وقتی «سوریه آرام» خط قرمز صهیونیستهاست 

منابع خبری از تشدید منازعات داخلی در مناطق دروزی نشین سوریه خبر می دهند. انتشار این اخبار، آن هم پس از انعقاد پیمان توافق میان "قسد"و " هیئت تحریرالشام" قطعا تصادفی به نظر نمی رسد.صورت مسئله گویاست: رژیم صهیونیستی کمترین ثبات و آرامشی در سوریه را بر نمی تابد، حتی اگر آمریکا مدعی نظارت بر آن باشد! به عبارتی بهتر، "سوریه ناآرام"تبدیل به یک نقشه راه در سیاست خارجی رژیم صهیونیستی شده است. نه تنها نتانیاهو و اعضای کابینه ائتلافی او، بلکه مخالفان سیاسی نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس نیز معتقدند خلق و استمرار بحرانهای داخلی در مناطق گوناگون سوریه، مسیر مداخله گرایی مزمن تل آویو در حوزه شامات را هموار می سازد. 
در شطرنج روابط بین‌الملل، نبردها همیشه با شلیک مستقیم گلوله‌ها و تصرف فیزیکی مرزها آغاز نمی‌شوند. یکی از پیچیده‌ترین و مخرب‌ترین الگوهای رفتار خصمانه از سوی بازیگرانی سلطه گر مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی ، استراتژی «بی‌ثبات‌سازی ساختاری» یا «مهندسی بحران‌های مزمن» است؛ رویکردی که در آن، یک بازیگر در پی نابودی مداوم ظرفیت‌های زیست، توسعه و آرامش دیگران است. یک کشور باثبات می‌تواند منابع خود را صرف توسعه صنعتی، ارتقای فناوری، زیرساخت‌ها و تعمیق دیپلماسی منطقه‌ای کند. ایجاد بحران مداوم، تمام توجه و منابع حاکمیتی جامعه هدف را از «توسعه بلندمدت» به «مدیریت بحران‌های فوری» منحرف می‌سازد.نکته جالب توجه اینجاست که حکومت جولانی به واسطه وابستگی به واشنگتن و سلطه پذیری از برخی بازیگران منطقه ای، قدرت چنین مدیریتی را ندارد! با این حال رژیم صهیونیستی معتقد است شهروندان سوری هرگز نباید ( حتی در ظاهر) نسبت به تثبیت اوضاع امنیتی در داخل کشورشان امیدوار باشند! هدف بازیگر صهیونیستی این است که هزینه امنیت و  زندگی روزمره در سوریه  را به بالاترین سطح ممکن برساند تا انرژی ملی به جای شکوفایی، صرف دفع تهدیدات دائمی شود.در این میان، رژیم اشغالگر قدس یک رویکرد مدون دارد: سرمایه‌گذاری گسترده بر شکاف‌های هویتی، قومی، مذهبی و نسلی از طریق هدایت جریان‌های رسانه‌ای، تا انسجام ملی دچار فرسایش شده و سرمایه اجتماعی فروپاشد.
فعال‌سازی کانون‌های بحران در مرزها، حمایت پنهان و آشکار  از گروه‌های تروریستی و خشونت‌طلب و خرابکاری در زیرساخت‌های حیاتی سوریه، از جمله مواردی است که حتی پس از استقرار هیئت تحریرالشام در دمشق،از سوی رژیم صهیونیستی ادامه پیدا کرده و نقطه پایانی نیز برای آن قابل تصور نیست. خوشبینی برخی شهروندان سوری مبنی بر اینکه حمایت آمریکا از جولانی، منجر به پایان مداخله گرایی صهیونیستها در سوریه می شود اکنون به بدبینی تبدیل شده است. کار به جایی رسیده است که حتی در بحبوحه مذاکرات ننگین امنیتی میان هیئت تحریرالشام و رژیم اشغالگر قدس، نقاطی از جولان و قنیطره رسما از سوی تل آویو مورد حمله قرار می گیرد و جولانی نیز جرات اتخاذ رویکردی قاطعانه در برابر چنین تجاوزی را ندارد! 
دکترین خلق بحران‌های مزمن در سوریه ، نوعی جنگ نامتقارن از سوی رژیم صهیونیستی  برای محروم کردن این کشور از  آینده است. هدف نهایی این استراتژی، القای حس بن‌بست و خستگی مفرط در حوزه شامات است. آنچه امروز در سوریه می گذرد، به وضوح نشان می دهد که پناه بردن از شر رژیم صهیونیستی به دامان آمریکا، نتیجه ای جز ضرر مضاعف برای ملتهای منطقه ندارد.