ژست‌هایی که به وزیر جنگ آمریکا نمی‌آید! 
هگست در یکقدمی سقوط 

حنیف غفاری
وزیر جنگ دولت ترامپ که طی ماههای اخیر به یکی از نمادهای شکست و استیصال آمریکا در نظام بین الملل  تبدیل شده، در تازه ترین اظهارات خود  مدعی شده  که دوران «خشم نمایشی» ایالات متحده به پایان رسیده است. پیت هگست در تازه ترین لفاظی های خود در قبال تحولات روابط واشنگتن-پکن گفته است :
" بدون هیچ تردیدی، آمریکا یک کشور اقیانوس آرام است و ما از چین می‌خواهیم به موضع دیرینه ما در این منطقه احترام بگذارد. نه فقط این را می‌خواهیم، بلکه با حفظ قدرت نظامی آشکار، از آن موضع پشتیبانی می‌کنیم. برای رسیدن به این هدف، قواعد بازی را عوض می‌کنیم. دوران خشم صرفاً نمایشی و اعتراضات دیپلماتیک پرسروصدایی که فقط فضیلت‌نمایی می‌کند اما قدرتی نشان نمی‌دهد، به سر آمده است. از این پس، در چگونگی و زمان ارتباط گیری، هدفمند عمل خواهیم کرد. هرگونه توقف در روند فروش تسلیحات به تایوان، نه به خاطر مصرف مهمات در خاورمیانه است و نه به خاطر نگرانی از کمبود ذخایر جنگی. آمریکا از وضعیت ذخایر خود «بسیار راضی» است !"
رمزگشایی از استیصال وزیر جنگ آمریکا 
در نقد اظهارات هگست، همین بس که اکنون بسیاری از نزدیکان ترامپ در کاخ سفید نیز وی را به مثابه سیاستمداری ناتوان، تاریخ مصرف گذشته و شکست خورده مورد شناسایی قرار می دهند. در چنین شرایطی ادعاهای مطرح شده از سوی هگست، مصداق فرار رو به جلو با هدف فرار از انتقادات شدیدی است که پس از شکست در برابر ایران و ناتوانی در مدیر یت بحرانهای امنیتی میان واشنگتن و دیگر بازیگران بین المللی( و در راس آنها پکن) علیه وی مطرح شده است. رئیس پنتاگون امروز بیش از هر زمان دیگری خود را در بن بست واقعیات جاری در جهان گرفتار می بیند. زمانی که هگست به عنوان وزیرجنگ کابینه به مجلس سنای آمریکا پیشنهاد شد، برخی سناتورهای جمهوریخواه نیز در کنار سناتورهای دموکرات با حضور وی در راس معادلات نظامی کشورشان مخالفت کردند زیرا او درک مستندی از معادلات و قواعد نظامی گری و مدیریت بحران در نیروهای مسلح آمریکا نداشت. با این حال پس از اصرار شدید ترامپ به سناتورهای هم حزبی خود، درنهایت هگست با استناد به رای اضطراری "جی دی ونس"معاون رئیس جمهور آمریکا، به عنوان وزیر جنگ این کشور برگزیده شد.از زمان حضور هگست در وزارت جنگ آمریکا، شاهد وقوع حوادث متعددی در محیط پیرامونی و بین المللی واشنگتن بودیم: از حمایت تمام عیار کاخ سفید از نسل کشی غزه و جنگ در لبنان تا وقوع دو جنگ ناجوانمردانه علیه ایران .وجه اشتراک همه این حوادث، فاصله ای بود که میان تصورات هگست و واقعیات میدان نبرد وجود داشت:در جنگ رژیم صهیونیستی و حماس، هگست بارها مدعی شکست مقاومت اسلامی فلسطین و پایان یافتن حیات آن شد! این در حالی بود که در نهایت ترامپ ناچار شد با حماس بر سر نحوه پایان دادن به جنگ غزه مذاکره کرده و به بقای مقاومت اسلامی فلسطین در معادلات این سرزمین اذعان نماید. 
در خصوص خلع سلاح حزب الله لبنان و حشد الشعبی عراق نیز بارها شاهد رجزخوانی های تهی و نخ نمای هگست و معاونان وی در پنتاگون بودیم. اما در نهایت، پنتاگون و سنتکام قدرت خلع سلاح هیچ یک از گروههای مقاومت را پیدا نکردند و در مقابل، شاهد پیچیده تر شدن لایه های مناقشه علیه خود در منطقه غرب آسیا شدند. در خصوص جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه علیه جمهوری اسلامی ایران نیز هگست یکی از اصلی ترین بازیگران تصمیم ساز در شورای تصمیم گیری کاخ سفید محسوب می شد. هگست مدعی بود جنگ با ایران کوتاه مدت و موثر خواهد بود و واشنگتن به اهداف اعلامی خود در این مناقشه خواهد رسید! با این حال آنچه در نهایت رخ داد، چینش پازلهای شکست و تباهی آمریکا در مواجهه با ایران و در نهایت ، تبدیل شدن هگست به نماد این شکست ترکیبی و تمام عیار بود. 
رمزگشایی از هشدارهای هگست به پکن 
اکنون هگست هشدارهای خود را متوجه چین کرده است! به نظر می رسد پس از سفر ناکام دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به پکن و اثبات از بین رفتن موازنه راهبردی واشنگتن-پکن به ضرر کاخ سفید و پنتاگون، هگست چاره ای جز لفاظی علیه پکن و طرح ادعای مضحکانه تسلط خود بر اوضاع ندارد! واقعیت امر این است که هگست در طول مدت حضور خود در پنتاگون، نه تنها قدرت مدیریت صحنه و جلوگیری از خلق موازنه های ضد آمریکایی در نظام بین الملل را از دست داده، بلکه در درک حداقلی ترین مناسبات، قواعد و واقعیات جاری در ساختار نظامی-امنیتی کشورش نیز عاجز مانده است. بی دلیل نیست که حتی برخی چهره های نزدیک به ترامپ از وی خواسته اند تا هر چه سریع تر هگست را برکنار نماید. استفاده هگست از واژه "خشم نمایشی" نماد دیگری از استیصال وی در برابر وقایع جاری در نظام بین الملل محسوب می شود. به راستی هگست جنگ طلبی در میادین چندگانه و حتی زمینه سازی برای منازعات جدید در برابر چین ( در حوزه جغرافیایی و پیرامونی این کشور) را چگونه مصداق "خشم نمایشی"قلمداد می کند؟! آمریکا در طول 16 ماه سپری شده از دور دوم ریاست جمهوری ترامپ، هر گونه اقدامی را در راستای برهم زدن هندسه قدرت در جهان صورت داده و در این خصوص، به خلق منازعات مسلحانه و نظامی گسترده ای در جهان دست زده است. همچنین دامنه تهدیدات نظامی آمریکا علیه کشورهایی مانند چین ، کوبا، گرینلند و کانادا نیز در این بازه زمانی افزایش یافته است. با این حال استفاده پنتاگون و کاخ سفید از ابزارهای "جنگ"و" تهدید"نتیجه ای جز خلق بحرانهای مزمن و عمیق تر علیه واشنگتن نداشته و همین مسئله، هگست را تبدیل به یک متهم تمام عیار ساخته است. در نهایت اینکه حتی در صورت برکناری هگست از مناسبات پنتاگون ، همچنان تبعات اقدامات وی و دیگر مقامات دولت ترامپ از جمله بار ناشی از شکست در برابر ایران و ناتوانی در خلق بازدارندگی امنیتی-نظامی در شرق آسیا نیز به قوت خود باقی خواهد ماند. هگست تنها یکی از نمادهای شکست واشنگتن در جهان امروز محسوب می شود. تکثر این نمادها به گونه ایست که در نهایت تصویر"آمریکای ساقط شده"را در برابر دیدگان افکار عمومی دنیا تکمیل خواهد کرد.