جلوهنمایی اعتبار تهدید ایران در جبهه لبنان
گروه سیاسی
جنگ تحمیلی سوم بلکه صحنهای برای بازتعریف موازنه بازدارندگی در منطقه و آزمون عملی اراده راهبردی جمهوری اسلامی ایران محسوب میشد. اگرچه در طول این نبرد، ابعاد مختلفی از توانمندیهای نظامی ایران به نمایش درآمد، اما شاید مهمترین دستاورد آن، افزایش اعتبار تهدیدات جمهوری اسلامی و اثبات عینی اراده تهران برای استفاده از قدرت سخت در مواقع ضروری باشد.
در سالهای گذشته، راهبرد «صبر استراتژیک» ایران در برابر مجموعهای از اقدامات خصمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی، اگرچه مزایای خاص خود را داشت، اما به مرور زمان موجب شکلگیری برداشتهایی نادرست در برخی محافل تصمیمسازی دشمن شد. در اتاقهای فکر واشنگتن و تلآویو این تصور تقویت شده بود که ایران یا فاقد توان لازم برای ورود به یک تقابل گسترده نظامی است یا به دلایل سیاسی و اقتصادی تمایلی به تصعید درگیریها ندارد. این برداشت، زمینهساز افزایش سطح تهدیدات و اقدامات تهاجمی دشمنان علیه منافع جمهوری اسلامی شده بود.
هرچند سه عملیات «وعده صادق» تا حدی این محاسبات را دچار اختلال کرده بودند، اما وعده صادق ۴، ضربهای تعیینکننده به این انگاره وارد ساخت. حملات همزمان به اهداف و پایگاههای آمریکا در منطقه و نیز تداوم عملیاتهای موشکی و پهپادی علیه رژیم صهیونیستی طی حدود چهل روز، نشان داد که جمهوری اسلامی نه تنها از ظرفیت لازم برای ورود به یک نبرد فرسایشی برخوردار است، بلکه در صورت لزوم از بهکارگیری این ظرفیت نیز ابایی ندارد. در جریان این نبرد، بار دیگر تأکید شد که تهدیدات ایران صرفاً در سطح بیانیه و موضعگیری سیاسی باقی نمیماند و در صورت عبور دشمن از خطوط قرمز، قابلیت تبدیل شدن به اقدام عملی را دارد.
یکی از مهمترین بزنگاههای نمایش این اعتبار تهدید، ماجرای تهدید رژیم صهیونیستی به گسترش حملات خود به لبنان و هدف قرار دادن بیروت بود. در واکنش به این تهدید، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا بیانیهای صادر کرد که در آن اعلام شد هرگونه تجاوز به لبنان و بیروت با پاسخ متناسب و قاطع جمهوری اسلامی ایران مواجه خواهد شد و همچنین به ساکنان مناطق شمالی اسرائیل و شهرکهای نظامی هشدار داده شد که شاید مجبور شوند این مناطق را ترک کنند. اهمیت این موضعگیری بیش از متن بیانیه نهفته بود، زیرا دشمن به خوبی میدانست که هشدارهای صادرشده از سوی ایران دیگر صرفاً جنبه تبلیغاتی ندارند و میان اعلام تهدید و اجرای آن فاصلهای نیست. حتی برخی گزارشها حاکی از آن است که سپاه تعدادی از لانچرها را بیرون آورده و آماده شلیک کرده بود.
پیامد فوری این اقدام سپاه در عرصه بینالملل دیده شد. دونالد ترامپ در شبکه تروث سوشال اعلام کرد که گفتوگوی تلفنی «بسیار سازندهای» با بنیامین نتانیاهو داشته و نتیجه آن این بوده که هیچ نیروی نظامی به بیروت اعزام نشود و نیروهایی که در مسیر بودند بازگردانده شوند. او همچنین مدعی شد از طریق نمایندگان با حزبالله نیز گفتوگو شده و طرفین با توقف تبادل آتش موافقت کردهاند.
در ادبیات راهبردی، «اعتبار تهدید» یکی از مهمترین مؤلفههای بازدارندگی محسوب میشود. جنگ رمضان از این منظر، نقطه عطفی برای جمهوری اسلامی ایران بود؛ زیرا شکاف میان «توان» و «اراده» را از نگاه دشمن از میان برد. اکنون نه تنها توان موشکی، پهپادی و عملیاتی ایران برای طرف مقابل آشکارتر شده است، بلکه اراده سیاسی و نظامی تهران برای استفاده از این ابزارها نیز به اثبات رسیده است.
مهمترین پیامد راهبردی جنگ رمضان، تغییر محاسبات دشمنان جمهوری اسلامی است. اگر پیش از این برخی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای احتمال میدادند که ایران در برابر فشارهای فزاینده صرفاً به واکنشهای محدود سیاسی بسنده کند، اکنون ناچارند گزینه پاسخ نظامی مستقیم و گسترده تهران را نیز در معادلات خود لحاظ کنند. این تغییر محاسبه، همان چیزی است که میتواند در سالهای آینده به تقویت بازدارندگی ایران و کاهش احتمال ماجراجوییهای جدید علیه منافع ملی کشور منجر شود.