ایران از خط قرمز خود دست نمیکشد
صهیون در انتظار دریافت پاسخ
گروه سیاسی
حمله مجدد رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی بیروت، تنها یک عملیات نظامی محدود علیه لبنان نیست؛ بلکه آزمونی تازه برای سنجش اعتبار خطوط قرمز اعلامی ایران و محور مقاومت به شمار میرود. این حمله که در شرایط حساس مذاکرات میان تهران و واشنگتن برای پایان دادن به جنگ صورت گرفته، بار دیگر این پرسش را پیش روی ناظران قرار داده است که آیا اسرائیل میتواند با ایجاد بحرانهای میدانی، معادلات سیاسی و دیپلماتیک منطقه را تحت تأثیر قرار دهد یا خیر. بر اساس گزارشهای منتشرشده، جنگندههای اسرائیلی روز یکشنبه بار دیگر مناطقی از ضاحیه بیروت را هدف قرار دادند؛ حملهای که با واکنش تند مقامات ایرانی همراه شد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در واکنش به این رخداد تأکید کرد که تجاوز صهیونیستها به ضاحیه نشان میدهد آمریکا یا ارادهای برای اجرای تعهدات خود ندارد یا توان انجام آن را از دست داده است.وی همچنین تصریح کرد که بازی «پلیس خوب و پلیس بد» دیگر کارایی گذشته را ندارد و ادامه مسیر سیاسی بدون پایبندی طرف مقابل به تعهداتش ممکن نیست.
اهمیت حمله اخیر از آن جهت است که تنها یک هفته از تجاوز مشابه اسرائیل به ضاحیه میگذرد؛ تجاوزی که با پاسخ مستقیم ایران و حملات به شمال سرزمینهای اشغالی همراه شد. پس از آن، این پیام به روشنی مخابره شد که ضاحیه جنوبی بیروت، به دلیل جایگاه راهبردی خود در هندسه مقاومت، به یکی از خطوط قرمز تهران تبدیل شده است. اکنون تکرار این حمله از سوی اسرائیل را میتوان تلاشی برای آزمودن میزان جدیت این خط قرمز و سنجش اراده ایران در اجرای تهدیدات بازدارنده خود دانست. در چنین شرایطی، عدم پاسخ متناسب میتواند پیامدهایی فراتر از لبنان داشته باشد. بازدارندگی صرفاً به داشتن توان نظامی وابسته نیست؛ بلکه به باور دشمن نسبت به اراده استفاده از آن توان گره خورده است. اگر رژیم صهیونیستی به این جمعبندی برسد که میتواند بدون پرداخت هزینه به حملات خود علیه ضاحیه ادامه دهد، احتمال گسترش دامنه فشارها و تعرضات در سایر جبهههای محور مقاومت نیز افزایش خواهد یافت. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که تکرار پاسخ ایران، نه از سر تمایل به تشدید تنش، بلکه برای حفظ اعتبار معادله بازدارندگی ضروری خواهد بود.
اسرائیل در ماههای اخیر بارها کوشیده است از شکاف میان میدان و دیپلماسی بهره ببرد و از طریق اقدامات نظامی، امتیازات بیشتری در عرصه سیاسی به دست آورد. با این حال، تجربه جنگ اخیر نشان داده است که هرگاه هزینه اقدامات تلآویو افزایش یافته، دامنه تحرکات آن نیز محدودتر شده است. از این منظر، پاسخ به تجاوز اخیر میتواند نه تنها از یک خط قرمز راهبردی محافظت کند، بلکه مانع شکلگیری این تصور در محاسبات اسرائیل شود که فشار نظامی میتواند جایگزین مذاکره و توافق گردد.
در نهایت، آنچه امروز در ضاحیه رخ داده صرفاً یک حمله به منطقهای در جنوب بیروت نیست؛ بلکه چالشی مستقیم برای اعتبار معادلات بازدارندگی شکلگرفته پس از جنگ است. اگر این معادلات حفظ شوند، امکان حرکت به سوی ثبات و توافق سیاسی افزایش خواهد یافت؛ اما در صورت فروریختن آنها، منطقه بار دیگر در معرض دور تازهای از بیثباتی و ماجراجوییهای امنیتی قرار خواهد گرفت.
از سوی دیگر، واکنش احتمالی ایران به تجاوز اخیر، صرفاً در چارچوب دفاع از لبنان یا حمایت از حزبالله قابل تحلیل نیست. در واقع، موضوع اصلی حفظ اعتبار مجموعهای از معادلات امنیتی است که پس از جنگ دوازدهروزه شکل گرفتهاند. یکی از مهمترین دستاوردهای آن جنگ، تثبیت این گزاره بود که اسرائیل دیگر نمیتواند بدون پرداخت هزینه، دامنه عملیات خود را در منطقه گسترش دهد. اگر امروز تلآویو موفق شود این معادله را در ضاحیه بیروت نقض کند و پاسخی دریافت نکند، در عمل بخشی از دستاوردهای راهبردی محور مقاومت در ماههای گذشته تضعیف خواهد شد. به همین دلیل، هرگونه پاسخ احتمالی ایران را باید نه اقدامی احساسی یا واکنشی، بلکه تلاشی برای صیانت از یک دستاورد بازدارنده دانست که با هزینههای فراوان به دست آمده است. همچنین نباید از این نکته غافل شد که طرفهای منطقهای و فرامنطقهای با دقت فراوان در حال رصد نحوه مواجهه تهران با این رخداد هستند. در محیط امنیتی غرب آسیا، ادراک قدرت گاه به اندازه خود قدرت اهمیت دارد. اگر ایران بتواند بدون گرفتار شدن در دام یک جنگ فراگیر، هزینه نقض خطوط قرمز خود را به رژیم تحمیل کند، این پیام به بازیگران مختلف مخابره خواهد شد که معادلات جدید امنیتی همچنان پابرجاست. اما در صورت عدم واکنش یا واکنشی که از نظر طرف مقابل ناکافی تلقی شود، خطر افزایش محاسبات تهاجمی علیه محور مقاومت وجود خواهد داشت. از این منظر، پاسخ به تجاوز اخیر نه فقط درباره یک حمله مشخص، بلکه درباره حفظ توازن قوا و جلوگیری از فرسایش تدریجی بازدارندگی در سراسر منطقه است.