چرا گروه هفت قدرت حل معضلات بین المللی را ندارد؟
بازندگان و نقاب جهانی بودن

قاسم غفوری
در شرایطی که نظام بین‌الملل همچنان در مسیر سرنوشتی نامعلوم پیش می‌رود که گروه هفت شامل سران  انگلیس، کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن و آمریکا  به همراه رهبران دعوت‌شده از چندین کشور دیگر در فرانسه گردهم آمدند تا با ادعای قدرت‌های برتر اقتصادی و سیاسی برای آینده جهان تصمیم گیری کنند. این نشست در حالی برگزار شد  که شواهد امر نه تنها بیانگر چنین نقش آفرینی جهانی نمی باشد، بلکه جی هفت را می توان گروهی فروپاشیده با مجموعه ای از اختلافات داخلی، بحران مشروعیت بیرونی و نابسامانی ‌ها و تزلزل‌های جهانی دانست که مباحثی همچون جنگ اوکراین، اقتدار ایران در تنگه هرمز، خودخواهی های جاه طلبانه ترامپ برای تحقیر سازی اعضاء و بزرگ‌نمایی نقش فردی خویش، قدرت یابی اتحادیه‌های نظم نوین همچون بریکس بر آن سایه افکنده است.
بازندگان و نقاب جهانی بودن
هر چند که گروه7 همواره ادعای اقدام برای حل بحران‌های جهانی را داشته است، اما ناتوان آن در حل چالشهای اقتصادی جهان، نقش بسیاری از اعضای این گروه در جنگ افروزی و ناامن سازی جهان، حمایت‌های این گروه از تجاوز گری آمریکا و رژیم صهیونیستی که در برابر نسل کشی غزه و لبنان سکوت و حتی از محکوم کردن شهادت 168 دانش آموز مینابی در تجاوز آمریکایی- صهیونیستی خودداری کرده‌اند، بی ارادگی گروه7 در برابر رفتارهای ضد بشری و چالش برانگیز ترامپ و... موجی از اعتراضات جهانی را به همراه داشته است. این بحران مشروعیت چنان است که هزاران معترض ضد گروه هفت در ژنو، تحت تدابیر شدید امنیتی، پیش از برگزاری نشست این گروه در شهر اِویان در آن سوی مرز فرانسه، تجمع کرده و اقدامات آن را محکوم کردند.
یکی از مباحث مهم در نشست گروه 7 که با اختلافات نیز همراه شده، مسئله جنگ اوکراین است. در حالی که برخی کشورهای اروپایی همچون آلمان، فرانسه و انگلیس با سوء استفاده از بحران اوکراین به دنبال نظامی سازی خود هستند افکار عمومی و برخی دیگر از اعضای گروه 7 که عضو اتحادیه اروپا نیز می باشند با ادامه حمایت از اوکراین مخالفند در عین آنکه آمریکا نیز بازی دوگانه‌ای و سردرگمی را در قبال اوکراین به پا کرده است. از یک سو ترامپ با ادعای تقویت ناتو در امنیت اروپا از جمله اوکراین خواستار افزایش هزینه‌های نظامی اروپا در ناتو شده است و از سوی دیگر نیز برای تحمیل زیاده خواهی‌ها به کی یف نظیر سلطه بر منابع و معادن این کشور از اعمال محدودیت برای کمک‌ها به اوکراین خبر داده است. البته هزینه‌های سنگین و خسارت‌های گسترده تحمیل شده در جنگ با ایران نیز از اصلی‌ترین دلایل کاهش این کمک هاست. این وضعیت چنان است که است مقامات آمریکایی از عدم دیدار ترامپ با زلنسکی رئیس جمهور اوکراین در نشست گروه 7 خبر داده‌اند.  نکته مهم در نشست گروه 7  محور شدن بحران انرژی با تکیه بر مسئله تنگه هرمز است هر چند که غربی‌ها همچنان با نعل وارونه زدن به جنگ افروزی آمریکایی- صهیونیستی علیه ایران برآنند تا به سفید سازی تجاوز آمریکایی – صهیونیستی به ایران و نیز اهمیت زدایی از اقتدار ایرانیان بپردازند، اما حقیقت آن است که مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز تمامی معادلات غرب از جمله گروه 7 را بر هم زده است چنانکه امروز رسیدن به راهکاری برای بازشدن تنگه هرمز به یک اصل در نشست‌ها مبدل شده است. جهانیان دریافته‌اند که تکیه بر قوای نظامی نمی‌تواند این امر را محقق سازد، لذا بسیاری بر لزوم تفاهم با ایران و برخی نیز لزوم تسریع در مذاکرات ایران و آمریکا تاکید دارند. تاثیر بحران انرژی بر نشست گروه 7 چنان است که تاکایچی نخست وزیر ژاپن اعلام کرده است که در نشست G7سه پیشنهاد شامل حفظ تجارت آزاد و شفاف انرژی، تقویت و هماهنگ‌سازی ذخایر راهبردی نفت میان کشورهای عضو و گسترش همکاری میان تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان انرژی را با هدف افزایش امنیت انرژی جهانی مطرح خواهد کرد.تاکایچی همچنین ابتکار تازه‌ای برای ایجاد سیستم مشترک ذخیره‌سازی و مدیریت مواد معدنی حیاتی در میان کشورهای G۷ ارائه خواهد کرد. اروپایی‌ها نیز از طرح مباحثی در باب تنگه هرمز  آزادی حمل و نقل دریایی و تجاری سخن گفته اند که البته در تناقض رفتاری سخنی از محاصره دریایی غیر قانونی آمریکا علیه ایران سخنی نگفته اند.
نشست گروه 7 را می توان نشستی با هیاهوهای بسیار دانست که در نهایت توان پنهان سازی شکاف میان دو سوی آتلانتیک و بی اعتمادی متحدان به آمریکا را نداشت. ترامپ در این نشست با برجسته سازی  ادعاهای تکراری درباره اقتدار آمریکا و اقتصاد احیا شده و نمایش آنچه توافق با ایران با تکیه بر توان نظامی آمریکا می نامد به دنبال تکرار تحقیر سازی اعضا و تمکین گروه 7 به خواسته‌ها خود را خواهد داشت حال آنکه جنگ رمضان و اقتدار ایران در شکستن همینه آمریکا و نیز مدیریت هوشمند تهران بر تنگه هرمز و ناتوانی آمریکا برای بازگشایی آن صدای این طبل توخالی را کاهش خواهد داد در عین آنکه در طول ماه‌های اخیر بسیاری از متحدان آمریکا با تاکید بر غیر قابل اعتماد بودن آمریکا در تامین امنیت و منابع انرژی برایشان و فروختن سایر متحدان به اول اسرائیل بر فاصل گرفتن و استقلال از آمریکا تاکید کرده‌اند. روندی که در نشست گروه 7 ادامه یافته و این نشست در نهایت به نشستی برای عکس یادگاری و مواضع کلامی مبدل خواهد شد.
نکته مهم در نشست گروه 7 دعوت از سایر کشورها از جمله کشورهای عربی همچون مصر، قطر و امارات متحده، در کنار هند و... است این اقدام گروه 7 را می توان در کنار بهره گیری غرب از سرمایه‌های این کشورها برای خروج از بحران‌های اقتصادی، نوعی مشروعیت بخشی به گروه هفتی دانست که در برابر بازیگران نظم نوین جهانی همچون بریکس حرف چندانی برای گفتن ندارند. حقیقت آن است که امروز دیگر اتحادیه اروپا، گروه 7 و 20 دیگر جایگاه جهانی خود را از دست داده و اتحادیه‌هایی هچون بریکس و شانگهای در حال تحقق نظم نوین جهانی هستند. نشست فرانسه با دعوت از کشورهای خارج از چارچوب ماهیت اولیه این گروه بیانگر هراس از این وضعیت است چنانکه در روند مشابه در عرصه نظامی ناتو برای اجلاس اخیر خود اقدام به دعوت از کشورهای عربی حوزه جنوبی خلیج فارس، ژاپن و کره جنوبی کرده است تا به زعم خویش ائتلاف نظامی علیه نظم نوین جهانی( ایران، چین، روسیه، بریکس و شانگهای ) را ایجاد نمایند هر چند که روند تحولات جهانی حکایت از ناکامی این طراحی‌ها و اجبار غرب به ترک یکجانبه گرایی و تن دادن به نظم چند جانبه گرا دارد. به هر تقدیر نشست پاریس را نه یک رویکرد تعاملی بلکه باید محلی برای عیان‌تر شدن اختلافات و نیز تغییر در نظم بین الملل دانست که بار دیگر خام بودن رویای دل بستن به وعده‌ها و باغ‌سبزهای غرب را به جهانیان نشان می‌دهد.