رمزگشایی از تسویه‌حساب داخلی و زلزله در اردوگاه ماگا
کیش ونس به هگست

حنیف غفاری
گردوغبار برخاسته از اعلام نتایج انتخابات میاندوره‌ای کنگره ایالات متحده آمریکا فروننشسته است!  ابعاد خسارت‌های راهبردی و امواج کوبنده این شکست سهمگین علیه جمهوریخواهان و ترامپ،  ارکان ساختار حاکمیتی واشنگتن را به لرزه درآورده است. برخلاف روال معمول نظام سیاسی آمریکا که سیاستمداران پس از شکست‌های سنگین حزبی تلاش می‌کنند با فرافکنی، دستاویز قرار دادن مؤلفه‌های مبهم اقتصادی یا مقصر شناختن حوزه‌های رأی‌گیری محلی از پاسخگویی بگریزند، این بار صندلی‌نشین دوم کاخ سفید پرده از حقیقتی تکان‌دهنده برداشته است. اظهارات صریح «جی‌دی ونس»، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، مبنی بر اینکه «جنگ با ایران دلیل شکست ما در انتخابات میان‌دوره‌ای بود و بسیاری از رأی‌دهندگان جنبش ماگا به نامزدهای دموکرات رأی دادند»، به منزله یک بمب خبری مهیب در فضای سیاسی بین‌المللی منفجر شد. این گزاره نه‌تنها یک اعتراف رسمی و بی‌سابقه به ناتوانی راهبردی ایالات متحده در مواجهه با قدرت فزاینده جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود، بلکه سرآغاز یک تسویه‌حساب خونین سیاسی درون‌حزبی، زلزله‌ای سهمگین در ارکان پنتاگون و عیان‌کننده گسستی عمیق در شاکله پایگاه رأی جمهوری‌خواهان است. 
اعتراف صریح به متغیر اصلی شکست؛ شوک محاسباتی به افکار عمومی آمریکا
نخستین و محوری‌ترین مؤلفه در کالبدشکافی مواضع اخیر ونس، شهامت اجباری او در پرده‌برداری از متغیر اصلی شکست جمهوری‌خواهان در برابر چشمان افکار عمومی ایالات متحده است. هفته ها  بود که دستگاه‌های جنگ روانی و مهندسی تصویر در پنتاگون و رسانه‌های جریان اصلی غربی می‌کوشیدند تهاجم نظامی علیه ایران را به مثابه عملیاتی محدود، کم‌هزینه و دارای بازدهی امنیتی برای شهروندان آمریکایی جا بیندازد. اما فرسایشی شدن درگیری‌ها، مقاومت ترکیبی و ضربات کوبنده نیروهای مسلح ایران اسلامی بر پایگاه‌های اشغالگران و برهم خوردن امنیت خطوط کشتیرانی نظامی آنان در خلیج فارس و تنگه هرمز، همه توهمات ماشین پروپاگاندای واشنگتن را نقش بر آب کرد.
اینکه معاون رئیس‌جمهور تروریست آمریکا بدون هرگونه لاپوشانی، بن‌بست نظامی در پرونده ایران را عامل قطعی سقوط سبد رأی حزب حاکم معرفی می‌کند، برای جامعه آمریکا پیامی فوق‌العاده معنادار، گزنده و تأمل‌برانگیز دارد. شهروند آمریکایی که طی ماه‌های گذشته زیر فشار سرسام‌آور نرخ تورم، جهش بی‌سابقه بهای حامل‌های انرژی، گرانی بنزین و هدررفت صدها میلیارد دلار از مالیات‌های عمومی در کوران جنگ‌افروزی در غرب آسیا قد خم کرده بود، اکنون از زبان دومین مقام اجرایی کشور می‌شنود که تمام این هزینه‌ها صرف یک قمار شکست‌خورده شده است. این اعتراف تاریخی، سند رسوایی راهبردی دولتمردانی است که مدعی بودند با نمایش قدرت نظامی می‌توانند ملت بزرگ ایران را به تسلیم وادارند، اما نتیجه آن جز انزوای دیپلماتیک، آسیب‌پذیری ناوگان‌های رزمی و در نهایت شکست سهمگین سیاسی در برابر دیدگان مردم خود نبوده است.
چراغ سبز برای قربانی کردن پیت هگست
دومین لایه این رویداد سیاسی که ماهیتی کاملاً عملیاتی و تاکتیکی در ساختار قدرت کاخ سفید دارد، جهت‌گیری هدفمند حملات ونس علیه ساختار نظامی و شخص «پیت هگست»، وزیر جنگ آمریکاست. هگست که به عنوان یکی از چهره‌های افراطی و نماد تفکر تهاجمی در حلقه اطرافیان دونالد ترامپ شناخته می‌شود، پیش از برگزاری انتخابات، سفرهای تبلیغاتی پرشماری را به ایالت‌های خاکستری و نوسانی تدارک دیده بود تا با تکیه بر شعارهای فریبنده و مانور بر سر توانمندی‌های صنایع تسلیحاتی، افکار عمومی را برای تداوم تقابل با ایران متقاعد سازد. اما ناتوانی ساختار تحت امر او در مهار اقتدار موشکی، پهپادی و دریایی ایران و مواجهه با دفاع غیرقابل‌نفوذ جبهه مقاومت، عملکرد پنتاگون را به یک رسوایی تمام‌عیار بدل کرد.
ونس با متهم ساختن صریح پرونده جنگ، نوک پیکان تمام سرزنش‌ها را به سمت ژنرال‌های پشت‌میزنشین و اتاق فرماندهی پنتاگون متمرکز کرده است. در فرهنگ سیاسی واشنگتن، چنین تقابل‌های آشکاری میان معاون رئیس‌جمهور و وزیر دفاع صرفاً یک تفاوت دیدگاه یا بگوومگوی درون‌تشکیلاتی تلقی نمی‌شود؛ بلکه کارشناسان ارشد مسائل امنیتی و بین‌المللی این گزاره‌ها را نوعی «کیش سیاسی» به هگست و چراغ سبز آشکار برای عزل، استیضاح یا استعفای اجباری او ارزیابی می‌کنند. کاخ سفید پس از این شکست تاریخی، ناگزیر است برای کاستن از شدت خشم عمومی و فرار از فشارهای روزافزون کنگره، مقصر اصلی را معرفی و قربانی کند. پیت هگست اکنون در خط مقدم این تسویه‌حساب قرار گرفته است؛ قربانی ناتوانی مفرط ارتش متجاوزی که روی صخره اراده ملت سرافراز ایران دچار شکست محاسباتی و فروپاشی عملیاتی شد.
گردش  آرای بدنه ماگا به سوی دموکرات‌ها
عمیق‌ترین، تکان‌دهنده‌ترین و استراتژیک‌ترین بخش از سخنان جی‌دی ونس، توصیف رفتار انتخاباتی حامیان هسته سخت ترامپ یا همان جنبش «ماگا» (Make America Great Again) است. نکته بسیار مهم این است که ونس گلایه نکرده که هواداران متعصب این جنبش دچار رخوت شده یا در خانه مانده و از رفتن به پای صندوق‌های رأی امتناع ورزیده‌اند؛ بلکه او با صراحتی تلخ به یک دگرگونی بنیادین اشاره می‌کند: «بسیاری از رأی‌دهندگان ماگا به نامزدهای دموکرات رأی دادند». این عبارت، پرده از عمیق‌ترین و بی‌سابقه‌ترین گسست ساختاری در میان پایگاه اجتماعی جمهوری‌خواهان برمی‌دارد.
جنبش ماگا همواره بر مبنای مخالفت با  «جنگ‌های بی‌پایان خارجی» و شعار اولویت دادن به رفاه درونی جامعه آمریکا و مرزهای ملی هویت یافته بود. دونالد ترامپ و همراهانش در گذشته با سوار شدن بر همین موج ضدجنگ و با حمله به ماجراجویی‌های رؤسای جمهور پیشین توانسته بودند آرای طبقه کارگر و متوسط را جلب کنند. اما ورود متناقض و فاجعه‌بار همان جریان به کارزار رویارویی مستقیم با جمهوری اسلامی ایران و ناتوانی در مدیریت پیامدهای خردکننده آن، پایگاه اجتماعی ماگا را به یک شوک و بحران هویتی کشاند.رأی‌دهنده‌ای که احساس کرد فریب شعارهای پوپولیستی را خورده و حاکمان جدید نیز همان مسیر مداخله‌جویی‌های پرهزینه را پی می‌گیرند، دست به انتخابی ساختارشکنانه زد: رأی تنبیهی به رقیب قسم‌خورده یعنی دموکرات‌ها. این چرخش معنادار و انتقال آرا، بیانگر عمق بی‌اعتمادی و فروپاشی انسجام درونی در اردوگاه جمهوری‌خواهان است؛ بحرانی که نشان می‌دهد پایگاه اجتماعی حاکمیت آمریکا تا چه اندازه از سیاست‌های ویرانگر و جنگ‌طلبانه به تنگ آمده است.
سرنوشت محتوم زورگویی در برابر صخره مقاومت
بیانات جی‌دی ونس نقطه عطفی در تاریخ معادلات سیاسی ایالات متحده پس از تحمیل جنگ به منطقه خواهد بود. حمله آشکار او به پیت هگست و ارتش، اعتراف به شکست راهبردی در برابر ایران و عیان ساختن ریزش بدنه سنتی جنبش ماگا به سوی دموکرات‌ها، نشان داد که قمار تقابل با جمهوری اسلامی ایران هزینه‌هایی بسیار فراتر از محاسبات سطحی سیاستمداران آمریکایی دارد. ایران مقتدر با اتکا به ایمان، ابتکار عمل دفاعی، جهاد تبیین و باور عمیق به نصرت الهی، دشمن مغرور را نه‌تنها در عرصه رزم سخت ناکام گذاشت، بلکه بحران‌های لاعلاج ناشی از این ناکامی را به عمق تصمیم‌گیری و ساختار قدرت واشنگتن تحمیل کرد. اعترافات ونس و کیش سیاسی او به هگست، طلیعه فروپاشی توهماتی است که سال‌ها بر ارکان سیاست خارجی آمریکا سایه افکنده بود؛ توهماتی که در برابر دیوار مستحکم اراده ملت بزرگ ایران، حاصلی جز سرافکندگی، تفرقه درونی و تسلیم در برابر حقیقت مقاومت نخواهد داشت.