استعفای اجباری استارمر
رضا صارمیراد
زمانی که کییر استارمر در سال ۲۰۲۴ توانست حزب کارگر را در انتخابات به پیروزی برساند، بسیاری او را سیاستمداری میدانستند که قرار است پس از سالها آشفتگی، ثبات را به سطوح بالای سیاست در انگلستان بازگرداند، پس از برگزیت و خروج انگلستان از اتحادیه اروپا و دوران صدارت پر آشوب بوریس جانسون، لیز تراس و ریشی سوناک، بنظر میرسید که استارمر مهمترین ویژگیاش نه کاریزما باشد و نه جاهطلبیهای پوپ. لیستی بلکه او یک مدیر کارآمد و با ثبات است وعدههایش هم با چنین شخصیتی مطابقت داشت، او شعار میداد که دولت را به سوی حرفهایگری نهادی، حکمرانی منظم و دوری از جنجالهایی سوق خواهد داد که سالها بر فضای سیاسی وستمینستر سایه افکنده بود. با این حال، کمتر از دو سال بعد، استعفای او از مقام نخستوزیری به یکی از سریعترین افولهای سیاسی در تاریخ معاصر بریتانیا تبدیل شده است.
برخلاف بسیاری از سقوطهای سیاسی تاریخ معاصر انگلستان، اما استعفای استارمر به هیچ عنوان نتیجه یک رسوایی بزرگ، بحران اقتصادی و یا شکست در سیاست خارجه نبود بلکه این رخداد محصول یک فرسایش مداوم و البته تدریجی در اقتدار سیاسی کابینه بود، هرچند استارمر توانست بحرانهای زیادی را در دو سال اخیر مدیریت کند اما او از ساخت و ارائعه یک روایت منسجم از آینده سیاسی بریتانیا عاجز بود. برای فهم این مسئله باید در نظر داشته باشیم که رای دهندگان برای تعییرات بنیادین به حزب کارگر رای دادند، اما امروز همچنان رشد اقتصادی کشور در وضع خوبی قرار ندارد مشکل خدمات عمومی حل نشده است و مسائل مناقشه برانگیزی مانند مهاجران همچنان دست نخورده باقی مانده است. همه اینها موجب فرسایش شده است و تصویر دولت استارمر را این گونه شکل داده است که وی صرفا به دنبال رتخ و فتخ امور روزمره است و برای تغییرات بزرگتر و پرشتابتر ارادهای ندارد.
در این میان عامل مهم دیگری نیز دخیل است که به بحران سرعت بیشتری داد و آن این بود ائتلاف انتخاباتی حزب کارگر به تدریج دچار شکاف گردید. شکستهای پیدرپی در انتخابات محلی و کاهش محبوبیت دولت نشان داد که بخشی از رأیدهندگان دیگر ارتباطی میان خواستههای خود و اولویتهای دولت احساس نمیکنند. همزمان، ظهور حزب راستگرای رفورم به رهبری نایجل فاراژ، فشارها را افزایش داد. پیام پوپولیستی این حزب توانست بخشی از افکار عمومی را که از ناامنی اقتصادی، مسئله مهاجرت و آنچه بیتوجهی نخبگان سیاسی به دغدغههای مردم میدانستند ناراضی بودند، به خود جذب کند. برای بسیاری از نمایندگان حزب کارگر، افزایش محبوبیت رفورم این نگرانی را ایجاد کرد که استارمر دیگر توانایی سیاسی لازم برای مقابله با نیرویی را که در حال بازتعریف سیاست بریتانیا بود، ندارد.
فعل و انفعالات درونی حزب کارگر نیز به تشدید بحران کمک کرد. با افزایش ناکامیهای انتخاباتی، انتقادهایی که پیشتر تنها در جلسات خصوصی مطرح میشد، به جلسات رسمی و رسانهها راه یافت. گزارشها درباره استعفای برخی وزرا، مشاوران و دستیاران پارلمانی و همچنین درخواستهای آشکار شماری از نمایندگان برای تغییر رهبری، این تصور را تقویت کرد که کابینه عملا در حال فروپاشی است. باید دانست که در نظام پارلمانی بریتانیا، رهبری سیاسی بیش از آنکه بر اختیارات رسمی استوار باشد، بر اعتماد و حمایت سیاسی حزبی تکیه دارد. زمانی که همحزبیها نسبت به توانایی یک رهبر برای پیروزی در انتخابات آینده تردید پیدا کنند، روند افول سیاسی معمولاً شتاب میگیرد. هر استعفا، هر انتقاد علنی و هر شکست انتخاباتی، این احساس را تقویت میکرد که دوران نخستوزیری استارمر به پایان خود نزدیک شده است. اما شاید مهمترین عامل در سقوط استارمر ظهور یک جایگزین قابل قبول بود. ظهور اندی برنهام به عنوان گزینهای جدی برای جانشینی استارمر، نارضایتیهای موجود را به یک چالش واقعی برای رهبری حزب تبدیل کرد.