سایه جنگ یا بلوف دیپلماتیک؟

اظهارات متناقض و تهدیدآمیز اخیر دونالد ترامپ درباره آینده تقابل با ایران، از هشدار به «محو کامل» تا ابراز تمایل برای «دیدار در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل»، بار دیگر گمانه‌زنی‌ها را درباره استراتژی واقعی واشنگتن افزایش داده است. در حالی که رئیس‌جمهور آمریکا تلاش می‌کند با ادبیاتی تهاجمی خود را در «وضعیت تصمیم‌گیری» نشان دهد، بررسی دقیق‌تر این مواضع در کنار شرایط سیاسی ایالات متحده، حاکی از آن است که کاخ سفید بیش از آنکه به دنبال یک رویارویی نظامی پرهزینه باشد، یک جنگ روانی تمام‌عیار را برای شرطی‌سازی اقتصاد، ایجاد التهاب داخلی و تسلیم دیپلماتیک تهران هدف‌گذاری کرده است.
«دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، در گفت‌وگویی تلفنی با فاکس نیوز اعلام کرد که در «وضعیت تصمیم‌گیری» درباره ایران قرار دارد و اتفاقات بسیار بزرگی در آینده نزدیک رخ خواهد داد. وی سه گزینه روی میز را «محو ایران، رها کردن آن تا در اقتصاد خود بپوسد، یا رسیدن به یک توافق» عنوان کرد و گفت به ایده دیدار با رئیس‌جمهور ایران در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل باز است.
سه گزینه ترامپ درباره ایران ترامپ در این مصاحبه تلفنی با لحنی تهدیدآمیز درباره آینده تقابل با ایران گفت: «من در وضعیت تصمیم‌گیری هستم و اتفاقات بسیار بزرگی در آینده نزدیک رخ خواهد داد.» وی با تشریح گزینه‌های پیش روی خود، اعلام کرد: «گزینه‌های فعلی روی میز عبارتند از: محو ایران، یا رها کردن آن تا در اقتصاد خود بپوسد، یا رسیدن به یک توافق.» رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه با طرح پرسشی صریح گفت: «سؤال من این است که چه زمانی و آیا کل ایران را منفجر خواهم کرد، و بهتر است آنها رفتار خود را بهبود بخشند.» این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که تنش‌ها میان دو کشور در هفته‌های اخیر به بالاترین سطح خود رسیده است.
آماده بودن برای دیدار با رئیس‌جمهور ایران ترامپ در بخش دیگری از این گفت‌وگو، با اشاره به برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، گفت: «من به ایده دیدار با رئیس‌جمهور ایران در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در این هفته باز هستم.»
مشکل یافتن طرف مذاکره در تهران رئیس‌جمهور آمریکا در بخش دیگری از این مصاحبه با اشاره به دشواری مذاکره با تهران گفت: «برخی از مقامات ایرانی پنهان می‌شوند و نمی‌توان افرادی را یافت که توانایی بستن توافق را داشته باشند.» این اظهارات نشان می‌دهد که واشنگتن با ابهام درباره طرف مذاکره‌کننده ایرانی و اختیارات او روبروست.
تماس مستمر با حوثی‌ها ترامپ همچنین درباره وضعیت امنیتی منطقه و تماس‌های واشنگتن با حوثی‌ها گفت: «ایالات متحده در تماس مستمر با حوثی‌هاست و آنها موافقت کرده‌اند که با ما نجنگند.» وی درباره هشدارهای امنیتی صادرشده برای شهروندان آمریکایی در منطقه نیز گفت: «این هفته با سایر هفته‌ها در خاورمیانه تفاوتی ندارد، با وجود هشدارهایی که برای شهروندان ما در سراسر منطقه صادر شده است.»
اظهارات ترامپ در حالی مطرح می‌شود که جنگ با ایران بیش از شش ماه است ادامه دارد و هزینه‌های اقتصادی و سیاسی آن برای آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شده است. همزمان، تحولات در دریای سرخ و یمن نیز جبهه جدیدی از تنش‌ها را ایجاد کرده است. ترامپ با طرح گزینه‌های سه‌گانه خود، عملاً نشان داده که به‌دنبال حفظ ابتکار عمل در این پرونده است، هرچند باز بودن او به دیدار با رئیس‌جمهور ایران می‌تواند نشانه‌ای از تمایل پنهان به خروج از بن‌بست فعلی تلقی شود.
تحلیل رویکرد واشنگتن؛ چرا هدف اصلی ترامپ جنگ روانی است؟
با گذر از خوانش اولیه اظهارات دونالد ترامپ، ناظران سیاسی و کارشناسان روابط بین‌الملل بر این باورند که این دست موضع‌گیری‌ها بیش از آنکه نشانه‌ای از یک تصمیم قطعی برای اقدام نظامی ویرانگر باشد، در چارچوب یک جنگ روانی تمام‌عیار و هدفمند قابل ارزیابی است. ترامپ با کنار هم قرار دادن گزینه‌های به شدت متناقض مانند «محو کامل یک کشور» و «مذاکره و رسیدن به توافق در سازمان ملل»، در واقع استراتژی کلاسیک «مرد دیوانه» (Madman Theory) را پیاده‌سازی می‌کند تا محاسبات طرف مقابل را دچار اختلال و سردرگمی کند.
هدف اصلی او در این مقطع، ایجاد هراس و بی‌ثباتی در بازارهای داخلی ایران و تشدید فشارهای اقتصادی از درون است؛ چرا که تهدید مکرر به نابودی و انفجار، به‌خودی‌خود می‌تواند سرمایه‌ها را فراری داده و التهاب را در ساختار اقتصادی تحت فشار تشدید کند تا کشور عملا از درون «بپوسد».
از سوی دیگر، ادبیات دوگانه او ابزاری رسانه‌ای برای مقصر جلوه دادن تهران در افکار عمومی جهانی در صورت بن‌بست دیپلماسی است. واشنگتن به خوبی می‌داند که ورود به یک درگیری نظامی گسترده، پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی، آن هم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، می‌تواند به پاشنه آشیل حزب حاکم تبدیل شود. افکار عمومی آمریکا که از جنگ‌های طولانی خاورمیانه خسته است، تحمل یک بحران اقتصادی و امنیتی جدید را ندارد.
بنابراین، رئیس‌جمهور آمریکا با بالا بردن سطح لفاظی‌های تهدیدآمیز و اغراق در نمایش قدرت، سعی دارد بدون شلیک حتی یک گلوله، تهران را مرعوب کرده و به پای میز مذاکره بکشاند تا به اصطلاح، امتیازات مدنظر خود را دریافت کند.
 ادعای او مبنی بر «پنهان شدن مقامات ایرانی» و نبود طرف مذاکره نیز دقیقا در همین پازل رسانه‌ای تعریف می‌شود؛ این اظهارات تلاشی است برای القای انفعال و سردرگمی در ساختار تصمیم‌گیری حریف، تا از این طریق فشار روانی بر افکار عمومی به حداکثر رسیده و واشنگتن بتواند بدون پرداخت هزینه‌های گزاف یک جنگ واقعی، دست برتر را در این تقابل سیاسی و دیپلماتیک حفظ کند.