوجهی از منابع آبی در حوزه کشاورزی مصرف میشود. این موضوع بر عهده وزارت نیرو و نیازمند سیاستهای کلان و خودداری از بخشینگری است. از سوی دیگر برای مدیریت شرایط تالابها، توجه به موضوع آلودگیها و دفع پسماندها نیز حائز اهمیت است. در بعضی موارد ورود پسابهای صنعتی، معدنی و کشاورزی به تالابها باعث آلودگی شدید آب و تخریب زیستبومها میشود این در حالی است که ورود مواد شیمیایی، فلزات سنگین و سموم کشاورزی به تالابها، سلامت آب و جانوران آبزی را به خطر میاندازد و آلودگیهای ناشی از دفع پسماندها میتواند باعث کاهش کیفیت آب تالابها و تنوع زیستی شود و بیماری و مرگومیر گونههای جانوری را به همراه داشته باشد. فعالیتهای صنعتی و معدنی در حریم تالابها نیز تهدیدی جدی برای این اکوسیستمها محسوب میشود بنابراین مدیریت و برنامهریزی در این زمینه نیز اهمیت دارد چرا که اکتشاف و بهرهبرداری از منابع نفت و گاز و احداث صنایع پتروشیمی در حریم تالابها تهدیدی جدی برای این اکوسیستمها محسوب میشود و فعالیتهای صنعتی و معدنی میتواند باعث آلودگی و تخریب زیستگاههای طبیعی شود.
در این شرایط تحقق سیاستهای کلان و رویکردیهایی مانند اصلاح الگوی کشت، مدیریت بهینه مصرف آب و افزایش بهرهوری آب برای حفاظت و احیای تالابها ضروری به نظر میرسد البته دستیابی به این اهداف نیازمند همکاری و هماهنگی مداوم و مؤثر همه دستگاهها و نهادهای مرتبط و مشارکت تمام ذینفعان است.