معمولا جنگها، فقط تهدید نظامی نیستند و علاوه بر تلفات جانی و آسیبهای اجتماعی، تأثیرات عمیق و گاه غیرقابل جبرانی بر محیطزیست بر جای میگذارند، بنابراین حق حیات و حق برخورداری از محیط زیست سالم هم که در اسناد بینالمللی بر آن تاکید شده مورد غفلت واقع میشود.
براین اساس طی روزهای گذشته در ادامه جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا، حملات وحشیانهای به مخازن نفتی ایران صورت گرفت، آنچه این حملات را از سایر تجاوزات نظامی متمایز کرد و آن را به فاجعهای انسانی تبدیل نمود، پیامدهای مرگبار آن بر محیط زیست و سلامت مردم بود.
این جنایت، بار دیگر چهره واقعی مدعیان دروغین حقوق بشر و محیط زیست را رسوا کرد. آنها که خود را حامی طبیعت میدانند، اکنون با آتش زدن منابع نفتی و مسموم کردن هوا، بزرگترین جنایت علیه محیط زیست را مرتکب شدند.
حمید ظهرابی، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان و مرجع ملی کنوانسیون تنوع زیستی کشور دراین زمینه میگوید: «طبق اعلام سازمان حفاظت محیط زیست، بر اساس ماده ۵۵ پروتکل الحاقی کنوانسیون ژنو، تخریب شدید محیطهای طبیعی ممنوع است. همچنین آلودگی شدید هوای تهران در پی حمله به مراکز ذخیره سوخت، مصداق روشنی از دستکاری محیط زیست برای اهداف نظامی به شمار میرود؛ اقدامی که علاوه بر آسیب به مردم و طبیعت، برخلاف کنوانسیون منع استفاده نظامی یا خصمانه از دستکاری محیط زیست مصوب سال ۱۹۷۶ است.»
ظهرابی با اشاره به اینکه یکی از پیامدهای مهم جنگ که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، تخریب طبیعت و از دست رفتن تنوع زیستی است، عنوان میکند: «تنوع زیستی در سطوح ژن، گونه و اکوسیستم از جنگ آسیب میبیند، اما این موضوع معمولا آنگونه که باید مورد توجه قرار نمیگیرد. ایران از مهمترین کشورهای جهان در زمینه تنوع زیستی است و تجاوز نظامی میتواند پیامدهای ویرانگری برای این سرمایه ارزشمند طبیعی به همراه داشته باشد. از سوی دیگر زاگرس یکی از ۳۲ نقطه داغ تنوع زیستی و اندمیسم جهان به شمار میرود، اما متأسفانه از آذربایجان غربی و کردستان تا استان فارس شاهد بمباران گسترده این ذخیرهگاه طبیعی هستیم و این اکوسیستم ارزشمند به شدت در معرض تهدید قرار دارد. این منطقه به تنهایی میزبان ۲۴۲ گونه گیاهی اندمیک (بومی) است. اهمیت این بومسازگان به حدی است که ۷۱ منطقه از ۳۲۴ منطقه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست در محدوده زاگرس قرار دارند و سه ذخیرهگاه زیستکره جهانی شامل ارژن و پریشان، تنگ صیاد و دنا که در یونسکو به ثبت رسیدهاند نیز در همین محدوده واقع شدهاند. منطقه زاگرس پیش از وقوع جنگ نیز تحت فشارهای ناشی از تغییر اقلیم قرار داشت و ادامه جنگ میتواند این اکوسیستم طبیعی ارزشمند را تا مرز فروپاشی پیش ببرد.»
وی همچنین از سکوت برخی مراجع بینالمللی محیط زیستی در قبال این حوادث انتقاد کرده و میگوید: «برخی نهادهای بینالمللی تنها از کشورها درخواست ارائه گزارش و عملکرد دارند، اما در چنین شرایطی منفعل و بیعمل بوده و سکوت میکنند. این درحالی است که بر اساس پروتکل الحاقی به کنوانسیون ژنو مصوب سال ۱۹۷۷، حفاظت از محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی در زمان جنگ باید مورد توجه قرار گیرد، در صورتی که آنچه امروز شاهد آن هستیم، تخریب گسترده طبیعت ایران به ویژه در ناحیه زاگرس است که بخش عمده حملات نظامی در آن متمرکز شده است. در جریان جنگ تحمیلی
۱۲ روزه، حدود ۸۴۵۰ هکتار از مناطق تحت حفاظت کشور که عمدتاً در ناحیه رویشی زاگرس قرار دارند، دچار حریق شده و خسارات قابل توجهی به آنها وارد شده است.»
این اظهارات به روشنی گویای این واقعیت است که به رغم حمایتهای ارائه شده توسط چندین ابزار قانونی، محیط زیست همچنان قربانی خاموش درگیریهای مسلحانه در سراسر جهان است. براین اساس در ادامه به بررسی جامع تأثیرات مخرب جنگ بر محیطزیست میپردازیم و ابعاد مختلف این مسئله را با استناد به منابع علمی معتبر تحلیل میکنیم.
جنگ همواره به عنوان یکی از مخربترین پدیدههای انسانی شناخته شده است که علاوه بر تلفات جانی و آسیبهای اجتماعی، تأثیرات عمیق و گاه غیرقابل جبرانی بر محیطزیست بر جای میگذارد. در طول تاریخ، درگیریهای مسلحانه نه تنها باعث نابودی جوامع انسانی شده، بلکه اکوسیستمهای طبیعی را نیز به نابودی کشانده است.
جنگها باعث آلودگی گستردۀ خاک و منابع آبی میشوند. بر اساس گزارش برنامۀ محیطزیست ملل متحد، مواد منفجره و مهمات استفاده شده در جنگها حاوی فلزات سنگین و ترکیبات سمی هستند که برای دههها در خاک باقی میمانند و باعث آلودگی آبهای زیرزمینی میشوند (UNEP, 2009). در جنگ ویتنام، نیروی هوایی آمریکا حدود ۷۲ میلیون لیتر علفکش از جمله عامل نارنجی را بر روی جنگلهای ویتنام پاشید که باعث آلودگی شدید خاک و منابع آب شد و اثرات آن تا امروز نیز ادامه دارد (Stellman et al., 2003).
عملیات نظامی اغلب مستلزم تخریب گستردۀ پوشش گیاهی و زیستگاههای طبیعی است. ساخت پایگاههای نظامی، جادههای موقت و سنگرها منجر به از بین رفتن اکوسیستمهای محلی میشود. در جنگ خلیجفارس در سال ۱۹۹۱، تخریب عمدی تأسیسات نفتی توسط نیروهای عراقی منجر به نشت حدود ۶ تا ۸ میلیون بشکه نفت به محیطزیست شد که بزرگترین نشت نفت تاریخ محسوب میشود و اثرات مخربی بر اکوسیستم دریایی منطقه داشت.
این لکۀ عظیم نفت، سواحل کویت و عربستان سعودی را درنوردید و به نابودی گستردۀ زندگی دریایی از ماهیها و دلفینها تا لاکپشتهای دریایی و پرندگان انجامید. زیستگاههای ساحلی حساس مانند جنگلهای حرا و بسترهای علفهای دریایی که نقشی کلیدی در زنجیره غذایی ایفا میکردند، تخریب شدند و نفت نشت کرده به شنهای ساحلی نفوذ کرد و منابع آب شیرین را برای دههها آلوده ساخت (Hussein et al., 2013).
در قلب این فاجعه، اقدام عمدی نیروهای عراقی در آتش زدن ۷۳۲ چاه نفت قرار داشت که بهمدت ده ماه به سوختن ادامه دادند. این حریق عظیم، آسمان منطقه را با دوده و گازهای سمی از جمله دیاکسید گوگرد، هیدروژن سولفید و هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای پر کرد که پدیدۀ «رگبارهای سیاه» را به وجود آورد و سطوح شهرها و طبیعت را تحت پوشش خود قرار داد. این آلودگی هوای بیسابقه نهتنها مشکلات تنفسی شدیدی برای ساکنان ایجاد کرد، بلکه با مسدود کردن نور خورشید، اثر خنککنندگی موقتی بر اقلیم منطقه گذاشت.
پژوهشگران در مقالۀ «جنگزدگی در نقاط داغ تنوع زیستی» (Warfare in Biodiversity Hotpoints) که در سال ۲۰۰۹ در ژورنال «بیولوژی حفاظت» (Conservation Biology) منتشر شد، نشان دادند که بیش از ۹۰ درصد از درگیریهای مسلحانۀ بزرگ جهان در فاصلۀ سالهای ۱۹۵۰ تا ۲۰۰۰ در داخل کشورهای میزبان «نقاط داغ تنوع زیستی» رخ داده است. حتی شاخصتر آنکه حدود ۸۰ درصد از این نبردها مستقیماً در درون مرزهای این مناطق حساس و غنی از حیاتوحش به وقوع پیوسته است. این همپوشانی جغرافیایی بالا نشان میدهد که ارزشمندترین عرصههای طبیعی سیارۀ ما به طور نامتناسبی در معرض تهدید ناشی از جنگ قرار دارند.
دورۀ پساجنگ نیز به نوبۀ خود دورۀ اوج بیتوجهی به محیطزیست به شمار میآید. با برقراری صلح، دروازهها به روی شرکتهای بهرهبردار و پروژههای توسعۀ سریع – که با هدف جبران خسارات جنگ صورت میگیرد – گشوده میشود. این دوره میتواند به تخریب بسیار سریعتر و گستردهتری نسبت به دورۀ جنگ بینجامد. در نهایت، این مطالعه نشان میدهد که کلید اصلی حفاظت، «حکمرانی خوب» است و جنگ این اساس را به نابودی میکشد.
جنگها همچنین باعث جابهجایی جمعیتهای انسانی و افزایش فشار بر منابع طبیعی در مناطق امن میشوند. آوارگان جنگی معمولاً مجبور به استفاده بیش از حد از منابع چوب، آب و زمینهای کشاورزی در مناطق میزبان میشوند که منجر به تخریب محیطزیست این مناطق میشود (برنامۀ توسعۀ ملل متحد، ۲۰۱۸) که وقتی پای جان انسانهای بیپناه در میان باشد، گزیری از آن هم نیست.
درگیریهای مسلحانه باعث تضعیف یا نابودی کامل نهادهای مسئول حفاظت از محیطزیست میشوند. در بسیاری از کشورهای درگیر جنگ، سیستمهای نظارتی و اجرایی محیطزیست از بین میروند و منجر به افزایش قاچاق گونههای در معرض خطر و تخریب غیرقانونی منابع طبیعی میشود (Hanson et al., 2009).
جنگ اوکراین که از فوریۀ ۲۰۲۲ آغاز شد، نمونۀ بارزی از تأثیرات مخرب جنگ بر محیطزیست است. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، این جنگ منجر به آلودگی هوا، خاک و آب در مقیاس وسیع شده است. تخریب تأسیسات صنعتی، پالایشگاهها و انبارهای مواد شیمیایی باعث انتشار مواد سمی به محیطزیست شده است (UNEP, 2022).
همچنین، فعالیتهای نظامی در مناطق کشاورزی اوکراین که به عنوان «سبد نان اروپا» شناخته میشود، باعث آلودگی خاکهای حاصلخیز به مواد منفجره و فلزات سنگین شده که اثرات درازمدتی بر امنیت غذایی منطقه خواهد داشت (FAO, 2022).
حقوق بینالملل بشردوستانه شامل مقرراتی برای حفاظت از محیطزیست در خلال درگیریهای مسلحانه است. پروتکل اول الحاقی به کنوانسیون ژنو (۱۹۷۷) صراحتاً حفاظت از محیطزیست طبیعی را در برابر خسارات گسترده، بلندمدت و شدید مورد تأکید قرار میدهد (ICRC, 1977). با این حال، اجرای این قوانین همواره با چالشهایی مواجه بوده است.
ایجاد سیستمهای پایش و ارزیابی زیستمحیطی پس از پایان درگیریها ضروری است. سازمان ملل متحد از طریق برنامۀ محیطزیست خود (UNEP) واحد ویژهای برای ارزیابی تأثیرات زیستمحیطی درگیریها ایجاد کرده که به کشورهای درگیر جنگ کمک میکند تا خسارات زیستمحیطی را ارزیابی و برنامههای احیا را تدوین کنند (UNEP, 2013).
جنگ به عنوان یک پدیدۀ انسانی، تأثیرات عمیق و گاه غیرقابل جبرانی بر محیطزیست وارد میسازد. این تأثیرات شامل تخریب مستقیم اکوسیستمها میشود، بلکه پیامدهای غیرمستقیمی همچون فشار بر منابع طبیعی و فروپاشی نظامهای حفاظتی را نیز در بر میگیرد. حفاظت از محیطزیست در خلال درگیریهای مسلحانه نیازمند تقویت چارچوبهای حقوقی بینالمللی، افزایش آگاهی و تعهد طرفهای درگیر و ایجاد مکانیسمهای کارآمد برای پایش و احیای محیطزیست پس از جنگ است. جامعۀ بینالمللی باید حفاظت از محیطزیست را به عنوان بخشی جداییناپذیر از تلاشهای صلحسازی و بازسازی پس از جنگ در نظر گیرد.