نسخه Pdf

شماره خبر : 16780
منتشر شده در مورخ : سه شنبه 9 تیر 1405
ساعت : 19:56
صنعت جهانی  در میدان تنش‌های راهبردی

صنعت جهانی  در میدان تنش‌های راهبردی

محمد حسین چشم براه
تحلیلگر حوزه صنعت و اقتصاد
در دهه‌های اخیر، صنعت جهانی دیگر صرفاً در چارچوب منطق اقتصادی و بازارهای رقابتی تعریف نمی‌شود. تحولات ژئوپلیتیکی، رقابت قدرت‌های بزرگ و شکل‌گیری تنش‌های مزمن راهبردی میان کشورها به تدریج صنعت را نیز به یکی از میدان‌های اصلی رقابت و منازعه تبدیل کرده است. در چنین فضایی، بحران‌های صنعتی دیگر فقط نتیجه رکود اقتصادی یا ضعف مدیریتی نیستند، بلکه در بسیاری از موارد ریشه در تنش‌های سیاسی و راهبردی دارند که بر شبکه‌های تولید و تجارت جهانی سایه می‌اندازند.
تنش‌های راهبردی زمانی «مزمن» تلقی می‌شوند که رقابت یا بی‌اعتمادی میان کشورها  به وضعیتی پایدار و بلندمدت تبدیل شود. در چنین شرایطی، حتی در نبود جنگ مستقیم، سیاست‌های اقتصادی، فناوری و صنعتی کشورها به شدت تحت تأثیر رقابت‌های امنیتی قرار می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت، افزایش نااطمینانی در محیط اقتصاد جهانی است؛ نااطمینانی‌ای که می‌تواند تصمیم‌گیری در حوزه سرمایه‌گذاری صنعتی، توسعه فناوری و شکل‌گیری زنجیره‌های تولید را با اختلال مواجه کند.
یکی از نخستین حوزه‌هایی که از تنش‌های مزمن راهبردی تأثیر می‌پذیرد، زنجیره‌های تأمین جهانی است. در دهه‌های گذشته، شرکت‌ها و صنایع بزرگ تلاش کرده بودند با ایجاد شبکه‌های گسترده تولید در کشورهای مختلف، هزینه‌ها را کاهش داده و بهره‌وری را افزایش دهند. اما افزایش رقابت‌های ژئوپلیتیکی میان قدرت‌ها باعث شده است بسیاری از این زنجیره‌های تولید با خطر اختلال یا محدودیت مواجه شوند. تحریم‌های اقتصادی، محدودیت‌های تجاری، تعرفه‌های جدید و کنترل صادرات فناوری نمونه‌هایی از ابزارهایی هستند که می‌توانند این شبکه‌ها را دچار بی‌ثباتی کنند.
پیامد دیگر تنش‌های راهبردی، افزایش هزینه‌های تولید و سرمایه‌گذاری در بخش صنعت است. وقتی کشورها به دلیل نگرانی‌های امنیتی تلاش می‌کنند برخی صنایع حساس را به داخل مرزهای خود بازگردانند یا وابستگی به برخی تأمین‌کنندگان خارجی را کاهش دهند، هزینه‌های تولید افزایش می‌یابد. انتقال کارخانه‌ها، ایجاد ظرفیت‌های جدید داخلی و بازآرایی زنجیره‌های تأمین فرآیندی زمان‌بر و پرهزینه است که می‌تواند فشار مضاعفی بر بخش صنعت وارد کند.
همچنین رقابت‌های راهبردی میان قدرت‌های بزرگ در حوزه فناوری به یکی دیگر از عوامل بروز بحران‌های صنعتی تبدیل شده است. فناوری‌های پیشرفته مانند نیمه‌هادی‌ها، هوش مصنوعی، انرژی‌های نو و زیرساخت‌های دیجیتال اکنون علاوه بر اهمیت اقتصادی، دارای ابعاد امنیتی نیز تلقی می‌شوند. همین موضوع باعث شده است کشورها در برخی حوزه‌های فناورانه محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای برای انتقال فناوری، سرمایه‌گذاری مشترک یا صادرات تجهیزات پیشرفته اعمال کنند. چنین محدودیت‌هایی می‌تواند روند توسعه صنعتی در بسیاری از کشورها را کند یا حتی متوقف کند.
از سوی دیگر، تنش‌های مزمن راهبردی می‌توانند به شکل‌گیری بلوک‌های اقتصادی و صنعتی جدید منجر شوند. کشورها در واکنش به فشارهای سیاسی یا اقتصادی تلاش می‌کنند شبکه‌های همکاری صنعتی خود را با شرکای قابل اعتمادتر بازتعریف کنند. این روند اگرچه ممکن است در بلندمدت به شکل‌گیری نظم‌های اقتصادی جدید منجر شود، اما در کوتاه‌مدت با بی‌ثباتی، اختلال در تجارت و کاهش پیش‌بینی‌پذیری در محیط صنعتی همراه است.
در مجموع، تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که صنعت جهانی بیش از گذشته در معرض تأثیرات مستقیم تحولات ژئوپلیتیکی قرار گرفته است. در جهانی که رقابت‌های راهبردی به بخشی پایدار از روابط میان قدرت‌ها تبدیل شده، مدیریت ریسک‌های ژئوپلیتیکی به یکی از الزامات مهم سیاست‌گذاری صنعتی و تصمیم‌گیری اقتصادی تبدیل شده است. به همین دلیل، کشورها و شرکت‌ها ناگزیرند علاوه بر محاسبات اقتصادی، تحولات سیاسی و راهبردی را نیز به عنوان متغیری تعیین‌کننده در برنامه‌ریزی‌های صنعتی خود در نظر بگیرند.
 

دریافت همه صفحات
دانلود این صفحه
آرشیو