سفر پزشکیان به هند برای شرکت در هجدهمین اجلاس بریکس و اهمیت  این پیمان در مقابله با یک‌جانبه‌گرایی اقتصادی بررسی شد
ایران در معماری جهان پساغربی

سفر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، به هند برای شرکت در هجدهمین اجلاس سران بریکس را نمی‌توان صرفاً یک سفر دیپلماتیک دیگر در تقویم سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دانست. این سفر در شرایطی انجام شده که جهان از مرحله «نظم تک‌قطبی» فاصله گرفته، قدرت‌های نوظهور سهم بیشتری از اقتصاد و سیاست بین‌الملل را مطالبه می‌کنند و هم‌زمان، جنگ‌ها، تحریم‌ها، منازعات تجاری، سلاح‌سازی از شبکه‌های مالی و بحران‌های انرژی و حمل‌ونقل، آسیب‌پذیری ساختار موجود را آشکارتر از گذشته کرده است. اجلاس امسال بریکس که روزهای ۱۲ و ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در دهلی‌نو برگزار می‌شود، در چنین فضایی به صحنه‌ای برای آزمون توان کشورهای «جنوب جهانی» در تبدیل وزن جمعیتی و اقتصادی خود به قدرت نهادی و سیاسی تبدیل شده است.
حضور پزشکیان در این اجلاس، از یک سو استمرار حضور فعال ایران در یکی از مهم‌ترین چارچوب‌های چندجانبه غیرغربی و، از سوی دیگر، فرصتی برای پیوند دادن مواضع جمهوری اسلامی با دستورکارهای اقتصادی و نهادی این مجموعه است. ایران از ابتدای سال ۲۰۲۴ به عضویت رسمی بریکس درآمد و اندونزی نیز در سال ۲۰۲۵ به این مجموعه پیوست؛ به این ترتیب بریکسِ امروز دیگر با گروه کوچک و نسبتاً محدود سال‌های آغازین خود فاصله‌ای جدی دارد و به مجمعی متشکل از اقتصادهای بزرگ، قدرت‌های منطقه‌ای و کشورهای مهم در حال توسعه تبدیل شده است.
اهمیت این تحول را زمانی بهتر می‌توان فهمید که به فلسفه شکل‌گیری بریکس بازگردیم. این گروه در ابتدا با حضور برزیل، روسیه، هند و چین شکل گرفت و با پیوستن آفریقای جنوبی در سال ۲۰۱۱ گسترش یافت. هدف اولیه، گردهم آوردن اقتصادهای بزرگ نوظهور و افزایش سهم آنان در تصمیم‌گیری‌های اقتصاد جهانی بود؛ اما به‌تدریج، موضوع اصلاح نهادهای حکمرانی جهانی، کاهش عدم توازن در نظام مالی بین‌المللی، تقویت همکاری‌های جنوب-جنوب و افزایش نقش کشورهای خارج از مدار غرب نیز به محورهای اصلی آن تبدیل شد. در اسناد رسمی بریکس، این مجموعه اکنون یک چارچوب هماهنگی سیاسی و دیپلماتیک برای کشورهای جنوب جهانی معرفی می‌شود که فعالیت آن بر سه حوزه اصلی سیاست و امنیت، اقتصاد و مالیه و همکاری‌های مردمی و اجتماعی استوار است.
به همین دلیل، اجلاس دهلی در زمانی برگزار می‌شود که خود مفهوم «نظم جهانی» بیش از هر زمان دیگری محل مناقشه است. تحریم‌های یکجانبه، تعرفه‌های تجاری، فشارهای مالی، جنگ‌های منطقه‌ای و استفاده سیاسی از زیرساخت‌های بانکی و فناوری، به کشورهای مختلف این پیام را داده است که وابستگی شدید به ساختارهای متمرکز جهانی می‌تواند در مقاطع بحران به ابزار فشار تبدیل شود. در چنین فضایی، بحث بریکس صرفاً درباره افزایش تجارت میان چند کشور نیست؛ بحث بر سر ایجاد حاشیه‌ای از استقلال راهبردی برای بخش بزرگی از جهان است؛ جهانی که جمعیت، انرژی، مواد خام، بازار و بخش قابل‌توجهی از ظرفیت رشد آینده اقتصاد جهانی را در اختیار دارد.
برآوردهای منتشرشده درباره وزن بریکس نشان می‌دهد این مجموعه اکنون بیش از ۴۰ درصد جمعیت جهان و نزدیک به یک‌چهارم اقتصاد جهانی را در بر می‌گیرد. همین اعداد، حتی بدون هیچ ارزیابی سیاسی، نشان می‌دهد که نادیده گرفتن بریکس دیگر آسان نیست. این مجموعه هنوز یک اتحادیه اقتصادی یا نظام ائتلافی منسجم به معنای کلاسیک نیست و اختلاف منافع اعضا نیز کم نیست، اما وزن انباشته آن به اندازه‌ای رسیده که می‌تواند بر قواعد تجارت، تأمین مالی توسعه، مناسبات انرژی و بحث اصلاح نهادهای بین‌المللی اثر بگذارد.
یکی از مهم‌ترین نقاط قوت بریکس، اتفاقاً در همین تفاوت‌های درونی آن نهفته است. روسیه، چین، هند، ایران، برزیل، آفریقای جنوبی و دیگر اعضا لزوماً در همه مسائل ژئوپلیتیکی هم‌نظر نیستند و برخی از آنان روابط نزدیکی با غرب دارند. هند نمونه بارز این وضعیت است؛ دهلی‌نو هم‌زمان روابط اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای با غرب دارد، اما روابط خود با روسیه، ایران و دیگر اعضای بریکس را نیز حفظ کرده و تلاش می‌کند جایگاه خود را به‌عنوان یک قدرت مستقل در ساختار چندقطبی جدید تثبیت کند. بنابراین بریکس را نباید نسخه دیگری از ناتو یا یک پیمان ایدئولوژیک دانست. قدرت اصلی آن در این است که کشورهایی با نظام‌های سیاسی و منافع متفاوت را بر سر یک گزاره مشترک کنار هم نشانده است: ساختار حکمرانی جهانی موجود، دیگر بازتاب‌دهنده توزیع واقعی قدرت در جهان نیست.
در همین چارچوب، سفر پزشکیان به هند معنایی فراتر از حضور در یک اجلاس دارد. نخستین سفر رئیس‌جمهور ایران به هند، در شرایطی انجام شده که روابط تهران و دهلی‌نو نیز در دستور کار قرار دارد. نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، روز جمعه ۱۱ سپتامبر در دهلی‌نو با پزشکیان دیدار کرد؛ این دومین دیدار دو طرف در کمتر از دو هفته بود و پیش از آن، دو مقام در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک دیدار کرده بودند. طرف هندی در این دیدار بر اهمیت روابط دیرینه دو کشور، همکاری در نهادهای چندجانبه از جمله بریکس و ضرورت تداوم گفت‌وگو برای مدیریت بحران‌های منطقه‌ای تأکید کرد.
البته یکی از موضوعات مطرح‌شده در دیدار مودی و پزشکیان، تحولات غرب آسیا و مسئله آزادی کشتیرانی و امنیت مسیرهای تجاری بود. این موضوع را باید در متن شرایط کنونی منطقه تحلیل کرد؛ شرایطی که جنگ و ناامنی، شبکه انتقال انرژی و تجارت دریایی را تحت فشار قرار داده است. موضع هند در این زمینه روشن بوده و بر ضرورت محافظت از کشتیرانی تجاری و ایمنی دریانوردان تأکید کرده است. اهمیت این موضع برای ایران نیز در آن است که هند، به‌عنوان یکی از قدرت‌های بزرگ آسیا، نمی‌خواهد بحران منطقه‌ای به اختلال بلندمدت در تجارت جهانی تبدیل شود و در عین حال تلاش دارد روابط خود با تهران را حفظ کند.
اما مهم‌تر از دیدار دوجانبه، تصویری است که از موضع ایران در خود بریکس شکل گرفته است. پزشکیان در نشست رهبران مجمع تجاری بریکس، بر افزایش استفاده از ارزهای ملی در تجارت میان اعضا تأکید کرد و گفت این روند باید با سازوکارهای مدیریت ریسک ارزی و تسویه متقابل همراه شود. او همچنین خواستار ایجاد ساختارهای مالی و تجاری مقاوم‌تر در برابر فشارهای سیاسی شد؛ رویکردی که در شرایط تحریمی ایران، طبیعتاً از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. رئیس‌جمهور ایران همچنین پیشنهاد ایجاد یک شرکت بیمه اتکایی مشترک در بریکس با سرمایه اولیه ۱۰ میلیارد دلار را مطرح کرد تا ریسک پروژه‌های بزرگ زیرساختی و انرژی پوشش داده شود و اعتماد سرمایه‌گذاران خصوصی افزایش یابد.
این پیشنهادها در واقع نشان می‌دهد نگاه ایران به بریکس صرفاً سیاسی نیست. تهران به دنبال آن است که عضویت در این مجموعه از سطح حضور در اجلاس‌ها و صدور بیانیه عبور کرده و به ابزارهای ملموس اقتصادی تبدیل شود. اگر استفاده از ارزهای ملی، سیستم‌های تسویه مستقل، تسهیل گمرکی، سازوکارهای مشترک بیمه‌ای و سرمایه‌گذاری و نقش‌آفرینی بیشتر بخش خصوصی اعضا به‌صورت عملیاتی توسعه یابد، اثر بریکس برای کشوری مانند ایران بسیار بیشتر از یک اتحاد سیاسی خواهد بود. در چنین صورتی، بریکس می‌تواند بخشی از هزینه‌های ناشی از انسداد کانال‌های مالی سنتی را کاهش دهد و امکان‌های جدیدی برای تجارت و سرمایه‌گذاری ایجاد کند.
در این میان، جایگاه «بانک توسعه جدید» بریکس نیز اهمیت اساسی دارد. این بانک در سال ۲۰۱۴ ایجاد شد و مأموریت آن تأمین مالی پروژه‌های زیرساختی و توسعه پایدار در کشورهای عضو و در حال توسعه است. سرمایه مجاز بانک ۱۰۰ میلیارد دلار تعیین شده و تا زمان گزارش‌های رسمی موجود، ده‌ها پروژه به ارزش ده‌ها میلیارد دلار از طریق آن تأمین مالی شده‌اند. اسناد بریکس در سال‌های اخیر بر افزایش ظرفیت بانک برای تأمین مالی به ارزهای محلی، تنوع منابع مالی و حمایت از پروژه‌های زیرساختی تأکید کرده‌اند.
برای ایران، این ظرفیت می‌تواند در حوزه‌هایی مانند انرژی، حمل‌ونقل، زیرساخت‌های بندری، ترانزیت، اتصال ریلی و پروژه‌های صنعتی اهمیت پیدا کند. ایران در جغرافیای بریکس یک ویژگی کم‌نظیر دارد: هم‌زمان یک قدرت انرژی، یک اقتصاد مهم منطقه‌ای و یک حلقه اتصال بالقوه میان آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس، دریای عمان و مسیرهای شرقی-غربی است. به بیان دیگر، مزیت ایران در بریکس صرفاً «بازار داخلی» یا «منابع نفت و گاز» نیست؛ موقعیت ژئوپلیتیک آن نیز می‌تواند تهران را به یکی از گره‌های مهم شبکه‌های حمل‌ونقل و زنجیره‌های تأمین کشورهای عضو تبدیل کند.
پزشکیان نیز در سخنان خود در مجمع تجاری بریکس بر همین تغییر نگاه تأکید کرد؛ آنجا که از ضرورت حرکت از همکاری‌های پراکنده تجاری به سمت ادغام تدریجی زیرساخت‌های تجارت، دیجیتالی شدن گمرکات، کاهش موانع مقرراتی، توسعه بازارهای فرامرزی و سرمایه‌گذاری مشترک سخن گفت. او همچنین خواستار آن شد که بریکس از یک بازار صرفاً مبتنی بر مبادله مواد خام به شبکه‌ای از زنجیره‌های تولید و صنعتی مشترک تبدیل شود و ایران را به‌عنوان شریک مهم در زنجیره‌های انرژی، غذا و حمل‌ونقل معرفی کرد.
اهمیت این رویکرد در آن است که اگر بریکس قرار باشد واقعاً بخشی از نظم اقتصادی جدید جهان باشد، باید از «باشگاه صادرکنندگان مواد خام» فراتر برود. کشورهای عضو زمانی می‌توانند وزن ژئوپلیتیکی خود را به قدرت اقتصادی پایدار تبدیل کنند که تولید، فناوری، سرمایه، حمل‌ونقل، بیمه، بانکداری، استانداردها و زنجیره تأمین را به یکدیگر متصل کنند. بریکس در سال‌های اخیر گام‌هایی در این مسیر برداشته و اکنون بحث بر سر ساخت سازوکارهای تضمین سرمایه‌گذاری، تأمین مالی به ارزهای محلی و توسعه پلتفرم‌های جدید سرمایه‌گذاری جدی‌تر شده است.
البته در تحلیل جایگاه بریکس نباید از یک واقعیت مهم غافل شد: این مجموعه هنوز با محدودیت‌های جدی روبه‌روست. اختلاف منافع میان اعضا، تفاوت نگاه هند و چین، روابط متفاوت کشورهای عضو با آمریکا و اروپا، اختلافات منطقه‌ای و همچنین دشواری تبدیل تصمیمات سیاسی به سازوکارهای الزام‌آور اقتصادی، موانع مهمی هستند. بریکس هنوز ارز مشترک ندارد، بازار مشترک کامل ایجاد نکرده و در بسیاری از حوزه‌ها تصمیمات آن بر پایه اجماع سیاسی است. حتی شکل‌دهی به موضع واحد درباره جنگ‌های منطقه‌ای نیز دشوار بوده است. گزارش‌های روزهای اخیر از مذاکرات دشوار اعضا برای رسیدن به متن مشترک درباره تحولات غرب آسیا، همین واقعیت را نشان می‌دهد.
با این حال، دشواری در دستیابی به اجماع به معنای بی‌اهمیتی بریکس نیست. برعکس، اینکه چنین مجموعه متنوعی بتواند بر سر برخی اصول مشترک مانند مخالفت با اقدامات یکجانبه، ضرورت اصلاح نهادهای حکمرانی جهانی و گسترش نقش کشورهای جنوب جهانی به تفاهم برسد، خود نشانه‌ای از تغییر در فضای بین‌المللی است. در اجلاس دهلی، کشورهای عضو نهایتاً «اعلامیه دهلی نو» را به تصویب رساندند؛ اعلامیه‌ای که بر خویشتنداری در منازعات خاورمیانه، حل اختلافات از مسیر گفت‌وگو و دیپلماسی، حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت‌های غیرنظامی و همچنین مخالفت با اقدامات اقتصادی یکجانبه تأکید دارد.
این مواضع از منظر ایران نیز اهمیت سیاسی دارند. جمهوری اسلامی ایران در سال‌های گذشته یکی از اصلی‌ترین قربانیان استفاده سیاسی از تحریم‌های اقتصادی، محدودیت‌های مالی و فشار بر مسیرهای تجاری بوده است. بنابراین، تبدیل بخشی از نظام اقتصادی جهان به ساختاری که در آن یک کشور یا گروه محدودی از کشورها نتوانند به‌سادگی مسیر تجارت دیگران را مسدود کنند، برای ایران یک هدف صرفاً نظری نیست؛ بخشی از مسئله استقلال اقتصادی و تاب‌آوری ملی است.
از سوی دیگر، حضور ایران در کنار روسیه و چین و در همان حال در یک مجموعه مشترک با هند، برزیل، آفریقای جنوبی، مصر، اندونزی و دیگر قدرت‌های در حال توسعه، به تهران امکان می‌دهد سیاست خارجی خود را از دوگانه محدود «روابط با غرب یا انزوا» خارج کند. عضویت فعال در بریکس و سازمان همکاری شانگهای در کنار روابط منطقه‌ای ایران، در واقع نشان‌دهنده شکل‌گیری شبکه‌ای متنوع‌تر از مناسبات خارجی جمهوری اسلامی است؛ شبکه‌ای که بر اساس آن، تهران می‌تواند هم‌زمان در چند مرکز قدرت جهانی حضور داشته باشد و همه تخم‌مرغ‌های سیاست خارجی و اقتصادی خود را در یک سبد قرار ندهد.
این همان نقطه‌ای است که مفهوم «گذار به نظم نوین جهانی» برای ایران معنای عملی پیدا می‌کند. این گذار لزوماً به معنای سقوط ناگهانی غرب یا پایان کامل نقش آمریکا در اقتصاد جهانی نیست. چنین برداشتی ساده‌انگارانه خواهد بود. آمریکا همچنان قدرت بزرگی در نظام مالی، فناوری، نظامی و سیاسی جهان است و اروپا نیز همچنان وزن اقتصادی و نهادی قابل‌توجهی دارد. اما مسئله اصلی این است که سهم دیگران در حال افزایش است و جهان از ساختاری که در آن تصمیم‌گیری جهانی عمدتاً حول چند مرکز غربی انجام می‌شد، به سمت وضعیتی چندمرکزی حرکت می‌کند. بریکس یکی از مهم‌ترین نهادهای سیاسی این تغییر است.
در چنین فرآیندی، مسئله اصلی برای ایران فقط حضور در عکس خانوادگی اجلاس‌های بین‌المللی نیست؛ مسئله آن است که آیا جمهوری اسلامی می‌تواند از فرصت تغییر ساختار جهانی برای توسعه تجارت، جذب سرمایه، افزایش صادرات غیرنفتی، تکمیل کریدورهای ترانزیتی، گسترش روابط با قدرت‌های آسیایی و تقویت سازوکارهای مالی مستقل استفاده کند یا نه. عضویت در بریکس زمانی برای اقتصاد ایران به مزیت راهبردی تبدیل می‌شود که دستگاه سیاست خارجی، بانک‌ها، بخش خصوصی، دستگاه‌های اقتصادی و نهادهای تجاری کشور بتوانند ظرفیت سیاسی عضویت را به قرارداد و پروژه و مسیر تجاری تبدیل کنند.
از همین منظر، پیشنهادهای مطرح‌شده از سوی پزشکیان در دهلی را باید جدی‌تر از یک مجموعه شعار دیپلماتیک دید. گسترش تجارت با ارزهای ملی، توسعه سازوکارهای تسویه متقابل، تقویت بانک توسعه جدید، ایجاد سازوکار بیمه اتکایی مشترک، دیجیتالی کردن گمرکات و شکل دادن به زنجیره‌های تولید، دقیقاً همان حلقه مفقوده‌ای است که می‌تواند فاصله میان «قدرت سیاسی بریکس» و «اثر اقتصادی بریکس» را کاهش دهد.
هم‌زمان، سفر رئیس‌جمهور ایران به هند، پیام دیگری نیز در خود دارد. هند در حال تثبیت موقعیت خود به‌عنوان یکی از قطب‌های اصلی اقتصاد و سیاست قرن بیست‌ویکم است و دهلی‌نو تلاش می‌کند ضمن گسترش همکاری با غرب، استقلال راهبردی خود را حفظ کند. چنین کشوری برای ایران نه فقط یک شریک تجاری، بلکه یک بازیگر مهم در طراحی آینده آسیاست. از همین رو، توسعه روابط تهران و دهلی، به‌ویژه در حوزه چابهار، ترانزیت، انرژی، تجارت و اتصال به بازارهای آسیایی، باید به‌عنوان بخشی از راهبرد کلان ایران برای حضور در نظم چندقطبی آینده دیده شود.
اجلاس هجدهم بریکس در نهایت شاید نتواند تمام اختلافات اعضا را حل کند و حتی ممکن است برخی تصمیم‌های آن بیش از آنکه آثار فوری اقتصادی داشته باشند، جنبه سیاسی و نمادین پیدا کنند. اما اهمیت اصلی آن در جای دیگری است: بریکس اکنون در حال تبدیل شدن به یکی از میدان‌های اصلی نزاع بر سر شکل آینده حکمرانی جهانی است. همین که کشورهایی با این گستره جغرافیایی و این وزن اقتصادی، در مورد اصلاح ساختارهای مالی بین‌المللی، کاهش وابستگی به سازوکارهای مالی متمرکز، گسترش استفاده از ارزهای ملی و افزایش نقش جنوب جهانی به‌صورت مستمر رایزنی می‌کنند، نشان می‌دهد مسئله «جهان پساغربی» دیگر صرفاً یک فرضیه دانشگاهی نیست؛ به یکی از روندهای واقعی سیاست بین‌الملل تبدیل شده است.
از این منظر، حضور پزشکیان در دهلی را باید بخشی از تلاش ایران برای تثبیت جایگاه خود در همین جهان در حال تولد دانست. جمهوری اسلامی ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک، منابع انرژی، ظرفیت ترانزیتی، بازار داخلی و روابط گسترده منطقه‌ای، از جمله کشورهایی است که در صورت مدیریت درست می‌تواند از این گذار بیش از بسیاری از دیگران بهره ببرد. عضویت در بریکس یک امتیاز خودکار ایجاد نمی‌کند؛ اما یک سکوی مهم در اختیار ایران قرار داده است. اینکه این سکو به یک مزیت واقعی تبدیل شود یا نه، به میزان توانایی ایران در پیوند زدن دیپلماسی سیاسی با دیپلماسی اقتصادی بستگی دارد.
در دهلی، در واقع فقط درباره بریکس سخن گفته نمی‌شود؛ درباره آینده توزیع قدرت در جهان سخن گفته می‌شود. کشوری مانند ایران که سال‌هاست تحت فشار سازوکارهای یکجانبه اقتصادی قرار داشته، بیش از بسیاری از کشورها با معنای این تحول آشناست. بنابراین، حضور در بریکس برای تهران نباید صرفاً به منزله پیوستن به یک گروه اقتصادی دیده شود؛ این حضور می‌تواند بخشی از راهبرد بلندمدت جمهوری اسلامی برای عبور از وابستگی به یک مرکز قدرت، متنوع کردن شرکای خارجی، تقویت پیوندهای شرق و جنوب و مشارکت فعال در معماری نظمی باشد که هنوز شکل نهایی آن معلوم نیست، اما یک چیز درباره آن روشن شده است: جهان آینده، برخلاف گذشته، قرار نیست فقط یک مرکز تصمیم‌گیری داشته باشد.