چوب و کاغذ؛ صنعتی کوچک با ظرفیت بزرگ
دکتر محمد جعفر فردحسینی
مدیرعامل شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران
در بسیاری از اقتصادهای صنعتی، زنجیره «چوب و کاغذ» صرفاً یک فعالیت سنتی جنگلداری تلقی نمیشود، بلکه بخشی از یک زنجیره بزرگ صنعتی و ارزشآفرین است که از کشاورزی و منابع طبیعی آغاز میشود و تا صنایع بستهبندی، نشر، بهداشت، ساختمان و حتی انرژیهای زیستی امتداد مییابد. در ایران نیز صنعت چوب و کاغذ میتواند نقشی فراتر از یک صنعت محدود ایفا کند و به یکی از صنایع پیشران اقتصاد ملی تبدیل شود؛ البته به شرط آنکه ظرفیتهای بالقوه آن بهدرستی فعال شوند.
بر اساس برآوردهای موجود، مصرف سالانه کاغذ و مقوا در ایران حدود ۳ تا ۳.۵ میلیون تن است، در حالی که تولید داخلی در سالهای اخیر معمولاً کمتر از ۱.۵ میلیون تن بوده است. به عبارت دیگر، بخش قابل توجهی از نیاز کشور از طریق واردات تأمین میشود. در برخی سالها ارزش واردات انواع کاغذ، مقوا و خمیرکاغذ بیش از یک میلیارد دلار برآورد شده است. این شکاف میان تولید و مصرف، در واقع نشاندهنده یک ظرفیت بزرگ برای توسعه تولید داخلی و کاهش وابستگی ارزی است.
از منظر اشتغال نیز این صنعت اهمیت قابل توجهی دارد. زنجیره صنعت چوب و کاغذ شامل فعالیتهایی مانند جنگلکاری صنعتی، تولید خمیرکاغذ، صنایع سلولزی، تولید MDF و نئوپان، بستهبندی، چاپ و نشر است. برآورد میشود که این زنجیره به طور مستقیم و غیرمستقیم دهها هزار فرصت شغلی در کشور ایجاد کرده باشد. توسعه این بخش، بهویژه در مناطق شمالی و غربی کشور و همچنین در اراضی مستعد زراعت چوب در برخی استان ها ، میتواند به ایجاد اشتغال پایدار در مناطق کمتر توسعهیافته کمک کند.
یکی از مزیتهای مهم این صنعت، پیوند گسترده آن با سایر بخشهای اقتصادی است. برای مثال، رشد تجارت الکترونیک و صنایع غذایی، تقاضا برای انواع بستهبندی کاغذی و مقوایی را بهشدت افزایش داده است. همچنین توسعه صنایع بهداشتی سلولزی مانند دستمال کاغذی، پوشک و محصولات مشابه، بازار بزرگی را در داخل کشور ایجاد کرده است. بنابراین هر واحد سرمایهگذاری در صنعت چوب و کاغذ، میتواند زنجیرهای از فعالیتهای صنعتی و خدماتی را فعال کند.
در سالهای اخیر توجه به زراعت چوب بهعنوان راهکاری برای تأمین پایدار مواد اولیه افزایش یافته است. ایران سالانه مقادیر زیادی چوب صنعتی نیاز دارد، در حالی که محدودیت برداشت از جنگلهای طبیعی، تأمین این نیاز را با چالش مواجه کرده است. توسعه زراعت چوب با گونههایی مانند صنوبر و اکالیپتوس میتواند ضمن حفظ منابع طبیعی، مواد اولیه صنایع چوب و کاغذ را نیز تأمین کند. برخی برنامههای ملی هدفگذاری کردهاند که سطح زراعت چوب کشور طی سالهای آینده به چند صد هزار هکتار برسد.
از منظر سیاست صنعتی، تبدیل صنعت چوب و کاغذ به یک صنعت پیشران نیازمند چند اقدام کلیدی است: سرمایهگذاری در فناوری تولید خمیرکاغذ، توسعه زراعت چوب، حمایت از بازیافت کاغذ و تکمیل زنجیره ارزش از جنگل تا محصول نهایی. همچنین بهبود بهرهوری انرژی و آب در واحدهای تولیدی میتواند رقابتپذیری این صنعت را در بازارهای منطقهای افزایش دهد.
در نهایت، صنعت چوب و کاغذ در ایران اگرچه امروز سهم محدودی در تولید صنعتی کشور دارد، اما به دلیل پیوندهای گسترده با بخشهای مختلف اقتصاد، ظرفیت آن را دارد که به یکی از موتورهای محرک تولید، اشتغال و کاهش وابستگی به واردات تبدیل شود. فعال شدن این ظرفیت، میتواند نمونهای موفق از تبدیل یک صنعت سنتی به یک پیشران نوین اقتصادی باشد.
