ترامپ چگونه آبروی زلنسکی را برد؟!
اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر اینکه «سرنوشت جنگ اوکراین را زلنسکی تعیین نمیکند و تا زمانی که من تأیید نکنم، او هیچ چیزی در چنته ندارد»، نه تنها یک اظهار نظر شخصی، بلکه یک بیانیه سیاسی-دیپلماتیک با تأثیرات عمیق بر ساختار اتحاد غرب و توازن قدرت در منطقه نبرد کنونی ( جنگ اوکراین ) است. این سخنان، که در آستانه دیدار احتمالی او با رئیس جمهور اوکراین مطرح شده، نقض آشکار قواعد متعارف دیپلماتیک محسوب می شود.
در ادبیات روابط بینالملل، حمایت از یک دولت مستقل در زمان جنگ معمولاً با احترام به صلاحیتهای رهبری آن دولت همراه است. اما ترامپ با این جمله، عملاً جایگاه زلنسکی را از یک رهبر ملی درگیر در نبرد بقا به یک «نماینده منطقهای» تقلیل داده است که اختیاراتش مستقیماً وابسته به تأیید واشنگتن است. این رویکرد، به ویژه در تقابل با طرح صلح 20 مادهای مطرح شده توسط کییف، نشان میدهد که هرگونه راهحل نهایی، بیش از آنکه محصول مذاکرات میدانی باشد، محصول محاسبات قدرت واشنگتن است.
برای اروپا و ناتو، این سخنان زنگ خطر بزرگی است. این اظهار نظر تأکید میکند که با بازگشت ترامپ به قدرت، حمایتهای جاری از اوکراین نه یک تعهد ایدئولوژیک یا مبتنی بر ثبات منطقهای، بلکه یک ابزار قابل معامله خواهد بود. این امر، اجماع شکلگرفته در میان متحدین اروپایی را تضعیف کرده و این پیام را مخابره میکند که آنها در صورت نبود حمایت قاطع آمریکا، باید برای سناریوهای انفرادی یا جمعی جدید آماده باشند.
از دید بازیگران اروپایی، این جمله مستقیماً به مسکو سیگنال میدهد که میتواند منتظر تزلزل در اراده غرب بماند. در طول جنگ، یکی از استراتژیهای اصلی روسیه فشار آوردن بر منابع انرژی و اراده سیاسی غرب بوده است. اظهاراتی از این دست، که در آن بزرگترین حامی اوکراین نفوذ رهبر آن را نفی میکند، به مسکو این اطمینان را میدهد که پایداری حمایتها در درازمدت تضمینشده نیست.
تحلیل این موضعگیری ترامپ، ما را به یاد استراتژیهای مشابهی از سوی آمریکا در کشورهای دیگر (همچون طرحهای تقسیمبندی قومیتی) می اندازد ؛ جایی که منافع کلان ژئوپلیتیکی بر حق حاکمیت ملی اولویت مییابد. در پرونده اوکراین نیز، ترامپ با زیر پا گذاشتن پروتکلهای دیپلماتیک، بر این نکته تأکید دارد که دولتهای وابسته به آمریکا، هرچقدر هم که در برابر متجاوز مقاومت کنند، نهایتاً مهرههایی در صفحه شطرنج واشنگتن باقی خواهند ماند.
در نهایت، این اظهارنظر ترامپ، نه فقط یک چالش برای زلنسکی، بلکه یک ارزیابی مجدد از جایگاه اوکراین در جهان آینده است؛ جایی که تحولات میدان نبرد ممکن است در اتاقهای بسته کاخ سفید به امتیاز تبدیل یا بیاعتبار شود. استقلال واقعی، نیازمند پذیرش و احترام متقابل بین متحدین است، چیزی که در روابط آمریکا و مهره های بازی آن وجود ندارد!
در ادبیات روابط بینالملل، حمایت از یک دولت مستقل در زمان جنگ معمولاً با احترام به صلاحیتهای رهبری آن دولت همراه است. اما ترامپ با این جمله، عملاً جایگاه زلنسکی را از یک رهبر ملی درگیر در نبرد بقا به یک «نماینده منطقهای» تقلیل داده است که اختیاراتش مستقیماً وابسته به تأیید واشنگتن است. این رویکرد، به ویژه در تقابل با طرح صلح 20 مادهای مطرح شده توسط کییف، نشان میدهد که هرگونه راهحل نهایی، بیش از آنکه محصول مذاکرات میدانی باشد، محصول محاسبات قدرت واشنگتن است.
برای اروپا و ناتو، این سخنان زنگ خطر بزرگی است. این اظهار نظر تأکید میکند که با بازگشت ترامپ به قدرت، حمایتهای جاری از اوکراین نه یک تعهد ایدئولوژیک یا مبتنی بر ثبات منطقهای، بلکه یک ابزار قابل معامله خواهد بود. این امر، اجماع شکلگرفته در میان متحدین اروپایی را تضعیف کرده و این پیام را مخابره میکند که آنها در صورت نبود حمایت قاطع آمریکا، باید برای سناریوهای انفرادی یا جمعی جدید آماده باشند.
از دید بازیگران اروپایی، این جمله مستقیماً به مسکو سیگنال میدهد که میتواند منتظر تزلزل در اراده غرب بماند. در طول جنگ، یکی از استراتژیهای اصلی روسیه فشار آوردن بر منابع انرژی و اراده سیاسی غرب بوده است. اظهاراتی از این دست، که در آن بزرگترین حامی اوکراین نفوذ رهبر آن را نفی میکند، به مسکو این اطمینان را میدهد که پایداری حمایتها در درازمدت تضمینشده نیست.
تحلیل این موضعگیری ترامپ، ما را به یاد استراتژیهای مشابهی از سوی آمریکا در کشورهای دیگر (همچون طرحهای تقسیمبندی قومیتی) می اندازد ؛ جایی که منافع کلان ژئوپلیتیکی بر حق حاکمیت ملی اولویت مییابد. در پرونده اوکراین نیز، ترامپ با زیر پا گذاشتن پروتکلهای دیپلماتیک، بر این نکته تأکید دارد که دولتهای وابسته به آمریکا، هرچقدر هم که در برابر متجاوز مقاومت کنند، نهایتاً مهرههایی در صفحه شطرنج واشنگتن باقی خواهند ماند.
در نهایت، این اظهارنظر ترامپ، نه فقط یک چالش برای زلنسکی، بلکه یک ارزیابی مجدد از جایگاه اوکراین در جهان آینده است؛ جایی که تحولات میدان نبرد ممکن است در اتاقهای بسته کاخ سفید به امتیاز تبدیل یا بیاعتبار شود. استقلال واقعی، نیازمند پذیرش و احترام متقابل بین متحدین است، چیزی که در روابط آمریکا و مهره های بازی آن وجود ندارد!
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



