خطر عادت به مسائل حل‌نشده

مسعود پیرهادی
یکی از خطرناک‌ترین اتفاقاتی که ممکن است در یک جامعه رخ دهد، نه بروز بحران، بلکه عادی‌شدن بحران است. بحران‌ها معمولا با شوک و حساسیت عمومی آغاز می‌شوند؛ مردم واکنش نشان می‌دهند، مسئولان وعده اصلاح می‌دهند و رسانه‌ها مطالبه‌گری می‌کنند. اما اگر مسئله‌ای برای مدتی طولانی حل‌نشده باقی بماند، به‌تدریج حساسیت‌ها فروکش می‌کند، انتظارات پایین می‌آید و آنچه روزی غیرقابل‌قبول بود، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌شود.
تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، ناترازی انرژی، فرسودگی زیرساخت‌ها، آلودگی هوا، ناکارآمدی اداری و دشواری دسترسی مردم به برخی خدمات، فقط مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی و اجرایی نیستند؛ هرکدام از این مسائل اگر طولانی شوند، می‌توانند به تغییر معیارهای جامعه منجر شوند. وقتی مردم به جای مطالبه حل مشکل، به دنبال راهی برای سازگاری با آن می‌گردند، باید نگران شد. وقتی قطعی برق دیگر خبر نیست، وقتی افزایش قیمت‌ها دیگر کسی را غافلگیر نمی‌کند و وقتی برای دریافت یک خدمت معمولی باید از پیش خود را آماده اتلاف وقت و انرژی کرد، یعنی بخشی از ظرفیت مطالبه‌گری جامعه در معرض فرسایش قرار گرفته است.
البته تاب‌آوری مردم یک سرمایه بزرگ ملی است. جامعه‌ای که در برابر دشواری‌ها دوام می‌آورد، ظرفیت عبور از بحران را دارد؛ اما نباید تاب‌آوری را با تحمل بی‌پایان اشتباه گرفت. صبر مردم نباید به مجوزی برای تعویق مسئولیت‌ها تبدیل شود. مردمی که در سخت‌ترین شرایط کشور را سرپا نگه می‌دارند، مستحق آن هستند که ثمره این همراهی را در بهبود زندگی خود ببینند.
از سوی دیگر، نباید اجازه داد تکرار مشکلات، احساس ناتوانی و بی‌تفاوتی تولید کند. هر مسئله حل‌نشده‌ای لزوما نشانه بن‌بست نیست، اما هر مسئله‌ای که بدون زمان‌بندی، پاسخ‌گویی و برنامه اصلاحی رها شود، به‌تدریج اعتماد عمومی را فرسوده می‌کند. مسئولیت مدیران فقط اداره روزمره امور نیست؛ باید برای کاهش ریشه‌ای مشکلات نیز پاسخ‌گو باشند. نمی‌توان هر سال همان مسئله را با ادبیاتی تازه توضیح داد و انتظار داشت جامعه همچنان به وعده‌های تکراری امیدوار بماند.
در این میان، رسانه‌ها و نخبگان نیز مسئولیت دارند. نباید آن‌قدر درباره یک مشکل حرف زد که صرفا به بخشی از دکور ذهنی جامعه تبدیل شود. تکرار خبر بدون پیگیری نتیجه، مطالبه‌گری نیست. باید از طرح مسئله به سمت سنجش عملکرد، مقایسه وعده با نتیجه و مطالبه راه‌حل حرکت کرد.
جامعه زنده، جامعه‌ای نیست که در آن هیچ مشکلی وجود نداشته باشد؛ جامعه‌ای است که مشکلاتش را به سرنوشت محتوم خود تبدیل نمی‌کند. باید مراقب باشیم به جای حل مسائل، فقط شیوه کنار آمدن با آن‌ها را یاد نگیریم. گاهی بزرگ‌ترین شکست، شکست در برابر یک بحران نیست؛ پذیرفتن این باور است که گویا قرار نیست چیزی تغییر کند.