تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، تنگه هرمز را وارد نهمین ماه بحران کرده است و بازگشایی آن بدون پذیرش پیش‌شرط‌های تهران در دستور کار نخواهد بود
آتش ایران بر نفتکش‌های متخلف

گروه سیاسی
در ۴۸ ساعت گذشته، تنگه هرمز همچنان زیر سایه تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و پیامدهای آن قرار داشته است. حمله به کشتی‌های تجاری، تشدید اقدامات نظامی آمریکا در دریای عمان، تداوم محاصره دریایی و بی‌نتیجه‌ماندن رایزنی‌ها بر سر بازگشایی تنگه، نشان می‌دهد واشنگتن هنوز حاضر نیست واقعیت‌های راهبردی ایجادشده در منطقه را بپذیرد. موضع تهران روشن است: تنگه هرمز در پی تجاوز نظامی به ایران بسته شده و بازگشایی آن نمی‌تواند جدا از پایان تجاوز، رفع محاصره و پذیرش پیش‌شرط‌های جمهوری اسلامی ایران بررسی شود.
در روزهای اخیر، گزارش‌هایی از حمله به نفتکش‌ها در محدوده تنگه هرمز و آب‌های مجاور منتشر شده است. روز شنبه، ۱۹ مهر، یک نفتکش هنگام خروج از تنگه هدف پرتابه‌ای ناشناس قرار گرفت و دچار آتش‌سوزی شد. روز یکشنبه نیز نفتکش «والترا» با پرچم جزایر مارشال در تنگه هرمز با پرتابه‌ای ناشناس برخورد کرد. هم‌زمان، نفتکش «پترو دلفین» در محدوده سواحل عمان هدف حمله پهپادی قرار گرفت که بر اساس گزارش‌های اولیه، دو ملوان آن مفقود شدند. تا زمان انتشار گزارش‌ها، مسئولیت این حوادث به‌طور قطعی مشخص نشده بود.
با وجود ضرورت بررسی دقیق عاملان این حملات، قرارگرفتن حوادث دریایی در متن بحران جاری را نمی‌توان نادیده گرفت. نزدیک به ۹ ماه پس از آغاز این وضعیت، تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین نقاط اثرگذاری تقابل نظامی و اقتصادی در منطقه است؛ وضعیتی که ریشه آن را باید در تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و تلاش برای تحمیل اراده سیاسی بر جمهوری اسلامی جست‌وجو کرد. نمی‌توان از یک سو جنگ و فشار نظامی را پیش برد و از سوی دیگر انتظار داشت تجارت دریایی و انتقال انرژی، بی‌اعتنا به پیامدهای آن، به روال عادی بازگردد.
محاصره دریایی؛ ابزار فشار یا نشانه بن‌بست؟
اقدام نظامی آمریکا علیه یک کشتی تجاری در دریای عمان، وجه دیگری از تحولات دو روز اخیر بود. ارتش آمریکا اعلام کرد روز شنبه کشتی «ام‌وی اوشن مولیکا» را که به ادعای واشنگتن قصد عبور از محاصره دریایی بنادر ایران را داشت، هدف قرار داده و سامانه پیشران آن را از کار انداخته است. آمریکا همچنین به شناورهای فعال در منطقه درباره رعایت محدودیت‌های اعلام‌شده هشدار داد.
این اقدام نشان می‌دهد واشنگتن همچنان در پی آن است که از طریق محاصره و تهدید نظامی، هزینه مقاومت ایران را افزایش دهد و تهران را به عقب‌نشینی از مواضع خود وادار کند. اما مسئله اصلی اینجاست که محاصره دریایی نمی‌تواند جایگزین راه‌حل سیاسی شود؛ به‌ویژه هنگامی که خودِ واشنگتن در جایگاه یکی از طرف‌های متجاوز قرار دارد و می‌کوشد با فشار مضاعف، نتیجه‌ای را که در میدان به دست نیاورده است، از مسیر اقتصاد و تجارت دریایی تحمیل کند.
امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و دریای عمان را نمی‌توان به ابزاری یک‌طرفه برای تأمین خواسته‌های آمریکا تبدیل کرد. واشنگتن نمی‌تواند از آزادی عبور کشتی‌ها سخن بگوید، اما هم‌زمان محاصره دریایی اعمال کند، شناورهای تجاری را هدف قرار دهد و انتظار داشته باشد ایران بدون دریافت تضمین‌های لازم، از مهم‌ترین اهرم راهبردی خود چشم بپوشد. تا زمانی که این تناقض در سیاست آمریکا پابرجاست، سخن‌گفتن از بازگشت شرایط عادی بیش از آنکه بیان یک واقعیت باشد، تلاشی برای نادیده‌گرفتن منشأ بحران است.
تردد محدود؛ نه بازگشت به شرایط عادی
داده‌های ردیابی دریایی نیز همچنان از فاصله چشمگیر وضعیت کنونی با شرایط پیش از بحران حکایت دارند. بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی سامانه رصد تردد هرمز، در روز ۱۹ مهر شش عبور، در روز ۲۰ مهر هفت عبور و تا ساعات اولیه روز ۲۰ مهر سه عبور دیگر ثبت شده بود. این ارقام به دلیل تفاوت زمان ثبت و محدودیت‌های ردیابی، شمارش کاملی از تمام رفت‌وآمدهای دریایی نیستند؛ با این حال، در مقایسه با میانگین پیش از بحران، از استمرار اختلال شدید در تردد تجاری حکایت دارند.
ثبت عبور شمار محدودی از کشتی‌ها را نباید با بازگشایی و عادی‌شدن وضعیت تنگه اشتباه گرفت. مسئله تنها عبور چند شناور نیست؛ مسئله بازگشت امنیت و ثبات به یک گذرگاه راهبردی در شرایطی است که جنگ، محاصره و تهدید نظامی همچنان بر آن سایه انداخته‌اند. تا زمانی که منشأ این ناامنی برطرف نشود، تردد محدود نیز نمی‌تواند مبنای ادعای پایان بحران قرار گیرد.
اهمیت این وضعیت برای اقتصاد جهانی نیز روشن است. تنگه هرمز یکی از مسیرهای اصلی انتقال انرژی در جهان است و پیش از بحران، حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور می‌کرد. کاهش تردد، افزایش مخاطرات امنیتی و بالا رفتن هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل، پیامدهایی فراتر از منطقه دارد. افزایش قیمت نفت برنت به حدود ۱۰۶ دلار و ۷۹ سنت در هر بشکه در گزارش‌های روز یکشنبه، در کنار نگرانی از تداوم تنش‌های منطقه‌ای، بار دیگر نشان داد که بحران هرمز چگونه می‌تواند بر بازار جهانی انرژی اثر بگذارد.
مسئولیت پیامدهای اقتصادی چنین وضعیتی را نمی‌توان از زمینه سیاسی و نظامی آن جدا کرد. هنگامی که تجاوز نظامی و فشار اقتصادی به ابزارهای پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل می‌شوند، آثار آن نیز به همان اندازه از مرزهای جغرافیایی درگیری فراتر می‌رود. بازگشت ثبات به بازار انرژی مستلزم پایان‌دادن به اقداماتی است که این بحران را پدید آورده‌اند، نه صرفاً مطالبه بازگشایی تنگه از ایران.
پیش‌شرط‌های تهران؛ مسیر پایان بحران
در عرصه دیپلماتیک نیز تا عصر دوشنبه، ۲۰ مهر، توافق نهایی بر سر بازگشایی تنگه اعلام نشده بود. مقام‌های ایرانی از ادامه بررسی پاسخ آمریکا به پیشنهاد تهران خبر داده‌اند و تبادل پیام‌ها از طریق میانجی‌هایی از جمله قطر و پاکستان ادامه دارد. با این حال، ادامه رایزنی‌ها به معنای عقب‌نشینی ایران از مواضع خود نیست؛ همان‌گونه که مذاکره درباره پایان بحران نیز به معنای پذیرفتن صورت‌بندی آمریکایی از مسئله نخواهد بود.
در شروط اعلام‌شده ایران، پایان جنگ در همه جبهه‌ها، رفع محاصره دریایی، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده کشور، توقف حملات آمریکا به خاک ایران و پایان مداخله واشنگتن در امور داخلی ایران جایگاه دارند. در مقابل، آمریکا همچنان می‌کوشد پرونده هسته‌ای ایران را از ابتدای مذاکرات در مرکز گفت‌وگوها قرار دهد؛ اختلافی که نشان می‌دهد واشنگتن هنوز در پی آن است که دستور کار مذاکرات را مطابق اولویت‌های خود تنظیم کند.
از نگاه تهران، مسئله را نمی‌توان به توافقی محدود درباره عبور کشتی‌ها تقلیل داد. تنگه هرمز در شرایط کنونی بخشی از معادله‌ای بزرگ‌تر است که در آن تجاوز نظامی، محاصره اقتصادی، امنیت ملی ایران و ترتیبات آینده منطقه به یکدیگر پیوند خورده‌اند. توافقی که از یک طرف انتظار بازگشایی تنگه را داشته باشد، اما از طرف دیگر درباره توقف تجاوز و رفع محاصره تعیین تکلیف نکند، نه تضمینی برای ثبات خواهد بود و نه زمینه‌ای برای پایان پایدار بحران فراهم می‌کند.
موضع جمهوری اسلامی ایران از همین منطق پیروی می‌کند: پایان بحران باید با برطرف‌شدن علت‌های آن همراه باشد. کشوری که هدف تجاوز قرار گرفته است، نمی‌تواند امنیت و ابزارهای دفاعی خود را بدون تعیین تکلیف تهدیدها واگذار کند؛ به‌ویژه هنگامی که طرف مقابل هم‌زمان از محاصره و فشار نظامی برای تحمیل خواسته‌هایش بهره می‌برد.
تنگه هرمز در نهمین ماه بحران، همچنان به واشنگتن یادآوری می‌کند که امنیت و تجارت دریایی را نمی‌توان از معادلات قدرت در منطقه جدا کرد. عبور محدود کشتی‌ها، تهدید شناورها و اعمال محاصره، هیچ‌یک جایگزین توافقی واقعی نخواهند شد. مسیر بازگشت به ثبات نیز روشن است: پایان تجاوز، رفع محاصره و پذیرش پیش‌شرط‌های ایران. تا زمانی که این الزامات محقق نشود، انتظار بازگشایی تنگه بر مبنای خواسته‌های یک‌جانبه آمریکا، انتظاری بی‌پشتوانه خواهد بود.