سرمایه انسانی سنگر تاب‌آوری

جواد شاملو
هر رویداد مهم منطقه‌ای و شرایط ویژه برآمده از آن، پیش از هر چیز ضرباهنگ زندگی روزمره و اقتصاد یک کشور را تغییر می‌دهد. در روزهای اخیر، همزمان با تمرکز کشور بر مدیریت تنش‌های پیرامونی، بازار کار ایران نیز با آزمونی جدی روبرو شده است. محدودیت‌های ارتباطی و قطعی‌های اینترنت در کنار نوسانات ارزی و دغدغه‌های تورمی، شرایطی را رقم زده که متاسفانه موجی از تعدیل نیرو را به ویژه در بخش‌های خدماتی، صنایع خلاق و کسب‌وکارهایی که حیاتشان به اتصال بی‌وقفه دیجیتال وابسته است، به دنبال داشته است. این فضا، هرچند پیچیده و نیازمند تدبیر است، اما پایان راه و تاریکی مطلق نیست؛ بلکه نقطه‌ای است که تاب‌آوری اجتماعی ما را به عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان امنیت ملی به چالشی سازنده می‌کشد. بدیهی است که در شرایط خاص و التهابات منطقه‌ای، اقتصاد و معیشت جامعه تحت فشار قرار می‌گیرند، اما هنر حکمرانی و مدیریت در چنین بزنگاه‌هایی، خلق سپری برای مهار این فشارهاست. موفقیت در حفظ انسجام بازار کار و جلوگیری از گسترش بیکاری، دستاوردی است که اثربخشی آن مستقیما در وضعیت میدان و توان رویارویی کشور بازتاب می‌یابد و پیروزی در این جبهه داخلی، کمتر از دستاوردهای میدانی نیست.
دغدغه حفظ این سنگر اقتصادی و انسانی، در آخرین پیام رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، به روشنی و با نگاهی راهبردی بازتاب یافت. ایشان با درکی عمیق از شرایط ملتهب کنونی و تاکید بر ضرورت پشتیبانی از کارگران مولد از مسیر اولویت‌بخشی به مصرف کالاهای ساخت داخل، یک نقشه راه مشخص را ترسیم کردند. پیام ایشان حاوی یک درخواست مهم از صاحبان کسب‌وکارهای آسیب‌دیده بود؛ اینکه تا حد امکان از تعدیل و جداسازی نیروی کار خود، چه در واحدهای تولیدی و چه در واحدهای خدماتی، پرهیز کنند. نقطه عطف این پیام، نگاه سرمایه‌ای به نیروی انسانی است؛ جایی که هر کارگر نه به عنوان یک هزینه سربار در دوران انقباض اقتصادی، بلکه به مثابه ثروت و دارایی ارزشمند آن واحد در نظر گرفته می‌شود. البته تحقق این خواسته تنها بر دوش بخش خصوصی و کارفرمایان نیست و دولت محترم نیز موظف شده است تا در حد مقدورات خود، از این رویکرد خیرخواهانه و ملی حمایت کند تا چرخ‌های اقتصاد از حرکت نایستد.
برای عملی کردن این راهبرد و جلوگیری از ریزش نیروی کار، نیازمند الگوهای اقتصادی آزموده‌شده هستیم. یکی از موثرترین این راهکارها، مدل اشتغال پاره‌وقت است که پیش از این در جریان بحران عالم‌گیر کرونا توسط اولاف شولتز در آلمان با موفقیت به اجرا درآمد و مانع از فروپاشی بازار کار شد. منطق این طرح بسیار ساده اما کارآمد است: در شرایطی که یک بنگاه اقتصادی به دلیل افت تقاضا یا مشکلات ناشی از شرایط ویژه، توان پرداخت حقوق کامل پرسنل را ندارد، به جای اخراج آن‌ها، ساعات کاری را کاهش می‌دهد. در این میان، دولت وارد عمل شده و بخش قابل توجهی از دستمزد ساعات کاهش‌یافته را در قالب یارانه‌های حفظ اشتغال جبران می‌کند. پیاده‌سازی بومی این الگو در ایران، دقیقا مصداق بارز همان حمایت مقدور دولتی است که می‌تواند گره‌گشا باشد. با این شیوه، کارفرمایان نیروهای ماهر خود را برای روزهای بازگشت به شرایط عادی حفظ می‌کنند و کارگران نیز ضمن حفظ هویت شغلی و برخورداری از پوشش‌های بیمه‌ای، از آسیب‌های معیشتی بیکاری مطلق در امان می‌مانند.
اما حفظ یک جامعه پویا و مقاوم، تنها در گرو متغیرهای اقتصادی و حفظ خطوط تولید صنعتی نیست. در دوران گذر از شرایط دشوار، معمولا پروژه‌های فرهنگی و هنری اولین قربانیان کاهش بودجه و خروج از اولویت‌ها هستند؛ نگاهی که می‌تواند در بلندمدت آسیب‌زا باشد. بخش فرهنگ و صنایع خلاق در شرایط فعلی، کارکردی دوگانه و بی‌نهایت استراتژیک دارد. از یک سو، در عرصه بین‌المللی، تولیدات فرهنگی به عنوان بازوی قدرتمند دیپلماسی عمومی عمل می‌کنند و می‌توانند روایتگر تصویر واقعی، مقاوم و منطقی ایران در برابر هجمه‌های رسانه‌ای باشند. از سوی دیگر، در سطح داخلی، محصولات فرهنگی نقشی شبیه به یک کمپین درمانی بزرگ را برای تسکین تروماها و فشارهای روانی ایفا می‌کنند. جامعه‌ای که درگیر پیگیری اخبار و فشارهای اقتصادی است، بیش از هر زمان دیگری به امید، همبستگی و بازیابی معنا نیاز دارد. خروج پروژه‌های فرهنگی از اولویت، به معنای بی‌دفاع رها کردن روان جامعه در برابر سختی‌هاست.
در نهایت، باید به یاد داشته باشیم که عبور از این دوران ملتهب، نیازمند نگاهی کلان است که در آن، اقتصاد، امنیت و فرهنگ دوشادوش یکدیگر حرکت کنند. تاب‌آوری ملی زمانی در بالاترین سطح خود محقق می‌شود که اجازه ندهیم شرایط ویژه کشور، سرمایه‌های انسانی ما را در کارگاه‌ها و شرکت‌ها پراکنده کند و همزمان، اجازه ندهیم جریان تولیدات فرهنگی دچار رخوت شود. اگر امروز با اجرای سیاست‌های حمایتی هوشمندانه‌ای نظیر طرح اشتغال پاره‌وقت، دستگیر کسب‌وکارها باشیم و با حمایت از صنایع خلاق، روح جامعه را تغذیه کنیم، فردا از این گذرگاه با جامعه‌ای یکپارچه‌تر، باتجربه‌تر و امیدوارتر عبور خواهیم کرد. پیروزی پایدار آنجاست که از دل روزهای پرالتهاب، با کمترین آسیب به ساختار اشتغال و با روانی التیام‌یافته بیرون بیاییم؛ دستاوردی که کاملا در دسترس ماست و تنها نیازمند همدلی، تدبیر و اقدام به موقع سیاست‌گذاران و فعالان جامعه است.