چگونه جغرافیا را به رفاه تبدیل کنیم؟

مجتبی توانگر
پژوهشگر اقتصادی

این نکته قابل تاملی است که پیام‌های مسئولین کشور صرفا در سطح مناسبت‌ها باقی نمی‌ماند، بلکه به سرعت به راهبردهایی تبدیل می‌شود که ظرفیت تبدیل شدن به نقشه راه برای حل مسائل کلان کشور را دارد. پیام اخیر آیت‌الله سیّد‌مجتبی حسینی خامنه‌ای درباره روز ملی خلیج فارس نیز از همین جنس است؛ متنی که با نگاه کارشناسی، می‌توان از دل آن چارچوبی برای پیوند زدن «قدرت ژئوپلیتیک» با «اقتصاد ملی» استخراج کرد. اهمیت این خوانش از آن جهت است که خلیج فارس، برخلاف بسیاری از منابع طبیعی، دارایی ایستا نیست؛ بلکه دارایی جاری است که هر روز حجم عظیمی از ثروت از آن عبور می‌کند و نحوه مدیریت آن می‌تواند مستقیماً به افزایش قدرت اقتصادی کشور منجر شود:
۱- وقتی در پیام تصریح می‌شود که «مسیر حیاتی و منحصر به فرد اقتصاد جهانی»، این گزاره را باید با واقعیت‌های کمی سنجید. طی دهه‌های گذشته، تنش‌آفرینی، آتش‌افروزی و حضور مداخله‌جویانه آمریکا در منطقه، همواره عامل اصلی ناامنی و نوسانات شدید در جریان‌های انرژی بوده است. با این حال، ارزش این جریان انرژی سالانه بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار است.
مسئله اصلی دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شود که این موقعیت، در صورت طراحی صحیح، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین منابع قدرت اقتصادی کشور تبدیل شود، نه صرفا یک مزیت جغرافیایی که به واسطه مداخلات خارجی تحت فشار است.
۲- وقتی خلیج فارس در پیام «سرمایه راهبردی» خوانده می‌شود، این تعبیر به‌روشنی نشان می‌دهد که با دارایی قابل تبدیل به بازده اقتصادی مواجهیم. بازار جهانی حمل‌ونقل دریایی سالانه بیش از ۱۴ تریلیون دلار کالای جابه‌جا شده را دربر می‌گیرد و سهم ایران از این زنجیره، با وجود موقعیت ممتاز جغرافیایی، هنوز با ظرفیت‌های واقعی فاصله دارد. این شکاف، نه یک نقص جغرافیایی، بلکه یک «فرصتِ انباشته‌شده‌ی اقتصادی» است که با سیاست‌گذاری هوشمندانه، به‌راحتی قابل جبران است.
۳- در بخش دیگری از پیام آمده است که «ایران اسلامی با شکر عملی نعمت اعمال مدیریت بر تنگه هرمز…». این «مدیریت» را باید به‌مثابه توانایی اثرگذاری بر یکی از متغیرهای کلیدی اقتصاد جهانی درک کرد. تجربه نشان داده که تغییر در ریسک ادراک‌شده در این منطقه، قیمت نفت را به‌طور محسوسی تغییر می‌دهد. مدیریت این گذرگاه، ابزار اقتصادی قدرتمندی است که در صورت به‌کارگیری هوشمندانه، می‌تواند جایگاه ایران را در معادلات انرژی جهان از «عرضه‌کننده» به «تنظیم‌گر» ارتقا دهد.
۴- عبارت «قواعد حقوقی و اعمال مدیریت جدید تنگه هرمز» نشان می‌دهد که نگاه به این منطقه، از سطح عملیاتی به سطح حکمرانی ارتقا یافته است. طراحی قواعد جدید با پشتوانه حقوقی، می‌تواند به کاهش هزینه‌های مبادله و افزایش امنیت اقتصادی منجر شود. به‌عنوان مثال، طراحی یک «نظام پرداخت ریالی» برای خدمات دریایی و بانکی به کشتی‌های عبوری، نه تنها فشار تحریم‌های ارزی را کاهش می‌دهد، بلکه تقاضا برای رالح را در مبادلات منطقه‌ای افزایش داده و به تثبیت نرخ ارز در بلندمدت کمک می‌کند.
۵- تأکید بر اینکه «حضور بیگانگان آمریکایی… مهمترین عامل ناامنی در منطقه است» ترجمه اقتصادی ساده‌ای دارد: حرکت به سمت شکل‌گیری یک مدل بومی برای تأمین امنیت. امنیت در اقتصاد بین‌الملل، بازاری چند صد میلیارد دلاری است. اگر این امنیت در قالب سازوکارهای بومی بازتعریف شود، می‌تواند علاوه بر کاهش هزینه‌های نظامی، به افزایش اعتماد تجاری و جذب سرمایه‌گذاری منجر شود.
۶- وقتی در پیام آمده است که «ما با همسایگان‌مان… هم‌سرنوشت هستیم»، مفهوم «وابستگی متقابل اقتصادی» مطرح می‌شود. پیوند ظرفیت‌های اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس می‌تواند به توسعه زیرساخت‌های مشترک و ایجاد بازارهای جدید منجر شود. ایران می‌تواند با تمرکز بر «ترانزیت هوشمند»، به کوتاه‌ترین و ارزان‌ترین مسیرِ اتصال آسیای میانه و قفقاز به آب‌های آزاد تبدیل شود؛ تغییری از یک «گذرگاهِ صرف» به یک «کریدورِ ارزش‌افزا».
۷- تاکید بر اینکه «تمامی ظرفیت‌های… علمی، صنعتی و فناوری‌های پایه‌ای و نوین… سرمایه ملی» هستند، نگاهی پیشرفته به اقتصاد است. بهره‌گیری از بلاکچین، هوش مصنوعی و کلان‌داده در مدیریت بنادر، می‌تواند زمان تخلیه و بارگیری را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. این کاهش زمان، به معنای صرفه‌جویی عظیم در هزینه‌های لجستیکی و افزایش بهره‌وری ملی است.
۸- سرانجام، آنجا که گفته می‌شود «مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد»، مسیر نهایی روشن می‌شود.
هدف نهایی، حرکت از یک «قدرتِ بازدارنده» به یک «اقتصادِ رفاه‌ساز» است؛ جایی که مواهب خلیج فارس در قالب کاهش تورم، رونق اشتغال در مناطق ساحلی، افزایش درآمد ارزی و رشد سرمایه‌گذاری، در سفره‌ی مردم نمایان شود.
۹- برای تحقق این اهداف، اقدامات عملیاتی ضروری است:
- توسعه قراردادهای بلندمدت و متنوع صادراتی جهت تثبیت درآمدهای ارزی.
- افزایش ظرفیت بنادر نسل سوم و توسعه شبکه ریلی متصل به سواحل جنوبی.
- توسعه صنایع خرد و زودبازده نظیر پرورش آبزیان در سواحل جنوبی برای ایجاد اشتغال پایدار و امنیت مبتنی بر معیشت.
- طراحی زیرساخت‌های مالی مبتنی بر ارز دیجیتال بانک مرکزی و قراردادهای هوشمند برای تسویه منطقه‌ای.
- نقش‌آفرینی سپاه و ارتش نه فقط در امنیت، بلکه در توسعه زیرساخت‌های کلان دریایی (بنادر و ناوگان حمل‌ونقل) جهت شتاب‌بخشی به پروژه‌های ملی.
خلیج فارس برای ایران نه یک «مزیتِ جغرافیاییِ ثابت»، بلکه یک «موجودیتِ پویا» است. هنرِ حکمرانیِ اقتصادی، انتقالِ این دارایی از «میدانِ رقابت‌های سیاسی» به «عرصه‌ی همکاری‌های انتفاعی» است؛ جایی که امنیتِ پایدار، محصولِ جانبیِ منافعِ اقتصادیِ مشترک باشد. با دستیابی به این ثبات و رونق، رفاه عمومی نه به عنوان یک شعار، بلکه به عنوان دستاورد ملموس و مستمر مدیریت بهینه خلیج فارس، به واقعیت زندگی تک‌تک ایرانیان تبدیل خواهد شد. این پیوندِ ناگسستنی میان امنیت منطقه و معیشت مردم، بنیادهای اقتصادی ایران را در برابر تلاطم‌های جهانی مستحکم‌تر از همیشه خواهد کرد.