ابعاد اجتماعی، فرهنگی و هویت‌بخش مهمانی ۱۰ کیلومتری غدیر بررسی شد
سفره بی‌پایان مولای مردم‌دار

جواد شاملو
مهمانی ۱۰ کیلومتری غدیر، رفته‌رفته جای خود را در میان مناسک ملی-مذهبی مردم باز می‌کند؛ نه به‌عنوان یک پدیده وارداتی یا نمایشی، بلکه به‌مثابه شکلی تازه از بازخوانی یک سنت کهن. این ایده، هرچه زمان می‌گذرد، بیشتر تثبیت می‌شود و نشانه‌های موفقیت آن آشکارتر می‌گردد. علت این توفیق نیز روشن است: این مراسم بر بدعت و تصنع بنا نشده، بلکه بر شکل و شیوه‌ای ریشه‌دار از پاسداشت و بزرگداشت غدیر تکیه دارد؛ بر فرهنگی که در متن سیره و فرمایشات اهل بیت علیهم‌السلام ریشه دارد و در جان تاریخ شیعه نشسته است. یکی از مهم‌ترین وجوه بزرگداشت غدیر در سنت اهل بیت، اطعام است. غدیر فقط روز خطابه و اعلان و استدلال نیست؛ روز سفره است، روز بخشش است، روز گشودن دست‌ها به روی مردم است. مهمانی ۱۰ کیلومتری غدیر نیز دقیقاً بر همین اصل استوار است. این مراسم در حقیقت صورت امروزی همان معنای دیرپای «اطعام مؤمنان»، «ابراز محبت اجتماعی»، و «افشای کرامت علوی» است.وقتی مردم در یک روز، در یک مسیر طولانی، کنار هم می‌نشینند، می‌خورند، لبخند می‌زنند، گفت‌وگو می‌کنند، و بی‌تکلف از یکدیگر پذیرایی می‌شوند، در واقع غدیر را نه فقط روایت، بلکه زندگی می‌کنند.
نکته مهم آن است که این رویداد با وام‌گیری از فرهنگ اربعین ـ که برای قشر مذهبی جامعه کاملاً آشنا و دوست‌داشتنی است ـ توانسته اجتماعی از مردم را شکل دهد که در تکثر و گونه‌گونی و رنگ‌بندی اجتماعی، در میان دیگر رویدادهای خیابانی ملی یا مذهبی، کم‌نظیر و بلکه بی‌نظیر است. اربعین در سال‌های اخیر به یک سرمایه فرهنگی بزرگ بدل شده است؛ سرمایه‌ای که زبانش، زبان خدمت است و منطقش، منطق محبت. مهمانی غدیر نیز از همین منطق الهام می‌گیرد: به‌جای فاصله‌گذاری، جمع می‌کند؛ به‌جای حذف، دربرمی‌گیرد؛ به‌جای تنگ‌کردن دایره دینداری، آن را به زندگی روزمره و شادی جمعی پیوند می‌زند. همین ویژگی است که این مراسم را از بسیاری از مناسک رسمی و خشک متمایز می‌کند.
در یک مسیر ۱۰ کیلومتری، میلیون‌ها نفر از مردم تهران حاضر می‌شوند؛ مردمی که از نظر طبقه اقتصادی، سبک زندگی، پوشش، سن، سلیقه و حتی میزان التزام‌های ظاهری، تنوعی چشمگیر دارند. این تنوع دقیقاً یکی از مهم‌ترین نقاط قوت مراسم است. در اینجا نمی‌توان همه را ذیل یک برچسب ساده و مصرف‌زده قرار داد؛ نه می‌توان همه را صرفاً «مذهبی» نامید، نه می‌توان آنان را در قالبی محدود و یکدست فروکاست. با این حال، همگی زیر بیرق امیرالمؤمنین علیه‌السلام جمع می‌شوند. همین جمع شدنِ متکثر زیر یک پرچم مشترک، معنای اجتماعی غدیر را آشکار می‌کند: غدیر، جشن وحدت در عین کثرت است؛ جشنی که نشان می‌دهد محبت به علی علیه‌السلام می‌تواند از تفاوت‌ها عبور کند و از دل اختلاف‌های ظاهری، یک هویت بزرگ‌تر بسازد.
ویژگی دیگر این مراسم آن است که اکثریت قریب به اتفاق جمعیت، به‌صورت خانوادگی در آن حاضر می‌شوند. این نکته بسیار مهم است. در جامعه‌ای که خانواده زیر فشارهای گوناگون اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای قرار دارد، هر رویدادی که بتواند خانواده را دوباره در کنار هم بنشاند، ارزشمند است. مهمانی غدیر نه‌فقط یک تجمع مذهبی، بلکه یک تجربه خانوادگی است: پدر و مادر، کودک و نوجوان، سالمند و جوان، در کنار هم راه می‌روند، می‌نشینند، غذا می‌خورند، شادی می‌کنند و در فضای عمومی، معنایی از «باهم‌بودن» را بازآفرینی می‌کنند. این خود یک پیام بزرگ اجتماعی است؛ پیامی که می‌گوید دینداری لزوماً با انزوا و عبوس‌بودن و مناسک سخت‌گیرانه یکی نیست، بلکه می‌تواند چهره‌ای گرم، اجتماعی، مهربان و در دسترس داشته باشد.
خوشبختانه این مراسم به‌وضوح یک مراسم صرفاً سیاسی نیست و انصافاً حس و حال یک مهمانی را دارد. این نکته را باید جدی گرفت و قدر دانست. مراسمی که نامش مهمانی است، باید واقعاً مهمانی باشد؛ باید لبخند داشته باشد، سادگی داشته باشد، سخاوت داشته باشد، و از فضای خشک و شعارزده دور بماند. این‌که چنین مراسمی از اسم خود دور نشده، خود جای شکر و خوشحالی دارد. البته این بدان معنا نیست که از پیام سیاسی خالی است. هرگز. بلکه معنایش این است که پیام سیاسی آن، در دل یک تجربه انسانی و دینیِ شیرین و مردمی منتقل می‌شود، نه در قالب خطابه‌ای سنگین و تحمیلی. و همین تفاوت، نقطه قوت آن است. زیرا هر پیام سیاسی‌ای که از بطن محبت، خدمت، مشارکت و شادی جمعی بیرون بیاید، ماندگارتر و عمیق‌تر خواهد بود.
دشمنانی که به امید واهی منفور کردن مردم از مذهب و ضربه زدن به نظام از این رهگذر هستند، وقتی با چنین صحنه‌ای مواجه می‌شوند، حساب کار دستشان می‌آید. جمعیتی که در عصر عیدالله الأکبر، زیر خیمه مولای متقیان آمده‌اند، صرفاً جمعیتی برای خوردن و گردش و تفریح نیستند؛ این جمعیت حامل معناست. حامل یک هویت تاریخی است؛ حامل یک وفاداری تمدنی است. آنان نشان می‌دهند که دین، اگر درست عرضه شود، نه تنها از زندگی مردم جدا نیست، بلکه می‌تواند زندگی را سرشارتر، گرم‌تر و معنادارتر کند. مهمانی ۱۰ کیلومتری غدیر به‌خوبی این حقیقت را عیان می‌کند که هنوز هم می‌توان در قلب یک کلان‌شهر، در میانه هیاهوی رسانه‌ای و فشارهای اقتصادی و سیل شبهات، مردمی را گرد آورد که با شوق و میل، برای علی علیه‌السلام و برای غدیر کنار هم بایستند.
از این منظر، مهمانی غدیر فقط یک برنامه مناسبتی نیست؛ یک ابتکار هویتی است. مأموریت آن احیای غدیر است، اما غدیر را نه در سطح یک واقعه تاریخیِ دوردست، بلکه به‌مثابه یک الگوی زنده از عدالت، کرامت، محبت و ولایت بازمی‌گرداند. غدیر یعنی آن‌که ولایت، تنها یک عنوان سیاسی یا اعتقادی نیست؛ بلکه نحوه‌ای از نسبت‌داشتن با انسان‌هاست. 
ولایت علوی یعنی پدر بودن برای یتیمان، پناه بودن برای فقیران، دست‌گیر بودن برای خرابه‌نشینان، ملجأ بودن برای ضعیفان، و تکیه‌گاه بودن برای سالخوردگان و بی‌پناهان. علی علیه‌السلام تنها امام خطابه‌های آسمانی نیست؛ امام سفره‌های باز و درهای گشوده است. مردی که نشستن بر سر سفره‌اش گزینش نداشت، مردی که یتیمان را تیمار می‌کرد حتی اگر مادرِ یتیم، علی را دشنام می‌گفت و پدرش از خوارج بود، مردی که خیرش عام بود و رحمتش واسعه، دقیقاً همان الگویی است که غدیر می‌خواهد بازنمایی کند.
از این رو، غدیر در بیان اهل بیت علیهم‌السلام، یوم‌التبسم است؛ روز لبخند زدن؛ روز دلخوش بودن؛ روزی که در آن شایسته است پدران بر فرزندان و اهل و عیال خود راحت بگیرند و با خانواده خوش بگذرانند. شادی در غدیر، یک امر حاشیه‌ای نیست؛ جزئی از ذات این روز است. این روز فقط روز احتجاج و استدلال نیست، روز سرور و سرزندگی نیز هست. و دقیقاً به همین دلیل، مهمانی ۱۰ کیلومتری غدیر توانسته با روح این روز هماهنگ شود. این مراسم، غدیر را از سطح شعار به سطح زیست جمعی آورده است؛ از سطح یادآوری تاریخی به سطح تجربه اجتماعی.
در نهایت، باید گفت احیای غدیر صرفاً احیای یک مناسبت دینی نیست؛ احیای یک جبهه فرهنگی و تمدنی است. غدیر، خاکریز نبرد با سلطه جهانی و صهیون رسواست. زیرا غدیر فقط نام یک واقعه در تاریخ اسلام نیست؛ نام یک منطق است. منطق ایستادن در برابر ظلم، منطق حق‌محوری، منطق کرامت انسانی، منطق پیوند دین و عدالت. در جهانی که نظام سلطه می‌کوشد ملت‌ها را منفعل، پراکنده، بی‌هویت و مصرف‌زده نگه دارد، غدیر یادآوری می‌کند که امت می‌تواند حول حقیقتی مشترک گرد آید، می‌تواند سفره‌ای مشترک بگستراند، و می‌تواند شادی خود را هم به ابزار مقاومت تبدیل کند.
در دنیا کشورهای مسلمان زیادی داریم، اما چرا ظالمان با همه آن‌ها کاری ندارند؟ پاسخ را باید در نسبت آن ملت‌ها با ولایت، مقاومت، استقلال و هویت جست‌وجو کرد. ظلم‌ستیز حقیقی آن فرد یا گروه یا جریان یا ملتی است که به مذهب علی باشد؛ و اگر هم به مذهب علی نیست، دست‌کم به مکتب او باشد. زیرا مکتب علی، مکتب ایستادگی در برابر باطل است؛ مکتب دفاع از مظلوم است؛ مکتب کرامت است؛ مکتب عدالت است. و هر اجتماعی که بتواند این مکتب را در قالبی مردمی، شاد، خانوادگی و فراگیر بازتولید کند، نه فقط یک مناسک دینی، بلکه یک سرمایه سیاسی-فرهنگی برای آینده امت ساخته است.
مهمانی ۱۰ کیلومتری غدیر، اگر با همین روح ادامه یابد، می‌تواند به یکی از ماندگارترین جلوه‌های بازگشت دین به متن زندگی عمومی بدل شود؛ جایی که ایمان، نه در حاشیه شهر، بلکه در خیابان‌های اصلی آن دیده می‌شود؛ نه در زبانِ صرف، بلکه در سفره، در لبخند، در هم‌نشینی و در محبت. و این همان غدیری است که باید زنده بماند.