قاسم غفوری
جهان بار دیگر شاهد جنایتی بزرگ است که در سایه سکوت نهادهای بینالمللی و منفعتطلبی جنایتکاران پرونده اپسین رقم خورده است. جانیانی که کشتار زنان و کودکان را افتخار خود میدانند و در این راه از هیچ جنایتی فروگذار نیستند.
آمریکا و رژیم صهیونیستی در میانه مذاکرات در حالی تجاوز نظامی غیرقانونی و ضد بشری را به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب بهعنوان شخصیتی سیاسی و مذهبی برای جهانیان و نیز به شهادت رساندن دانش آموزان مینابی آغاز کردند که رفتار برخی کشورها و مقامات اروپایی در قبال این تجاوزگری جای تأمل دارد.آنهایی که ادعای حقوق بشر و نجات بشریت سر میدهند در برابر جنایات بزرگ این تجاوزگری سکوت کرده و هیچ محکومیتی نداشتهاند. رفتاری که بیش از گذشته نقش آنها در پرونده فساد اخلاقی ضد بشری اپسین را آشکار میسازد. سران اروپا بار دیگر نشان دادند که حقوق بشر و اشک تمساح ریختن برای آنها صرفا فریبی برای منافع بیشتر است و در عمل هیچ بویی از انسانیت نبردهاند.
همچنین برخی اروپاییها همچون کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روته، دبیر کل ناتو، مقامات ارشد آلمانی، فرانسوی و انگلیسی به استقبال و حمایت از جنگ افروزی علیه ایران پرداختند، هر چند که اقتدار نیروهای مسلح و وحدت بینظیر ملت ایران آنها را به سمت دوری از جنگافروزیها سوق داده است. به نظر این کشورها که با بحرانهای شدید داخلی، حقارت جهانی تحت سلطه آمریکا و صهیونیست بودن، شکست در عرصه جهانی از اوکراین گرفته تا انزوا در معادلات بینالمللی، ناتوانی در برابر آمریکا در قبال گرینلند مواجه هستند، این جنگ را ابزاری برای سرپوش گذاشتن بر بحرانهای داخلی و شکستهای خارجی میدانند. سران اروپایی که در نشستهای کاخ سفید و شرمالشیخ حقارتی بزرگ متحمل شدند و در عرصه جهانی برای هیچ مسئلهای حتی دعوت نمیشوند در این شرایط برآنند تا کلاهی برای خود بدوزند حال آنکه حقیقت امر آن است که این رویکردها توهمی است که جز افزایش تخریب جایگاه آنها نزد افکار عمومی و حذف از مجامع جهانی هیچ کارکردی برایشان ندارد.
اینگونه رفتارها از سوی اروپاییها در حالی رقم میخورد که در این باب چند نکته قابلتوجه است؛ اولا آنکه هرگونه همراهی با متجاوزان علیه ایران با واکنش قاطع نیروهای مسلح مواجه خواهد شد و منافع آنها هدفی مشروع میباشد. هر چند ایران تأکید دارد که هیچ تهدیدی علیه همسایگان نمیباشد,، اما پایگاههای خارجی که علیه ایران به کار گرفته شوند حق مسلم ایران هدف قرار دادن آنهاست. بر این اساس توهم همراهی با آمریکاییها و صهیونیستها در خفا اشتباه محاسباتی است که منافع اروپا را خواهد سوزاند. ثانیا آنکه سکوت در برابر کشتارها و جنایات متجاوزان هیچ تفاوتی با مشارکت ندارد و اروپا نمیتواند با ادعای بیطرف بودن سکوت خود را تحریک کننده جنایتکار است توجیه نماید. سکوت برابر با تاوانی است که اروپا تاب تحمل آن را نخواهد داشت. سکوت در برابر نسلکشی و قتلعام ۷۰ هزار نفر در غزه ننگی بوده که تا ابد پیشانی اروپا خواهد ماند و هرگز توان توجیه آن را نخواهند داشت.
ثالثا آنکه این توهم که اروپا درنهایت پس از جنگ و فروپاشی ایران میتواند همچون لیبی به منافع انرژی دست یابد توهمی است که محقق نخواهد شد و اقتدار ایران آن را به کابوسی برای دشمن مبدل خواهد کرد. تبعات اقتصادی این جنگ تحمیلی قطعا گریبان اروپا را خواهد گرفت، چرا که شریان انرژی از تنگه هرمز دیگر مانند گذشته نخواهد بود و این ایران است که تعیین میکند کدام نفتکش از منطقه عبور نماید.