انرژی زمینگرمایی گنجینه خاموش انرژی ایران
مهدی خان میرزائی کارشناس حوزه انرژی
ایران بر گنجینهای تقریباً دستنخورده از منابع انرژی پایدار و نامتعارف تکیه زده است که میتواند آینده انرژی کشور را متحول سازد.نمونههای جهانی ثابت کردهاند که بهرهبرداری از این منابع نه تنها ممکن،بلکه بسیار سودآور و راهبردی است. درخشانترین این گنجها، انرژی زمینگرمایی است. ایران بر روی کمربند زمینشناسی آلپ-هیمالیا قرار دارد و مناطق آتشفشانی گستردهای همچون سبلان و دماوند، مخازنی عظیم از گرمای درونی زمین را پنهان کردهاند. پتانسیل فنی-اقتصادی تولید برق از این منبع تنها در چهار استان شمال غربی کشور حداقل ۳۲۰۰ مگاوات برآورد میشود. منطقه مشگینشهر به تنهایی نمادی از این ثروت است، جایی که دمای مخزن در عمق ۳۲۰۰ متری به ۲۴۵ درجه سانتیگراد میرسد. مزیت منحصر به فرد زمینگرمایی، تولید پایه و بدون وقفه برق است؛ برخلاف خورشید و باد، گرمای زمین همیشه حاضر است و این آن را به گزینهای ایدهآل برای تامین بار پایه شبکه تبدیل میکند.در مقیاس جهانی، کشورهای پیشرو از این منبع پایدار هم برای تولید برق و هم برای گرمایش استفاده میکنند. ایالات متحده آمریکا با تولید حدود ۱۹,۰۷۷ گیگاواتساعت در سال، پیشتاز جهانی است و مجتمع عظیم «گایزرز» در کالیفرنیا بزرگترین میدان زمینگرمایی جهان محسوب میشود. اندونزی با تولید ۱۵,۸۹۹ گیگاواتساعت در رتبه دوم قرار دارد و تخمین زده میشود حدود ۴۰ درصد از پتانسیل جهانی این منبع را در خود جای داده باشد. ترکیه به عنوان کشوری در همسایگی ایران، با تولید ۱۰,۷۹۳ گیگاواتساعت در رده سوم جای گرفته و ظرفیت نصب شده آن به حدود ۱,۶۹۱ مگاوات رسیده است. ایسلند نماد استفاده همهجانبه از این انرژی است، جایی که حدود ۳۰ درصد از برق و بیش از ۸۷ درصد از انرژی گرمایشی از زمینگرمایی تأمین میشود. نیوزیلند نیز حدود ۱۸ درصد برق خود را از این منبع تأمین میکند. کشورهایی مانند کنیا در آفریقا پیشتاز هستند و قصد دارند ظرفیت خود را تا سال ۲۰۳۰ به ۱.۶ گیگاوات برسانند، و ایتالیا به عنوان زادگاه فناوری تجاری زمینگرمایی، میزبان نیروگاه تاریخی لاردِرلو است که از سال ۱۹۰۴ فعال است. موفقیت این کشورها مرهون سرمایهگذاری بلندمدت و پشتیبانی سیاسی پایدار است. در ایران، با وجود پتانسیلی مشابه و حتی برتر، فقدان ارادهای استراتژیک و یک مدل مالی جذاب، اصلیترین مانع محسوب میشود.
در سوی دیگر جغرافیا، خطوط ساحلی طولانی ایران در خلیج فارس و دریای عمان، گنجینه دیگری از انرژیهای دریایی را نمایان میسازد. این حوزه متنوع و در حال توسعه شامل فناوریهای مختلفی برای بهرهبرداری از امواج، جزر و مد و جریانهای دریایی است. انرژی امواج و جریانهای پایدار دریایی، پتانسیلی شگفتانگیز و کمتر شناخته شده دارند. تراکم انرژی امواج در سواحل مکران و نزدیک تنگه هرمز به حدی است که با استانداردهای جهانی قابل رقابت است. پتانسیل کل انرژی امواج در سواحل جنوبی کشور را میتوان بالغ بر ۶۸۰۰ مگاوات تخمین زد. افزون بر این، جریانهای پایدار و قابل پیشبینی در تنگه هرمز فرصت استقرار توربینهای زیرآبی را فراهم میکنند. در عرصه جهانی، فرانسه با نیروگاه جزر و مدی «لارانس» با ظرفیت ۲۴۰ مگاوات که از سال ۱۹۶۶ فعال است، و کره جنوبی با نیروگاه «سیهوا» به ظرفیت ۲۶۰ مگاوات، ثابت کردهاند که این فناوری به بلوغ تجاری رسیده است. اسکاتلند به عنوان پیشرو جهانی در انرژی امواج و جزر و مد، پروژههایی مانند «میژن» را اجرا کرده و پرتغال نیز از پیشگامان آزمایش و نصب مبدلهای انرژی موج بوده است. پیشرفتهایی در انرژی جریانهای دریایی مانند پروژه «سیژن» درایرلند شمالی،و فناوری نوظهور تبدیل انرژی گرمایی اقیانوس در مناطقی مانند هاوایی، مرزهای این حوزه را جابهجا میکند. این کشورها ثابت کردهاند که با وجود هزینه اولیه بالا، قابلیت اطمینان و پایداری بینظیر این منابع، سرمایهگذاری را در بلندمدت کاملاً توجیه میکند. پتانسیل ایران در این حوزه، به ویژه برای تأمین انرژی پایدار جزایر و سواحل دورافتاده، بسیار قابل توجه و تاکنون عملاً مورد استفاده قرار نگرفته است.منبع سوم که به شدت مورد غفلت واقع شده،انرژی حاصل از زیستتوده است.
ایران با تولید سالانه میلیونها تن پسماند کشاورزی، ضایعات صنایع غذایی، زبالههای شهری و فضولات دامی، در واقع دارای معادلی از انرژی است که نه تنها هدر میرود، بلکه به معضلی زیستمحیطی تبدیل شده است. فناوری تبدیل این پسماندها به برق و گرما، که در بسیاری از کشورها به بلوغ رسیده، میتواند همزمان دو مشکل مدیریت پسماند و تامین انرژی را حل کند. این منبع متنوع، نقش مهمی در سبد انرژی تجدیدپذیر بسیاری از کشورها ایفا میکند به طوری که در سطح جهانی حدود ۱۴ درصد از انرژی اولیه و بیش از ۱۱ درصد از برق تجدیدپذیر را تأ مین مینماید.اتحادیه اروپا حدود ۶۴ درصد از انرژی تجدیدپذیر تولیدی خود را از منابع زیستتوده به دست میآورد وتقریباً تمامی انرژی حرارتی تجدیدپذیر آن ازاین منبع است. کشورهایی مانند آلمان و سوئد به طور گسترده از آن استفاده میکنند و ایالات متحده نیز سهم قابل توجهی (حدود ۵۸ درصد) از بازار تولید انرژی تجدیدپذیر خود را به زیستتوده اختصاص داده است. شرکتهای پیشرویی مانند «درکس گروپ» در بریتانیا که بزرگترین نیروگاه زیستتوده اروپا را اداره میکند، یا «اورمات تکنولوژیز» به عنوان یک غول جهانی در توسعه نیروگاههای زمینگرمایی، نشان میدهند که چگونه میتوان چالشها را به فرصتهای سودآور تبدیل کرد. چین نیز با برنامهای بلندپروازانه، میلیونها واحد زیستتوده را در مناطق روستایی خود راهاندازی کرده است.اما پرسش کلیدی این است که با وجود چنین پتانسیلهای خیرهکننده و شناختهشدهای، چرا این منابع درایران همچنان خاموش ماندهاند؟پاسخ را باید دردو حوزه فنی-اقتصادی و سیاستگذاری جست.هزینه سرمایهگذاری اولیه در این پروژهها، به ویژه در بخش زمینگرمایی و دریایی، بالا است. مشکل اصلی، افق کوتاهمدت در تصمیمگیری و محاسبات اقتصادی است. از سوی دیگر، ساختار معیوب قیمتگذاری انرژی در ایران که با یارانههای سنگین به سوختهای فسیلی همراه است، هرگونه محاسبه اقتصادی برای رقابت منابع پاک را با مشکل مواجه ساخته است. قیمت بسیار پایین برق و گاز، انگیزه سرمایهگذاری خصوصی را از بین برده است.علاوه براین،کمبود دانش فنی بومی در برخی حوزههای پیشرفته،وابستگی به خارج و ریسک پروژهها را افزایش میدهد.
الگوی موفقیت در کشورهای پیشرو نشان میدهد که توسعه این منابع فراتر از فناوری، نیازمند سیاستگذاری پایدار، مشارکت بخش خصوصی و نگاه بلندمدت است. راه برونرفت، در تجربه سایر کشورها آزموده شده است. طراحی مدلهای مالی جذاب و کمریسک، کلید اصلی است. بسیاری از کشورها از مکانیسمهایی مانند تضمین خرید برق با قیمت ثابت برای جذب سرمایهگذاری استفاده کردهاند. میتوان از سازوکار «تضمین خرید بلندمدت برق با نرخ ثابت» استفاده کرد، مدلی که در ترکیه به موفقیت منجر شد. مشارکت مردمی و خصوصی، از طریق مدلهایی مانند مالکیت تعاونی نیروگاهها، پذیرش اجتماعی را افزایش داده است. برای پروژههای دریایی نیز مشارکت شرکتهای بینالمللی دارای فناوری با مدلهایی همچون «ساخت، بهرهبرداری، انتقال» میتواند راهگشا باشد. تمرکز بر مزیت جغرافیایی منحصربهفرد، همانطور که ایسلند و کنیا روی زمینگرمایی و اسکاتلند روی انرژی دریایی متمرکز شدند، برای ایران نیز ضروری است. ایران با داشتن پتانسیلهای مشابه در مناطق آتشفشانی، سواحل طولانی و حجم عظیم پسماند میتواند از این تجربیات برای طراحی مدلهای بومی سرمایهگذاری و فناوری بهره ببرد.آینده انرژی ایران نمیتواند و نباید تنها بردوش منابع فسیلی استوار باشد.گذار به سمت سبد انرژی متنوع و پایدار یک ضرورت اجتنابناپذیر است. توسعه این منابع میتواند به تنوع بخشیدن به سبد انرژی،کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی،افزایش امنیت انرژی و حل معضلاتی مانند پسماند کمک کند. بیدار کردن این غولهای خفته نیازمند عزمی ملی، نگاهی بلندمدت و جسارتی نوآورانه در تدبیر و اجراست. ایران میتواند با انتخاب امروز خود،فردایی را بسازد که در آن نور پایدار گرمای زمین و نیروی بیوقفه دریاها، چراغ توسعه پایدارش را روشن نگه دارد.
