اهمیت راوی و نقطه آغاز روایت
مسعود پیرهادی
مهم است که هر داستانی را از کجا آغاز کنی. گاهی حقیقت، نه در متن، که در نقطه شروع روایت پنهان میشود.
اگر تصویر دو جوان را منتشر کنند و زیر آن بنویسند: «قرار است این دو نفر اعدام شوند»، ذهن انسان بهطور طبیعی به سمت همدلی میرود. سؤال میکند: چرا؟ چه کردهاند؟ خانوادههایشان چه میکشند؟ مگر نمیشد راه دیگری یافت؟ این، واکنشی انسانی و قابل فهم است.
اما اگر همان روایت را از چند صفحه قبل آغاز کنند و بگویند این دو نفر، مرتکب قتلی خشن، شکنجه، تجاوز یا جنایتی هولناک شدهاند، همان ذهن، همان انسان و همان قلب، به نتیجهای متفاوت خواهد رسید. زیرا انسانها تنها به واقعیت واکنش نشان نمیدهند؛ به روایتی که از واقعیت برایشان ساخته میشود واکنش نشان میدهند. سالهاست که در جنگهای شناختی و رسانهای، یکی از مهمترین میدانهای نبرد، نه تغییر حقیقت، بلکه تغییر «زاویه دید» است. دشمن، لزوما دروغی آشکار نمیگوید؛ او تصمیم میگیرد از کدام جمله شروع کند، کدام تصویر را انتخاب کند، کدام واژه را بهکار ببرد و کدام بخش از ماجرا را حذف کند.
او بهجای «قاتل»، از «جوان» استفاده میکند؛ بهجای «جنایت»، از «اقدام»؛ بهجای «قصاص»، از «اعدام». سپس با موسیقی، تصویر، روایت خانواده و هزاران تکرار رسانهای، ذهن مخاطب را آرامآرام به نقطهای میرساند که دیگر درباره مقتول، خانواده او و رنجی که بر جامعه تحمیل شده، پرسشی نمیپرسد.
البته باید میان ترحم انسانی و تحریف واقعیت تفاوت قائل شد. دلسوزی برای سرنوشت انسانها، حتی مجرمان، امری طبیعی است؛ اما مسئله آنجاست که این احساس، جایگزین فهم حقیقت شود و انسان، بدون دانستن همه ابعاد ماجرا، قضاوت کند. جنگ شناختی، پروژهای یکشبه نیست. محصول هزاران فیلم، سریال، خبر، مستند، پست شبکههای اجتماعی، هشتگ و روایتهای گزینشی است. سالها زمان صرف میشود تا جامعهای به این نقطه برسد که وقتی نام یک جنایتکار را میشنود، پیش از آنکه به قربانی بیندیشد، به قاب عکس او و اشکهای خانوادهاش فکر کند. در چنین وضعیتی، مسئله صرفا حمایت از یک مجرم نیست؛ مسئله آن است که نظام ادراکی بخشی از جامعه تغییر کرده است. جامعهای که نتواند میان ترحم و تطهیر، میان عدالت و انتقام، و میان روایت و واقعیت تمایز بگذارد، بهآرامی توان تشخیص خود را از دست میدهد.
از همین روست که باید پیش از هر قضاوتی، از خود بپرسیم: این داستان را از کجایش برای من تعریف کردهاند؟ چه کسی آن را روایت میکند؟ چه چیزی را نگفته است؟ و اگر جای مقتول، خانواده او یا جامعه آسیبدیده بودم، آیا باز هم همین قضاوت را داشتم؟ گاهی فاصله میان «قاتلی وحشی» و «جوانی مظلوم»، نه در تغییر حقیقت، که تنها در تغییر نقطه آغاز روایت است.