پاسخ ایران به تجاوز احتمالی دشمن گزینه نظامی علیه ایران را برای همیشه از مغز واشنگتن و تلآویو ریشهکن خواهد ساخت
لحظهشماری ایران برای ساعت انتقام
گروه سیاسی
دشمن در حالی به دنبال حمله به ایران است که فکر میکند این حمله میتواند دستکم تنگه هرمز را به روال پیش از جنایت ۹ اسفند برگرداند؛ اما ایران در حالی انتظار این حمله را میکشد که آن را پنجرهای برای انتقام میبیند. انتقام رهبر شهید؛ رهبر سالخورده و بیگناهی که در کمال وقاحت آمریکا و اسرائیل، در روز روشن و در حالی که در دفتر خودش نشسته بود، ترور شد. انتقام مسئولان سیاسی و نظامی که در میانه مذاکره با دشمن خبیث و بیتمدن بودند؛ انتقام صدها کودک و نوجوان و دانشآموز؛ انتقام نظامیان و غیرنظامیانی که همه در بیگناهی همانند هم بودند. دشمن به سودای تضعیف اراده ایران و پایان دادن به اثرگذاری ایران بر بازارهای جهانی وارد کارزار خواهد شد؛ و ایران با هدف مقدس انتقام، کاری خواهد کرد که واشنگتن و تلآویو دچار آلزایمر خودخواسته شوند و تلاش کنند اسم ایران را هم فراموش کنند. ایران در پاسخ به تجاوز و جنایت مجدد دشمن، جنگی به راه خواهد انداخت که یک پیشفرض بنیادین و لایتغیر روی میز سران کثیف پنتاگون و سیا ثابت شود؛ و آن اینکه ایران اسلامی، ایران انقلابی، ایران خمینی، ایران خامنهای، ایرانِ سیدمجتبی، ایران اباعبدالله، ایران امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا، ایران فکه و طلائیه، ایران شلمچه و هویزه، ایران خانطومان و حلب، ایران حاجقاسم و سیدرضی، ایران رئیسی و رئیسعلی، ایران ابراهیم هادی و هادی ذوالفقاری، ایران ماکان و چمران، ایران رستم دستان، ایران فردوسی و حافظ، ایران سعدی و نظامی، ایران مولوی و خیام، ایران صاحبالزمان شکستناپذیر است. این واقعیت برای دشمن مسلم خواهد شد که فکر کردن به تجاوز به ایران یعنی کتک خوردن از نمودارها و چارتها و بازارها؛ حمله به ایران یعنی پسرفت؛ مادر بمبها سمت ایران بیاید، باردار از ایران برمیگردد؛ حمله به ایران یعنی تنگنای تنگه، یعنی طغیان یمن؛ یعنی آبکش شدن صهیون. خون جلوی چشم ایران را گرفته؛ سطح نیل ناآرام است و از این پس وای بر فرعونیان طغیانپیشه...
اما مسئله فقط پاسخ به یک حمله یا تحمیل هزینهای مقطعی به متجاوز نیست. آنچه دشمن باید بفهمد این است که ایران را نمیتوان با یک محاسبه نظامی، چند خط در نقشه عملیاتی یا چند عدد در جدول برآوردهای اطلاعاتی توضیح داد. ایران یک مختصات جغرافیایی صرف نیست که بتوان با فشار نظامی آن را جابهجا کرد؛ یک اراده تاریخی است که در طول قرنها، شکست و اشغال و محاصره و توطئه را دیده و بارها از دل همان بحرانها، صورت تازهای از ایستادگی ساخته است. آنها اگر تاریخ این سرزمین را ورق زده بودند، میدانستند که در اینجا حافظه جمعی بهآسانی پاک نمیشود و خاطره خون بیگناهان با وعدههای دیپلماتیک یا نمایشهای رسانهای از میان نمیرود.
ایران برای دشمن، نه فقط توان دفاعی و ظرفیت پاسخ، که مجموعهای از پیوندهای فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و اعتقادی است؛ پیوندهایی که در بزنگاهها به هم میرسند و از جامعهای متکثر، ملتی با ارادهای مشترک میسازند. ممکن است درباره هزاران موضوع اختلاف داشته باشیم؛ ممکن است زندگی روزمره زیر فشار مشکلات اقتصادی دشوار باشد و مردم از کاستیها و بیعدالتیها شکایت داشته باشند؛ اما هیچیک از این واقعیتها به دشمن حق نمیدهد که خیال کند میتواند با بمب و موشک، آینده این سرزمین را برای مردمش تعیین کند. نارضایتی از یک وضعیت، مجوز وکالت دادن به متجاوز نیست؛ نقد و مطالبهگری، نشانه زنده بودن جامعه است، نه دعوتنامهای برای بیگانهای که جز منافع خود چیزی نمیشناسد.
خطای محاسباتی دشمن از همینجا آغاز میشود: او ممکن است صدای اختلافها را بشنود، اما صدای ریشهها را نمیشنود؛ ممکن است فشار اقتصادی را در نمودارها ببیند، اما معنای استقلال را در حافظه یک ملت درک نکند. گمان میکند هرچه فشار بیشتر شود، اراده ملی زودتر فرو میریزد؛ حال آنکه فشار بیرونی، هنگامی که با تهدید موجودیت کشور همراه شود، میتواند مرزهای اختلاف را جابهجا کند و دفاع از سرزمین را به نقطه اشتراک مردمی بدل سازد که در بسیاری از مسائل همنظر نیستند. آنچه در محاسبات اتاقهای جنگ غایب میماند، همین نیرویی است که در جدولهای آماری جا نمیشود.
تنگه هرمز نیز صرفاً آبراهی باریک میان دو ساحل نیست؛ بخشی از معادلهای بزرگتر است که امنیت منطقه، اقتصاد جهانی و تصمیمهای قدرتهای دوردست را به هم پیوند میدهد. هر کس خیال کند میتواند با تجاوز، قواعد این معادله را به نفع خود بازنویسی کند و در همان حال از پیامدهای آن در امان بماند، در حقیقت هزینه تصمیم خود را دستکم گرفته است. بازارها، بیمهها، مسیرهای کشتیرانی و قیمت انرژی، زبان بیواسطهای دارند؛ زبانی که حتی تبلیغات پرهزینه نیز نمیتواند برای همیشه حقیقتش را پنهان کند. جغرافیا را نمیشود با بیانیه تغییر داد و پیامدهای یک جنگ تحمیلی را نمیتوان با یک نشست خبری از میان برد.
به گزارش ایرنا، تحولات روزهای اخیر در حوزه دفاعی سرعت بیشتری گرفته است و فرماندهان نیروهای مسلح بیش از گذشته اعلام موضع میکنند. از سوی دیگر، بالا رفتن قیمت نفت در بازارهای جهانی، نشان میدهد که دامنه رویارویی احتمالی از میدان نظامی فراتر رفته و به امنیت انرژی، تجارت دریایی و محاسبات و رشد اقتصادی قدرتهای بزرگ رسیده است.اتفاقات اخیر در فرانسه که به دنبال افزایش قیمت سوخت و هزینههای زندگی رقم خورده است و حتی مکرون، رئیس جمهوری این کشور را به خاورمیانه کشاند نیز نشان میدهد که اقتصاد و امنیت انرژی در جهان، به شیر نفت کشورهای خاورمیانه متصل است.اظهارات فرماندهان ارتش و سپاه درباره آمادگی برای دفاع، گزارشها از برخورد شناورها و نفتکش ها با مینهای دریایی، هشدار درباره گسترش دامنه پاسخ به پایگاههای آمریکا در منطقه و انتشار گزارشهایی درباره احتمال ازسرگیری حملات نظامی، تصویر روشنی از وضعیت روزهای اخیر است.همچنین تحرکات دیپلماتیک برای پایان دادن به درگیری احتمالی ادامه دارد و این در شرایطی است که اظهارات مقامهای دو طرف نشان میدهد که اختلاف بر سر شرایط مذاکره، محاصره دریایی و کنترل تنگه هرمز همچنان پابرجاست.
ارتش و آمادگی برای جنگی متفاوت
یکی از مهمترین مواضع نظامی جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر، اظهارات سرلشکر امیر حاتمی فرمانده کل ارتش درباره آمادگی نیروهای مسلح برای جنگ ناهمطراز بود.سرلشکر حاتمی پنجشنبه سی مهر در بازدید از مرکز تولید پهپادهای رزمی هجومی ارتش اعلام کرد که نیروهای مسلح با ارزیابی توانمندیهای دشمن، خود را برای مواجهه با تهدیدهای احتمالی آماده کردهاند. نباید به دشمن اعتماد داشت و افزایش آمادگی دفاعی باید بهصورت مستمر دنبال شود.
اما چرا جنگ ناهمطراز اهمیت دارد؟ در جنگ ناهمطراز، دو طرف از تجهیزات، ساختار و شیوههای یکسانی برای مقابله استفاده نمیکنند. در چنین شرایطی، توانایی تطبیق با محیط نبرد، استفاده از تجهیزات متناسب با ماموریت و حفظ آمادگی عملیاتی مهم است.تاکید سرلشکر حاتمی بر این نوع آمادگی را باید در چارچوب تجربه درگیریهای اخیر و ضرورت بازنگری در شیوههای دفاعی دانست زیرا توسعه پهپادها، شهپادها و ریزپرندهها بخشی از همین تغییر رویکرد است؛ تجهیزاتی که در کنار سامانههای متعارف، در ماموریتهای شناسایی و رزمی کاربرد دارند.حاتمی در بخش دیگری از سخنان خود به ماموریت نیروی دریایی ارتش در شرق تنگه هرمز اشاره کرد و گفت که حضور نیروهای ایرانی در دریا و ساحل ادامه دارد و هشدار داد که در صورت ورود شناور دشمن به این محدوده، با آن برخورد خواهد شد.فرمانده کل ارتش همچنین محاصره دریایی را بخشی از جنگ دانست. این موضعگیری در شرایطی مطرح شده است که تنگه هرمز به یکی از کانونهای اصلی تقابل جمهوری اسلامی ایران و رژیم آمریکا تبدیل شده و هرگونه تغییر در وضعیت عبور کشتیها میتواند بر بازار انرژی و امنیت دریانوردی اثر بگذارد.
نیروی دریایی سپاه و هشدار درباره گسترش دامنه تقابل
در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه نیز نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از برخورد با شناورهایی خبر داد که به گفته این نیرو، مقررات اعلامشده برای عبور از محدوده تنگه هرمز را رعایت نکرده یا در انتقال غیرمجاز نفت مشارکت داشتهاند.
بر اساس گزارش منتشرشده از سوی سپاه، چهار شناور در شمال خلیج فارس هدف قرار گرفتند و آتشسوزی در آنها رخ داد. این گزارش همچنین از برخورد سه شناور دیگر با مینهای دریایی در غرب تنگه هرمز خبر میدهد.
نیروی دریایی سپاه در ادامه هشدار داد که تداوم آنچه تحریک شناورها از سوی آمریکا و حمایت نظامی از عبور غیرمجاز خوانده، ممکن است به گسترش دامنه مقابله و هدف قرار گرفتن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه منجر شود.
خبرگزاری رویترز نیز پنجشنبه ۳۰ مهر برابر با ۲۲ اکتبر، گزارش داد که سپاه از برخورد با هفت شناور در خلیج فارس و محدوده تنگه هرمز خبر داده است. با این حال، جزئیات مستقلی درباره هویت تمام شناورها، میزان خسارت و شرایط دقیق این حوادث منتشر نشد.اهمیت این تحولات فقط به برخورد با شناورها محدود نیست. هشدار درباره احتمال هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکا نشان میدهد که تهران در مواضع اعلامی خود، میان فشار نظامی در دریا و حضور نیروهای آمریکایی در منطقه ارتباط برقرار میکند.
همگرایی امنیت ملی با امنیت انرژی
تنگه هرمز در روزهای اخیر بار دیگر به عنوان مرکز تقابل ایران و آمریکا؛ گذرگاهی است که اهمیت آن فقط به جغرافیای منطقه محدود نیست و با تجارت جهانی انرژی ارتباط مستقیم دارد.
تاکید ایران بر ضرورت رعایت مقررات اعلامشده برای عبور شناورها در کنار ادامه فشار دریایی آمریکا بر ایران از همین رو قابل بررسی است.زیرا که محاصره دریایی تنها یک اقدام نظامی نیست. محدود شدن صادرات نفت، دشوارتر شدن دسترسی به بازارهای خارجی و افزایش هزینه حملونقل آثار اقتصادی مستقیمی دارد. در مقابل، افزایش خطر تردد در مسیرهای صادرات انرژی نیز هزینه بیمه کشتیها را بالا برده و شرکتهای کشتیرانی را با تصمیمهای دشوارتری مواجه میکند.از همین رو، تنگه هرمز در وضعیت کنونی به نقطه تلاقی حاکمیت و امنیت ملی ایران، حضور نظامی آمریکا در منطقه و امنیت عرضه انرژی در بازار جهانی گره خورده است. هرگونه محدودیت در تردد دریایی، علاوه بر طرفهای درگیر، بر کشورهای واردکننده انرژی و اقتصادهای وابسته به تجارت دریایی نیز اثر میگذارد.
تهدید نظامی در کنار فشار اقتصادی
در سوی دیگر این تقابل، مقامهای آمریکایی در روزهای گذشته از ادامه فشار بر ایران سخن گفتهاند و همزمان احتمال اقدام نظامی دوباره را نیز منتفی ندانستهاند.خبرگزاری رویترز سهشنبه ۲۸ مهر گزارش داد که مقامهای ایرانی معتقدند احتمال ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل همچنان وجود دارد و تهران خود را برای چنین احتمالی آماده میکند. این گزارش همچنین از ادامه اختلافها بر سر شرایط توافق، محاصره دریایی و صادرات نفت ایران حکایت داشت.روز جمعه، دونالد ترامپ نیز احتمال انجام عملیات نظامی دیگری علیه ایران را مطرح کرد، هرچند جزئیات مشخصی درباره زمان و دامنه چنین اقدامی ارائه نداد. در همان روز، تام باراک فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه و عراق نیز احتمال حمله در آینده نزدیک را مطرح کرد؛ اظهاراتی که به افزایش نگرانیها درباره بازگشت درگیری نظامی دامن زد.
آنچه از مواضع واشنگتن در روزهای اخیر برمیآید، ادامه استفاده همزمان از فشار اقتصادی، محدودیتهای دریایی و تهدید نظامی است. در مقابل، مقامهای ایرانی بر آمادگی دفاعی و ضرورت رفع فشارها پیش از هرگونه توافق تاکید کردهاند.این تقابل، وضعیتی را شکل داده که در آن نه نشانه روشنی از حلوفصل اختلافها دیده میشود و نه میتوان از قطعی بودن آغاز دوباره جنگ سخن گفت. در چنین شرایطی، آمادگی دفاعی برای ایران به معنای افزایش تجهیزات نیست؛ حفظ زیرساختهای حیاتی، تامین نیازهای نیروهای مسلح، مراقبت از مرزها و مدیریت پیامدهای اقتصادی بحران نیز بخشی از الزامات مواجهه با تهدیدهای احتمالی به شمار میرود.
همزمان با افزایش نگرانیها درباره احتمال ازسرگیری حملات، بازار جهانی نفت نیز به تحولات خاورمیانه واکنش نشان داد.
معاملات آتی نفت برنت در پایان روز جمعه اول آبان، با رشد ۳.۱ درصدی به ۱۱۶ دلار و ۷۲ سنت در هر بشکه رسید. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت نیز با افزایش ۳.۸ درصدی، در سطح ۱۰۳ دلار و ۲۷ سنت معامله شد.
برنت در مجموع هفته حدود ۶ درصد افزایش قیمت داشت. این رشد قیمت، نشان از افزایش احتمال گسترش درگیریها و اختلال در عرضه انرژی در بازارهای جهانی است.
زیرا بازار نفت فقط به میزان تولید روزانه نگاه نمیکند و احتمال اختلال در عرضه آینده نیز بر قیمتها اثر میگذارد.
وقتی احتمال حمله نظامی به زیرساختهای انرژی، گسترش درگیری در خلیج فارس یا محدود شدن تردد نفتکشها بالا میرود، معاملهگران بخشی از این ریسک را در قیمتها میبینند.
در چنین شرایطی، حتی اگر عرضه نفت در مقطعی بیشتر شود، نگرانی درباره تداوم آن میتواند قیمتها را بالا نگه ببرد.
البته افزایش قیمت نفت را نمیتوان نتیجه تحولات ایران و آمریکا دانست. این رشد قیمت ها واکنشی به حملات حوثیها به زیرساختهای انرژی عربستان و نگرانی از گسترش بحران منطقهای نیز هست.