منظومه ترکیبی دشمن چگونه در هم می‌شکند؟

محمد علی امانی
دبیر کل حزب موتلفه اسلامی 

جنگ ترکیبی دشمنان آمریکایی-صهیونیستی و مهره های بازی آنها علیه نظام و ملت ایران به نقطه اوج خود رسیده است. ترامپ، رئیس جمهور منفور آمریکا پس از شکست در جنگ رمضان، بر روی مولفه هایی مانند تحریم اقتصادی و تشدید محاصره دریایی متمرکز شده تا بلکه در خیال خام خود، تا اندازه ای بار سهمگین و سنگین شکست در برابر کشورمان را تقلیل دهد. در ادبیات نوین امنیت بین‌الملل، «تهاجم ترکیبی» فراتر از میدان‌های نبرد کلاسیک است. این نوع تهاجم، ترکیبی پیچیده از فشارهای اقتصادی، جنگ روانی، نفوذ سایبری، و بهره‌برداری از شکاف‌های اجتماعی و سیاسی است. هدف نهایی دشمن در این استراتژی، نه اشغال سرزمینی، بلکه «فرسایش اعتماد» و «ازهم‌گسیختگی انسجام ملی» است. در چنین شرایطی، اتحاد جامعه نه یک شعار سیاسی، بلکه یک «سلاح راهبردی» و نخستین خط دفاعی است. تهاجم ترکیبی به دنبال ایجاد «هراس  جمعی » است. وقتی جامعه‌ای متحد باشد، در برابر تکانه‌های ناشی از تحریم یا تهدید،  رفتارهای هیجانی (مانند خروج سرمایه یا احتکار) نشان نمی‌دهد. اتحاد، به نظام تصمیم‌گیر این فرصت را می‌دهد تا با اتکا به «سرمایه اجتماعی»، سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را با کمترین هزینه اجرا کند.
تهاجم ترکیبی، جنگ روایت‌هاست. دشمن می‌کوشد با استفاده از شبکه‌های نفوذ و رسانه‌های جریان‌ساز، واقعیت‌ها را وارونه جلوه دهد تا «امید» را در دل مردم بکشد. در جامعه‌ای که پیوندهای درونی‌اش سست باشد، هر شایعه‌ای به یک آتش‌سوزی بزرگ تبدیل می‌شود. اما اتحاد و همبستگی ملی، مانند یک «فیلتر امنیتی» عمل می‌کند؛ جامعه‌ای که به ارزش‌های بنیادین خود و به یکدیگر اعتماد دارد، به راحتی در زمینِ بازی دشمن، بازی نمی‌خورد و روایت‌های جعلی را پس می‌زند.
دشمن در تهاجم ترکیبی، به‌ویژه بر گسل‌های هویتی، قومیتی و مذهبی سرمایه‌گذاری می‌کند. آن‌ها می‌خواهند ما «دیگری» را در داخل مرزهای خود ببینیم. اتحاد، به معنای نادیده گرفتن تفاوت‌ها نیست، بلکه به معنای تمرکز بر «منافع کلان ملی» و «سرنوشت مشترک» است. وقتی مردم بدانند که امنیت و پیشرفت هر بخش از جامعه، به بخش دیگر گره خورده است، عملاً استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» دشمن را خنثی می‌کنند.تهاجم ترکیبی علیه ملت‌هایی که دچار گسست اجتماعی هستند، به مثابه ضربه زدن به دیواری ترک‌خورده است. اما جامعه‌ای که بر محور «اتحاد» و «باور به توانمندی‌های داخلی» شکل گرفته باشد، نه تنها در برابر این ضربات فرو نمی‌ریزد، بلکه از دل این فشارها، توانمندی‌های جدیدی برای جهش‌های صنعتی و اقتصادی خلق می‌کند. در نهایت، در این نبرد نامتقارن، قوی‌ترین زیرساخت ما «ایمان به هویت ملی» و «انسجام صفوف داخلی» است. دشمنی که می‌داند نمی‌تواند ما را در میدان نبرد شکست دهد، تنها یک هدف دارد: تضعیف پیوند میان مردم و کشور. محافظت از این پیوند، بزرگترین وظیفه تک‌تک ماست.