تحلیلی بر آخرین وضعیت نظرسنجی های داخلی در آمریکا
شمارش معکوس علیه کاخ سفید
حنیف غفاری
فضای سیاسی واشنگتن این روزها بیش از هر زمان دیگری بوی اضطراب میدهد. گزارشهای میدانی و پیمایشهای آماری معتبر، تصویر تازهای از وضعیت دونالد ترامپ ارائه میدهند که با روایتهای رسمی دولت او فرسنگها فاصله دارد. نظرسنجی اخیر «اکونومیست/یوگاو» نه تنها یک هشدار زودهنگام، بلکه زنگ خطری جدی برای اردوگاه جمهوریخواهان محسوب میشود. سقوط جایگاه رئیسجمهور به سطحی که در تمام دوران حضورش در کاخ سفید بیسابقه بوده، نشاندهنده فرسایش عمیق پایگاه اجتماعی اوست؛ وضعیتی که او را در موقعیتی متزلزل در آستانه انتخابات میاندورهای قرار داده است.
گسلهای فعال در اردوگاه جمهوریخواهان
یکی از تغییرات بنیادین در تحلیلهای سیاسی اخیر، نه متوجه دموکراتها، که متوجه درگیریهای داخلی حزب جمهوریخواه است. ترامپ دیگر نمیتواند به یکپارچگی سنتی هوادارانش تکیه کند. ایجاد یک شکاف واقعی در میان بدنه جمهوریخواه بر سر حمایت یا تقابل با شخص ترامپ، درست همان سناریویی است که پیشتر در جریان شکست ۲۰۲۰ خود را در ایالتهای کلیدی و سرنوشتسازی همچون پنسیلوانیا، میشیگان، آریزونا و ویسکانسین نشان داده بود.آنچه تحلیلگران را به واکاوی واداشته، مخالفتِ حدود ۲۰ درصدی جمهوریخواهان با سیاستهای رئیسجمهور است؛ عددی که برای دموکراتها حکم یک «برگه برنده» را دارد. این دوقطبی درونحزبی، قدرت بسیج عمومی حزب را در ایالتهای رقابتی به شدت کاهش داده و به دموکراتها اجازه داده است تا با بهرهبرداری از این گسست، کفه ترازو را به نفع خود سنگین کنند.
اقتصادِ سفرهها؛ نبرد اعداد رسمی با واقعیت ملموس
خطای راهبردی دولت ترامپ در مدیریت «ادراک اقتصادی» جامعه، به یکی از پاشنههای آشیل او تبدیل شده است. در حالی که تیم اقتصادی کاخ سفید بر شاخصهای کلان تورم و دستاوردهای آماری تمرکز دارد، شهروند آمریکایی تورم را نه در نمودارهای دولت، بلکه در قیمت بنزین و هزینههای روزمره سوپرمارکتها جستجو میکند.این همان چالشی است که دموکراتها در دورههای پیشین بهشدت دچارش شدند؛ آنها گمان میبردند که ارائه آمارهای دولتی مبنی بر کاهش تورم، مردم را اقناع خواهد کرد، اما حقیقت آن بود که تورمِ «ملموس» همچنان قدرت خرید را میبلعید. امروز نیز ترامپ در همان تله گرفتار شده است. جهش بهای سوخت، که پیوندی ناگسستنی با تنشهای ژئوپلیتیک و نااطمینانی در مسیرهای انرژی دارد، به نماد اصلیِ «سیاست اقتصادی شکستخورده» بدل شده است. حتی اگر تورم در مقیاس سالانه اعداد کمتری را نشان دهد، انتظارات تورمیِ خانوارها و استمرار قیمتهای بالا، باعث شده تا «احساس امنیت اقتصادی» در جامعه بهشدت کاهش یابد.
متغیرِ ایران؛ پیوند ناگسستنی سیاست و میدان
در نگاه تحلیلگران، بحرانهای بینالمللی ترامپ، بهویژه تقابل راهبردی با ایران، تنها یک موضوع در عرصه سیاست خارجی نیست؛ بلکه موتور محرک نارضایتیهای داخلی است. در آمریکا، هر بحران خارجی که به بیثباتی در بازار انرژی و افزایش ناگهانی هزینههای خانوار منجر شود، مستقیماً به «هزینه سیاسی» برای رئیسجمهور تبدیل میشود.
نوسانات نمودار محبوبیت ترامپ همبستگی عجیبی با تحولات میدان در خلیجفارس و تنگه هرمز دارد. هر بار که حماقت راهبردی واشنگتن در تقابل با تهران به بنبست نظامی یا تشدید تنش منجر شده، فشار بر اقتصاد آمریکا و به تبع آن، ریزش پایگاه رای ترامپ بلافاصله خود را نشان داده است. این رابطه علت و معلولی باعث شده تا برای رایدهنده آمریکایی، سوال اصلی نه استراتژیهای کلان، بلکه نتیجه مستقیم سیاستها در زندگی روزمرهاش باشد: «آیا این درگیری زندگی من را بهتر کرده یا بدتر؟» پاسخِ منفیِ اکثریت قاطع به این پرسش، وضعیت ترامپ را به شدت آسیبپذیر کرده است.
میاندورهای؛ هراس از تکرار تاریخ
با نگاهی به حافظه سیاسی انتخاباتهای میاندورهای آمریکا، یک قاعدهی تلخ برای رئیسجمهور مستقر نمایان میشود: رسیدن محبوبیت به زیر ۴۰ درصد، عملاً به معنای چراغ سبز برای شکستهای سنگین در کنگره است. تجربه سال ۲۰۱۸ برای جمهوریخواهان، تجربهای عبرتآموز بود که در آن، رغم پایگاه حزبی ترامپ، مجلس نمایندگان از دست رفت.امروز، وضعیت حتی نگرانکنندهتر است. برای بسیاری از نامزدهای جمهوریخواه در حوزههای خاکستری، دیگر مسئله «پیروزی با ترامپ» مطرح نیست؛ آنها نگرانند که انتخابات میاندورهای به یک «رفراندومِ تمامعیار علیه ترامپ» تبدیل شود. در چنین فضایی، حتی تلاش نامزدهای محلی برای ایجاد فاصله با کاخ سفید، ممکن است زیر موج سنگین نارضایتی عمومی خنثی شود.
مهندسی حوزهها؛ سدی که در برابر سیل میلرزد
برخی استراتژیستهای جمهوریخواه امیدوارند با بازطراحی حوزههای انتخاباتی و بهرهگیری از مزیتهای ساختاری در ایالتهای قرمز، جلوی ضرر را بگیرند. اما این یک «مسکن موقت» است. تحلیلگران هشدار میدهند که نقشههای انتخاباتی تنها زمانی کارآمد هستند که «موج ملی» علیه یک جریان، آنقدر بزرگ نباشد که مرزهای ساختاری را در هم بشکند. اگر خشم عمومی از وضعیت معیشتی و بحرانهای بینالمللی به اوج برسد، «انگیزه رایدهی منفی» چنان نیرومند خواهد شد که هیچ مهندسی انتخاباتی نمیتواند جلوی سقوط کرسیها را بگیرد.ترامپ اکنون در نقطهای حساس از حیات سیاسی خود ایستاده است. او از یک سو شاهد فرسایش سبد رای مستقلهاست؛ همان طیف خاکستری که تعیینکننده نهایی پیروزی در آمریکاست. از سوی دیگر، بحرانهای ناشی از استیصال نظامی-راهبردی واشنگتن در برابر ایران، همچون یک اهرم فشار بر گلوی اقتصاد آمریکا و محبوبیت او عمل میکند.اگر روند کنونی،یعنی ترکیبی از تورم مزمن، قیمتهای بالای سوخت و نااطمینانیهای ژئوپلیتیک،ادامه یابد، جمهوریخواهان باید خود را برای یک شبِ انتخاباتی بسیار دشوار آماده کنند. در فرهنگ سیاسی آمریکا، «حال و هوای عمومی» همیشه بر استراتژیهای کاغذی پیروز است؛ و امروز، این حال و هوا بیش از هر زمان دیگری علیه مستاجر فعلی کاخ سفید و حزب متبوعش عمل میکند.
مسیری پر از سنگلاخ برای ترامپ
همان گونه که اشاره شد، شکست رئیس جمهور متوحش و تروریست آمریکا در جنگ با ایران سبب شده تا بسیاری از پیش فرضها و محاسبات اولیه وی در قبال انتخابات میاندوره ای کنگره در نوامبر امسال و متعاقبا، انتخابات ریاست جمهوری سال 2028 میلادی مخدوش شود. ترامپ به وضوح آگاه است که شکست وی در انتخابات میاندوره ای کنگره پیش در آمدی برای شکست هم حزبی های وی ( و نامزدهایی مانند ونس یا روبیو) در انتخابات ریاست جمهوری آتی خواهد بود.با این حال رئیس جمهور متوهم آمریکا قدرت خروج از بن بستی که خود در نبرد با ایران ایجاد کرده را ندارد! ترامپ اندک اندک دریافته است که قطعا هزینه های سیاسی،ماهوی و امنیتی زیادی را بابت شکست در جنگ رمضان پرداخت خواهد کرد . همین مسئله، ذهن و روان آشفته رئیس جمهور آمریکا را شدیدا بر هم ریخته است.