نقش اعزام حجاج ایران به سرزمین وحی در خروج ایران از وضعیت تعلیق
حج؛ رمز عبور از برزخ «نه جنگ و نه صلح»

گروه سیاسی
در ادبیات سیاسی و نظامی معاصر، وضعیتی وجود دارد که از آن به عنوان «منطقه خاکستری» یا برزخ «نه جنگ و نه صلح» یاد می‌شود. این وضعیت، نه خشمِ عریانِ برخورد نظامی را دارد که تکلیف جبهه‌ها در آن روشن باشد، و نه آرامشِ پایدارِ صلح را که در سایه آن، چرخ‌های توسعه و پیشرفت به حرکت درآیند. برای دشمن آمریکایی-صهیونیستی، این وضعیت یک گزینه «کم‌هزینه و پرفایده» در برابر رقبای راهبردی است. حقیقت آن است که پس از نبردهای اخیر، به‌ویژه نبرد سرنوشت‌ساز ۱۲ روزه، راهبرد دشمن از تقابل مستقیم به سمت «فرسایش سازمان‌یافته» تغییر جهت داده است. هدف، نگاه داشتن ایران در وضعیتی است که در آن «اضطرار» به یک عادت و «ابهام» به یک اصل تبدیل شود. اما امروز، زمان آن فرا رسیده است که این حصار نامرئی شکسته شود.
وضعیت نه جنگ و نه صلح، پیش از آنکه یک بن‌بست نظامی باشد، یک «شکنجه روانی» علیه توده‌های مردم است. وقتی سایه جنگ بر سر کشوری سنگینی می‌کند، اما شیپور جنگ نواخته نمی‌شود، نوعی ناامنی سیال در جامعه تزریق می‌گردد. در این شرایط، شهروند عادی مدام با این پرسش روبروست که «فردا چه خواهد شد؟». این پرسش، ریشه هرگونه امید به آینده را می‌خشکاند.
از منظر کلان، این وضعیت منجر به «استهلاک قوای کشور» می‌شود. نهادهای حاکمیتی که باید توان خود را صرف ارتقای کیفیت زندگی، بهبود شاخص‌های اقتصادی و زیرساخت‌های عمرانی کنند، ناچارند در حالت «آماده‌باش دائم» باقی بمانند. آماده‌باش دائم، یعنی تخصیص منابع از بخش تولید به بخش پدافند؛ یعنی قفل شدن بودجه‌های عمرانی و یعنی فرار سرمایه‌های داخلی و خارجی. دشمن به خوبی می‌داند که هیچ سرمایه‌گذاری در سرزمینی که «سایه جنگ» بر آن سنگینی می‌کند، ریشه نمی‌دواند. بنابراین، امتداد این شرایط اضطراری، سمی مهلک برای پروژه «ایران قوی» است.
راهبرد دشمن؛ صلح مسلح یا جنگ فرسایشی؟
دشمن صهیونیستی پس از دریافت ضربات مهلک در میدان، اکنون به دنبال آن است که شکست خود را در فضای ادراکی جبران کند. آن‌ها می‌خواهند این پیام را مخابره کنند که «ایران اگرچه پیروز میدان نظامی بوده، اما رنگ آرامش را نخواهد دید». این راهبرد، مکمل تحریم‌های اقتصادی است. تحریم، نان مردم را هدف می‌گیرد و «سایه جنگ»، جان و روان مردم را. وقتی دشمن تلاش می‌کند حتی پس از سکوت توپخانه‌ها، فضای کشور را ملتهب نگاه دارد، در واقع در حال اجرای مرحله دوم تهاجم است. آن‌ها می‌خواهند مدیریت امور روزمره ایران را به «نفس‌نفس زدن» بیندازند. در چنین وضعیتی، دولت‌ها به جای «برنامه‌ریزی بلندمدت»، به «مدیریت بحران لحظه‌ای» دچار می‌شوند. از بین رفتن افق‌های میان‌مدت و بلندمدت در برنامه‌ریزی، بزرگترین دستاورد دشمن در وضعیت نه جنگ و نه صلح است.
اقتدار در عمل؛ حج و پرواز به مثابه مانور قدرت
در تقابل با این راهبرد فرساینده، ایران مقتدر نیازمند «کنش‌های جسورانه» است. اقداماتی نظیر اعزام زائران به بیت‌الله الحرام و عادی‌سازی کامل پروازهای داخلی و بین‌المللی، فراتر از اقدامات اداری ساده هستند؛ این‌ها در واقع «عملیات‌های راهبردی» در جنگ نرم و سخت محسوب می‌شوند.
۱. اعزام حجاج: فرستادن هزاران زائر ایرانی به قلب حجاز، پیامی به جهان دارد: «ایران امنیت خود و شهروندانش را تضمین‌شده می‌بیند». این حرکت، نشان‌دهنده اعتماد به نفس ملی و اقتدار دستگاه دیپلماسی و نظامی است. کسی که حجاجش را با فراغ بال راهی سفر می‌کند، یعنی از چنان بازدارندگی برخوردار است که دشمن حتی جرات تصور تعرض به آن‌ها را ندارد.
۲. بازگشایی کامل آسمان: آسمانِ باز، نشانه امنیت پایدار است. از سرگیری پروازها در تمامی سطوح، یعنی شکستن طلسم «شرایط اضطراری». این اقدام، شریان‌های اقتصادی را باز کرده و به دنیا نشان می‌دهد که ایران نه یک پادگان نظامی، بلکه کشوری در حال توسعه و سرشار از حیات است. ما با باز کردن پروازها، به دشمن می‌گوییم: «تهدیدهای شما برای ما پشیزی ارزش ندارد».
رهبری در خط مقدم و ثبات نظام حکمرانی
دنیا در طول ۴۰ روز نبرد و تهدیدهای پی‌درپی، شاهد تصویری بی‌نظیر از ایران بود. در حالی که سران بسیاری از کشورها در موقعیت‌های مشابه به پناهگاه‌ها پناه می‌برند، رهبری انقلاب و ارکان نظام با صلابت در میان مردم حضور داشتند. این «نترسیدن» و «پنهان نشدن»، ستون فقرات بازدارندگی ایران است.
نظام حکمرانی ایران نشان داد که تحت شدیدترین تهدیدها، نه تنها دچار فروپاشی نمی‌شود، بلکه «خط آتش» خود را با دقت و اعتماد به نفس حفظ می‌کند. این ثبات، بزرگترین پشتوانه برای شکستن وضعیت نه جنگ و نه صلح است. وقتی رهبری یک کشور، تهدید دشمن را به چیزی حساب نمی‌کند، این روحیه باید در کالبد تمامی بخش‌های اجرایی و اقتصادی نیز دمیده شود.
دکترین دفاعی تهاجمی؛ از صبر راهبردی تا اقدام پیش‌دستانه
تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) باید به عنوان مبدأ یک چرخش بزرگ در دکترین نظامی ایران ثبت شود. سال‌ها «صبر راهبردی» ایران، اگرچه نشان‌دهنده خویشتن‌داری و اخلاق‌مداری بود، اما گاهی دشمن را به طمع انداخت تا وضعیت تعلیق را طولانی کند.
زین پس، دکترین ما تغییر کرده است. ما دیگر تنها به «دفاع» نمی‌اندیشیم. دکترین جدید ایران، «تهاجمی» است. این تهاجم نه به معنای شروع جنگ، بلکه به معنای «تغییر قواعد بازی» است. ما اجازه نخواهیم داد دشمن زمان و مکان تقابل را تعیین کند. نیروهای مسلح ما، از سپاه پاسداران قهرمان تا ارتش غیور، اکنون برای عملیات‌های بزرگی همچون «وعده صادق ۵» لحظه‌شماری می‌کنند. این آمادگی برای ضربه زدن، خود بزرگترین عامل صلح است. اگر دشمن بداند که هرگونه خیره‌سری، نه با یک پاسخ دفاعی، بلکه با یک تهاجم ویرانگر روبرو خواهد شد، مجبور به عقب‌نشینی از راهبرد «نه جنگ و نه صلح» می‌شود.
عجله برای ساختن؛ ایران در آستانه جهش
بله، ما عجله داریم! برخلاف توصیه‌های محافظه‌کارانه که ما را به «صبر بیشتر» فرامی‌خوانند، ملت ایران برای ساختن آینده خود بی‌تاب است. ما برای بازسازی اقتصادی، برای ارتقای توان علمی و برای گسترش نفوذ فرهنگی خود در جهان عجله داریم.
پروژه «ایران قوی» نباید در پیچ‌وخم تهدیدهای توخالی دشمن متوقف شود. ما می‌خواهیم زندگی را به معنای واقعی کلمه در این سرزمین جاری کنیم. تحرک، پویایی و نشاط اجتماعی، پاتک اصلی ما به شکنجه روانی دشمن است. پرچم‌هایی که در شب‌های نبرد روی دست‌های مردم بود، امروز باید در میادین تولید و سازندگی به اهتزاز درآیند. آن رقص پرچم‌ها، نه برای استقبال از مرگ، بلکه برای جشن گرفتن «حیات مقتدرانه» بود.
حکاکی یک تاریخ در حافظه جهان
نهم اسفندماه ۱۴۰۴، روز پایان احتیاط‌های مصلحت‌جویانه و آغاز «مرحله جدید ابرپروژه ایران قوی» است. ما با صدای بلند به جهانیان اعلام می‌کنیم که ایران از منطقه خاکستری عبور کرده است. هر کسی که بخواهد به خاک ما، به منافع ما یا به زائران و شهروندان ما در هر جای دنیا «چپ» نگاه کند، با خشم طوفانی مواجه خواهد شد که پیش از این در «وعده‌های صادق» تنها گوشه‌ای از آن را دیده است.
دوران «دست به عصا راه رفتن» به پایان رسیده است.
 ما حجاج‌مان را راهی می‌کنیم، پروازهایمان را گسترش می‌دهیم، زیرساخت‌هایمان را می‌سازیم و دکترین تهاجمی‌مان را صیقل می‌دهیم.
 ایران، نه تنها از سایه جنگ نمی‌هراسد، بلکه خود به نوری تبدیل شده است که سایه‌های پوشالی دشمنان را محو می‌کند. زین پس، این دشمن است که باید در پناهگاه‌های خود، ثانیه‌ها را برای پاسخ احتمالی ما بشمارد. آینده از آنِ ماست، چرا که ما جرات کردیم وضع موجود را بشکنیم و به سوی افق‌های روشن حرکت کنیم. این تاریخ را به یاد داشته باشید؛ روزی که ایران، اقتدار را با رفاه و امنیت را با پیشرفت پیوند زد.