رمزگشایی از تناقضات گفتاری ترامپ
جلاد در دام خودساخته
حنیف غفاری
روزنامه واشنگتن پست در یکی از تازه ترین تحلیلهای خود در قبال تحولات اخیر ، به نکات قابل تاملی در خصوص مواضع پارادوکسیکال رئیس جمهور آمریکا و تبعات آن اشاره کرده است. واشنگتن پست در این خصوص می نویسد:
" اظهارات ترامپ درباره ایران به شکل فزایندهای با یکدیگر در تضاد هستند و مذاکره با او غیرممکن است.رئیسجمهور در پاسخ به پرسشهای بزرگ و کوچک مربوط به جنگ، نظراتی متناقض ارائه داده است.در حالی که پنتاگون گزارشهای دقیقی از انهدام رادارهای آمریکا توسط پهپادهای ایران ارائه میدهد، ترامپ در سخنرانیهای خود این خسارات را «صفر» میخواند."
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است:
"ترامپ مدعی است که آمریکا نیازی به تنگه هرمز ندارد، در حالی که همزمان به نیروی دریایی دستور داده که با تمام قوا برای بازگشایی آن بجنگند تا قیمت بنزین ۶ دلاری کاهش یابد. منابع دیپلماتیک میگویند که طرف ایرانی عملاً از تحلیل پیامهای ترامپ دست کشیده است. دیپلماتها معتقدند وقتی «بله» یا «نه» رئیسجمهور آمریکا اعتباری بیش از چند ساعت ندارد، مذاکره عملاً غیرممکن میشود."
رمزگشایی از گزارش اخیر واشنگتن پست چندان پیچیده و دشوار نیست. ارسال سیگنالهای متناقض و متعارض ، آن هم در یک بستر زمانی واحد از سوی رئیس جمهور آمریکا، جایی برای اعتماد به واشنگتن در مذاکرات اسلام آباد باقی نگذاشته است.در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد.
تناقضات مهندسی شده یا تعارضات ذهنی؟
نخستین سوالی که به ذهن خطور می کند، معطوف به جنس و ماهیت تناقضاتی است که در مواضع رئیس جمهور آمریکا مطرح می شود. به عنوان مثال او در مصاحبه باخبرنگاران تاکید می کند که خبری از تمدید آتش بس نبوده و پس از پایان آن، بمباران ها از سر گرفته می شود اما ساعاتی پس از آن آتش بس را برای مدتی نامعلوم تمدید می کند! از سوی دیگر، ترامپ مدعی از بین رفتن زیرساختهای هسته ای و نظامی ایران ( خصوصا در حوزه دریایی و هوایی) می شود اما بلافاصله پس از آن جملاتی بر زبان می آورد که ادعای قبلی وی را در این خصوص به صورت مطلق نقض می کند! بدون شک بخشی از این تناقضات، مهندسی شده در راستای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران و مهندسی افکار عمومی ظهور و بروز پیدا می کند. ترامپ معتقد است هر اندازه عیار تهدیدات خود علیه تهران را افزایش دهد، به همان میزان رغبت عمومی در ایران نسبت به مذاکره و توافق افزایش خواهد یافت. با این حال چنین محاسباتی در طول آتش بس دو هفته ای از سوی ایران به چالش کشیده شد! وحدت خیابان، میدان و دیپلماسی در ایران به گونه ایست که مجالی برای خلق تناقضات ساختگی از سوی ترامپ بازی نمی گذارد.در چنین شرایطی حتی برخی کشورها مانند پاکستان ( به عنوان میانجی مذاکرات ) به ترامپ هشدار داده اند که مواضع وی صرفا منجر به پیچیده تر شدن اوضاع و افزایش ابهامات معادلات نبرد با ایران خواهد شد. محصول این روند، تشدید بی اعتباری مواضع ترامپ برای مخاطبان داخلی و بین المللی وی بوده است.
اما بخش دیگری از این تناقضات منبعث از سوء محاسبه وی نیست! به عبارت بهتر، بخشی از مواضع دوگانه و عیرمتجانسی که رئیس جمهور آمریکا در قبال ایران ( چه صحنه نبرد و چه عرصه دیپلماسی) اتخاذ می کند ناشی از سردرگمی وی نسبت به تله خودساخته ایست که واشنگتن در آن افکنده شده است. پیچیدگی های میدان نبرد، عدم تحقق اهداف اعلامی آمریکا در جنگ 40 روزه، رویگردانی شدید افکار عمومی آمریکا از جمهوریخواهان به علت جنگ با ایران و تلفات سنگینی که به پایگاههای آمریکا در منطقه وارد شده است، قدرت روایتسازی ترامپ از جنگ را شدیدا محدود ساخته است.بی دلیل نیست که برخی از مخاطبان رسانه ای و اجتماعی رئیس جمهور آمریکا، در توصیف وی از اصطلاح "روان پریش"استفاده می کنند.کاملا گویاست که بخش مهمی از تعارضات گفتاری و اعلامی رئیس جمهور آمریکا ناشی از شکست تمام عیار وی در میدان و دیپلماسی با تهران و ناکامی وی در ترسیم راهکاری برای خروج از این شکست ترکیبی می باشد.
محاسباتی که نقش بر آب شد
پیش بینی اولیه ترامپ این بود که جنگ با ایران در عرض 3 تا 4 روز به پایان می رسد و پس از آن نظام جمهوری اسلامی دیگر وجود نخواهد داشت! همچنین رئیس جمهور آمریکا تصور می کرد مسیر قابل پیش بینی و محاسبه ای در خصوص دستیابی به اورانیوم غنی شده در کشورمان خواهد داشت. با این حال جمهوری اسلامی ایران همه معادلات و پیش بینی های ترامپ را بر هم زد. او در گام نخست، مدت زمان جنگ با ایران را 4 تا 6 هفته اعلام کرد تا بلکه بتواند در این بازه زمانی به اهداف خود دست یابد اما هر اندازه زمان سپری شد، برتری ایران در میدان و خیابان تثبیت شد. در چنین شرایطی ترامپ پس از گذشت شش هفته بدون آنکه به اهداف اعلامی و تعیین شده خود دست پیدا کند، ناچار شد به بازیگران واسطه گر و در راس آنها اسلام آباد جهت انعقاد آتش بس موقت ( دو هفته ای ) التماس کند. پس از آن نیز رئیس جمهور آمریکا تلاش کرد شکست در میدان را با پیروزی در دیپلماسی جایگزین سازد اما بار دیگر با سدی محکم در تهران مواجه شد. ترامپ هرگز تصور عدم حضور تیم مذاکره کننده کشورمان در اسلام آباد ( جهت برگزاری دور دوم مذاکرات ) را نمی کرد.از سوی دیگر، استمرار جنگ با ایران نیز وی را با پیچیدگی ها و ابهامات تازه تری مواجه می ساخت که قدرت مدیریت آنها از عهده کاخ سفید و پنتاگون خارج بود.در چنین شرایطی ترامپ بر خلاف مواضع اعلامی خود، بلافاصله از تمدید آتش بس سخن گفت. او اکنون تبدیل به یک سیاستمدار نامتعادل، سردرگم و شکست خورده شده است. وحشت ترامپ از آثار و تبعات شکست در جنگ با ایران دیگر از سوی وی قابل کتمان نیست. در چنین شرایطی ترامپ صرفا می تواند نحوه شکست خود را ( در جنگ یا دیپلماسی) انتخاب کند و گزینه دیگری برای وی متصور نیست! حتی بدبین ترین مشاوران و استراتژیستهای کاخ سفید نیز قدرت پیش بینی چنین سناریوی دهشتناکی را علیه رئیس جمهور این کشور و حزب جمهوریخواه آمریکا نداشتند.