پردهای آشکار از رشادت مقاومت عراق
عملیات گسترده حشد الشعبی برای سرکوب بقایای تروریسم تکفیری در صحرای غربی عراق ادامه دارد.رزمندگان مقاومت عملیات امنیتی برای شناسایی و تعقیب عناصر فراری داعش را در صحرای الثرثار در شمال الرمادی آغاز کرده اند که شامل جستوجوی تونلها و مخفیگاههای زیرزمینی تروریستهاست.درست در حالی که حشدالشعبی متعهدانه و استوار در حال سرکوب داعش در عراق است، رایزنی های سیاسی و شانتاژهای تبلیغاتی و ماهوی علیه این منظومه مقاومتی به نقطه اوج خود رسیده و برخی سیاستمداران در بغداد بی محابا سخن از خلع سلاح آن به میان می آورند! تاکید مکرر مقامات عراقی در خصوص تعیین 30 سپتامبر امسال به عنوان آخرین تاریخ تعیین شده برای تحقق تمرکز سلاح در دستان دولت ،این روند را تشدید کرده است.لابی گری های مستمر آمریکایی ها، سعودی ها و حتی فرانسوی ها با دولت عراق در خصوص خلع سلاح مقاومت ، نشان دهنده عمق نارضایتی بازیگران مداخله گر غربی و منطقه ای نسبت به حضور یک جریان منسجم مقاومت مردمی در عراق است. البته باید به این بازیگران حق داد! حشدالشعبی همان جریانی بود که با شکل گیری خود ، توطئه بالکانیزه کردن منطقه غرب آسیا و تجزیه عراق با محوریت داعش و بقایای حزب بعث را ناکام گذاشت و مانع از شکل گیری پروژه "عراق جدید" شد:پروژه ای که اتاقهای فکر آمریکا و رژیم صهیونیستی سرمایه گذاری زیادی برای تحقق آن در بین سالهای 2015 تا 2018 میلادی صورت دادند.
سوال اساسی اینجاست که چرا با توجه به مخاطرات بالقوه و بالفعلی از جمله"حضور پراکنده داعش"،"تهدیدات حکومت جولانی"و " تحرکات برخی جریانهای کردی تجزیه طلب در عراق" و "بقایای حزب بعث" ، ایده "انحلال حشدالشعبی"جایگزین"تقویت بنیادین و عملیاتی" آن می شود؟! قطعا چنین موضوعی را نمی توان در بطن یک عقلانیت سیاسی و راهبردی مورد توجیه و تفسیر قرار داد. ادر هر کشوری، لحظاتی وجود دارد که یک واحد عملیاتی در خط مقدم مواجهه با بحران قرار میگیرد. در چنین موقعیتی، واحد خط مقدم بیش از هر چیز به سه سرمایه نیاز دارد: اعتماد، وضوح مأموریت و پشتیبانی نهادی.
با این حال، یکی از پرهزینهترین خطاهای مدیریتی آن است که ستاد یا مرکز فرماندهی، درست در اوج بحران، بهجای پشتیبانی هدفمند، واحد درگیر را با پیامهای متناقض، حذف اختیارات، تخریب اعتبار یا رقابتهای داخلی تضعیف کند. هم اکنون رزمندگان مقاومت عراق که در مواجهه با بقایای داعش جسم و توانایی خویش را در معرض خطر قرار داده اند، با خیانت و جنایتی مواجه هستند که مصدر آن را باید در مناسبات پنهان و آشکار برخی جریانات سیاسی بغداد و واشنگتن جست و جو کرد. مقامات عراقی باید نسبت به این حقیقت آگاه باشند که ریشه اصرار واشنگتن، پاریس، ریاض و لندن نسبت به خلع سلاح مقاومت نشات گرفته از چه واقعیتی است!از سوی دیگر، تضعیف یک منظومه عملیاتی در حین مبارزه با دشمنان، فقط به تضعیف روحیه آن محدود نشده و مستقیماً کیفیت، سرعت و دقت واکنش آن سازمان را کاهش میدهد.