رمز استیصال آمریکا در مقابل مقاومت عراق
هراس فزاینده آمریکا از مقاومت عراق، صرفا ناشی از تحرکات میدانی یا عملیاتهای مقطعی نیست؛ ریشه این نگرانی را باید در ضربهای عمیقتر به راهبردهای کلان واشنگتن در عراق و منطقه جستوجو کرد. مقاومت عراق برخلاف بسیاری از بازیگران، تنها به مقابله تاکتیکی با حضور نظامی آمریکا بسنده نکرده، بلکه مستقیما استراتژیهای بنیادین آمریکا را هدف قرار داده است؛ و این همان نقطهای است که واشنگتن را دچار اضطراب راهبردی کرده است.
یکی از مهمترین این استراتژیها، پروژه تجزیه عراق است؛ طرحی که سالهاست در محافل تصمیمساز آمریکایی دنبال میشود. جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا، از دههها پیش و حتی پیش از رسیدن به کاخ سفید، ایده فدرالیزهکردن عراق و در نهایت تقسیم این کشور به سه واحد مجزا،کردنشین، شیعهنشین و سنینشین،را بهصراحت مطرح کرده بود. این طرح، بهتدریج از یک ایده شخصی فراتر رفت و به الگویی ثابت در سیاست خارجی آمریکا در قبال عراق تبدیل شد؛ الگویی که هدف نهایی آن، تضعیف دولت مرکزی، شکستن انسجام ملی و مدیریت عراقِ چندپاره و وابسته بود.
در چنین شرایطی، مقاومت عراق در سطحی فراتر از واکنشهای روزمره، در برابر اصل تجزیه ایستاده است. تأکید بر وحدت سرزمینی، حفظ حاکمیت ملی و مخالفت با هرگونه پروژه قومیتی–مذهبی، مقاومت را به مانعی جدی در برابر این راهبرد آمریکایی تبدیل کرده است. این ایستادگی، نهتنها معادلات واشنگتن را برهم زده، بلکه نشان داده که عراق، برخلاف تصور آمریکا، کشوری بیدفاع در برابر مهندسی سیاسی خارجی نیست.در کنار این مقابله راهبردی، آمریکا در سطح تاکتیکی نیز با چالش جدی مواجه شده است. واشنگتن در سالهای اخیر تلاش کرده با بازتعریف داعش و تروریسم تکفیری، از این ابزار ناامنساز بهعنوان اهرمی برای فشار سیاسی و امنیتی در عراق استفاده کند؛ گاه با تغییر نام، گاه با جابهجایی جغرافیایی و گاه با ارائه روایتهای جدید رسانهای. هدف از این بازتعریف، ایجاد بیثباتی کنترلشده و توجیه تداوم حضور آمریکا در عراق است.
اما مقاومت عراق، این بازی خطرناک را نیز برهم زده است. رد قاطع هرگونه احیای داعش، افشای نقش آمریکا در مدیریت بحرانهای امنیتی و اتخاذ آرایش همزمان نظامی و سیاسی در برابر تروریسم تکفیری، اجازه نداده این سناریو به نتیجه برسد. به همین دلیل آمریکا نهتنها در تحقق اهداف امنیتی خود ناکام مانده، بلکه با افکار عمومی آگاهتر و مقاومت سازمانیافتهتری روبهرو شده است.جمعبندی آنکه هراس آمریکا از مقاومت عراق، هراسی تصادفی یا احساسی نیست؛ بلکه محصول شکست همزمان واشنگتن در دو سطح راهبردی و تاکتیکی است. مقاومت عراق با هدفگیری استراتژی تجزیه و خنثیسازی پروژههای امنیتی آمریکا، قواعد بازی را تغییر داده و نشان داده که دوران مدیریت یکجانبه عراق از بیرون، به پایان خود نزدیک شده است. همین واقعیت است که واشنگتن را نگران، عصبانی و سردرگم کرده است.
یکی از مهمترین این استراتژیها، پروژه تجزیه عراق است؛ طرحی که سالهاست در محافل تصمیمساز آمریکایی دنبال میشود. جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا، از دههها پیش و حتی پیش از رسیدن به کاخ سفید، ایده فدرالیزهکردن عراق و در نهایت تقسیم این کشور به سه واحد مجزا،کردنشین، شیعهنشین و سنینشین،را بهصراحت مطرح کرده بود. این طرح، بهتدریج از یک ایده شخصی فراتر رفت و به الگویی ثابت در سیاست خارجی آمریکا در قبال عراق تبدیل شد؛ الگویی که هدف نهایی آن، تضعیف دولت مرکزی، شکستن انسجام ملی و مدیریت عراقِ چندپاره و وابسته بود.
در چنین شرایطی، مقاومت عراق در سطحی فراتر از واکنشهای روزمره، در برابر اصل تجزیه ایستاده است. تأکید بر وحدت سرزمینی، حفظ حاکمیت ملی و مخالفت با هرگونه پروژه قومیتی–مذهبی، مقاومت را به مانعی جدی در برابر این راهبرد آمریکایی تبدیل کرده است. این ایستادگی، نهتنها معادلات واشنگتن را برهم زده، بلکه نشان داده که عراق، برخلاف تصور آمریکا، کشوری بیدفاع در برابر مهندسی سیاسی خارجی نیست.در کنار این مقابله راهبردی، آمریکا در سطح تاکتیکی نیز با چالش جدی مواجه شده است. واشنگتن در سالهای اخیر تلاش کرده با بازتعریف داعش و تروریسم تکفیری، از این ابزار ناامنساز بهعنوان اهرمی برای فشار سیاسی و امنیتی در عراق استفاده کند؛ گاه با تغییر نام، گاه با جابهجایی جغرافیایی و گاه با ارائه روایتهای جدید رسانهای. هدف از این بازتعریف، ایجاد بیثباتی کنترلشده و توجیه تداوم حضور آمریکا در عراق است.
اما مقاومت عراق، این بازی خطرناک را نیز برهم زده است. رد قاطع هرگونه احیای داعش، افشای نقش آمریکا در مدیریت بحرانهای امنیتی و اتخاذ آرایش همزمان نظامی و سیاسی در برابر تروریسم تکفیری، اجازه نداده این سناریو به نتیجه برسد. به همین دلیل آمریکا نهتنها در تحقق اهداف امنیتی خود ناکام مانده، بلکه با افکار عمومی آگاهتر و مقاومت سازمانیافتهتری روبهرو شده است.جمعبندی آنکه هراس آمریکا از مقاومت عراق، هراسی تصادفی یا احساسی نیست؛ بلکه محصول شکست همزمان واشنگتن در دو سطح راهبردی و تاکتیکی است. مقاومت عراق با هدفگیری استراتژی تجزیه و خنثیسازی پروژههای امنیتی آمریکا، قواعد بازی را تغییر داده و نشان داده که دوران مدیریت یکجانبه عراق از بیرون، به پایان خود نزدیک شده است. همین واقعیت است که واشنگتن را نگران، عصبانی و سردرگم کرده است.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



