راهنمای عملی انقلاب!
سید محمد بحرینیان
برای آنکه در ایام دهه فجر، توصیفی زمان مبنا و متناسب با شرایط روز از انقلاب اسلامی 57 بیان شود، بهتر است بر اساس قاعده «یعرف الاشیا باضدادها» بگوییم چه چیزی انقلاب نیست و استخدام واژه انقلاب، چه زمانی درست نیست:
یک. انقلاب، وارونگی حکومت به دست مردم است و از درون میجوشد، آنچه با دخالت مستقیم خارجی به دست میآید هرچه باشد نامش انقلاب نیست و طبعا نتیجه و حکومت ناشی از آن، نوعی از استعمار نو یا فرانو است. هیچ انقلاب مردمی با کمک خارجی به سرانجام نرسیده و اساسا هیچ گاه مردم و متجاوزین به میهن هم مسیر نمیشوند.
دو. انقلاب، رهبر یا رهبران شجاع و خطرپذیر میطلبد. اگر بنیانگذار انقلاب اسلامی تا واپسین روزهای پیش از انقلاب خارج از ایران میزیست، خواسته خودش نبود. او همیشه میخواست کنار مردمش باشد اما به دست حکومت جبار وقت تبعیدشده بود. اولین فرصتی هم که یافت به ایران بازگشت.
12 بهمن که امام خمینی (ره) با هواپیمای ایرفرانس وارد تهران شد، هیچ قطعیتی وجود نداشت که انقلاب به نتیجه میرسد و حکومت نظامی بر شهرهای ایران حاکم بود. تصاویر کاریکاتوری که این روزها از سوی رسانههای آمریکایی و صهیونی برای انقلاب در ایران ساخته میشود، از منظر سطح ابتذال مناسب انتشار در گعدههای خودشان است. تصور کنید یکی از سران خود خوانده اغتشاشات اخیر، سر سوزنی جرئت داشته باشد به ایران آمدن حتی فکر کند! این خاطره از امام راحل نقل است که همان سال 42، وقتی سحرگاه درب منزل خود بازداشت و با محافظان به تهران منتقل میشدم، بهجای آنکه من بترسم، زندانبانها به خود میلرزیدند. ایشان در یک خودروی بنز درحالیکه دو طرفشان مامور نشسته بود به تهران آورده شدند تا پسازآن تبعید شوند. امام میگفت حتی وقتی لرزش دستشان را دیدم، به مأمورانی که ظاهرا من در اسارت آنها بودم دلداری میدادم که نگران نباشند.
سه. انقلاب، معلم و متفکر میخواهد. مبانی انقلاب اسلامی را متفکرانی همچون رهبر معظم انقلاب، شهید مطهری و شهید بهشتی مینوشتند و سخنرانانی همچون دکتر شریعتی جوانان را به خروش میآوردند. این وضعیت را با انقلاب خود خوانده -بخوانید اغتشاش- اخیر مقایسه کنید. آن فوتبالیست کمسواد، آن رقاص موزیک ویدئوهای قدیمی، آن خواننده فحاش و هتاک، آن فردی که فاقد تعادل شخصیتی است و افرادی در همین تراز، بهاصطلاح سردمداران آن چیزی هستند که خود نام انقلاب را بر آن نهادهاند.
چهار. انقلاب، جهت فکری مشخص می خواهد، یا به تعبیری انقلابیون باید حول محور مفاهیم مشخصی گرد هم جمع شوند. انقلاب اسلامی مردم ما که این روزها چهل و هفتمین سالگرد آن را پشت سر می گذاریم، هدف مشخصی داشت و هواداران آن که اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران بودند می دانستند چه می خواهند. حتی در همان روزهای پیش از پیروزی، رهبر انقلاب و مردم به خوبی با سایر گروه های مدعی انقلاب که بعضا اسلامی یا مردمی نبودند، مرزبندی مشخص داشتند. این اغتشاش کور اخیر که انقلابش می خوانند، سر سوزنی وحدت فکر و انسجام رویه ندارد و به قول آن رسانه خارجی، ائتلاف متناقض و شکننده ای از تاجزاده تا شاهزاده است. دقیقا از همین روست که تناقضات بی شمار آن بیرون زده است. ظاهرا بخش عمده ای از جریان اخیر که در فضای مجازی پررنگ تر از واقعیت است، شعار آزادی سر می دهد، حال آن که بخش دیگر به دنبال بازگشت بازمانده سلطنت منقضی و مردود ایران است. شعارش رهایی است حال آن که از بدنام ترین و قلدرمآب ترین حاکم آمریکا آویزان است، می گوید جمهوری اسلامی، ایران را ویران کرده در حالی که خود از ارتش های خارجی دعوت به حمله و ویرانی کشورش می کند. جریان برانداز در تجمعاتش و در بهت ناظرین جهانی، پرچم خونخوارترین دستگاه تروریستی جهان یعنی رژیم صهیونیستی را بلند می کند و با این کار، خود را در تقریبا یک قرن قتل و غارت و تجاوز آن رژیم شریک می کند. این از لطایف الحیل روزگار است که دال مرکزی استدلال و مبنای جریان براندازی اخیر، حتی با عبارت "زن، زندگی، آزادی" هم در تضاد است. چرا که نفس وجود و تولد سرکرده این جریان، حاصل زن ستیز ترین و غیر
آزاد ترین قانون قرن اخیر است. بر اساس اصل سی و ششم متمم قانون اساسی مشروطه (قانون اساسی پادشاهی)، "سلطنت به شخص
اعلی حضرت شاهنشاه رضاشاه پهلوی تفویض شده و در اعقاب ذکور ایشان نسلا بعد نسل برقرار خواهد بود." جالب است بدانید محمدرضا سه همسر و از همسر اول دارای فرزند دختر بود اما چون همسر اول و دوم پسرزا نبودند و سلطنت احتیاج به فرزند ذکور داشت، هر دو همسر طلاق داده شدند تا پای همسر سومی به دربار باز شود که پسر می زاید! همین قدر زن ستیز و بی رحم! ممکن است تصور شود که این شرایط رسم آن زمان بوده حال آن که در همان دوران، بسیاری از چهره های معتبر و رجال، از جمله بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی از ابتدا تا با یک همسر زیسته و تا انتهای عمر شریف خود، به همان ازدواج و خانواده وفادار مانده اند.
برای آنکه در ایام دهه فجر، توصیفی زمان مبنا و متناسب با شرایط روز از انقلاب اسلامی 57 بیان شود، بهتر است بر اساس قاعده «یعرف الاشیا باضدادها» بگوییم چه چیزی انقلاب نیست و استخدام واژه انقلاب، چه زمانی درست نیست:
یک. انقلاب، وارونگی حکومت به دست مردم است و از درون میجوشد، آنچه با دخالت مستقیم خارجی به دست میآید هرچه باشد نامش انقلاب نیست و طبعا نتیجه و حکومت ناشی از آن، نوعی از استعمار نو یا فرانو است. هیچ انقلاب مردمی با کمک خارجی به سرانجام نرسیده و اساسا هیچ گاه مردم و متجاوزین به میهن هم مسیر نمیشوند.
دو. انقلاب، رهبر یا رهبران شجاع و خطرپذیر میطلبد. اگر بنیانگذار انقلاب اسلامی تا واپسین روزهای پیش از انقلاب خارج از ایران میزیست، خواسته خودش نبود. او همیشه میخواست کنار مردمش باشد اما به دست حکومت جبار وقت تبعیدشده بود. اولین فرصتی هم که یافت به ایران بازگشت.
12 بهمن که امام خمینی (ره) با هواپیمای ایرفرانس وارد تهران شد، هیچ قطعیتی وجود نداشت که انقلاب به نتیجه میرسد و حکومت نظامی بر شهرهای ایران حاکم بود. تصاویر کاریکاتوری که این روزها از سوی رسانههای آمریکایی و صهیونی برای انقلاب در ایران ساخته میشود، از منظر سطح ابتذال مناسب انتشار در گعدههای خودشان است. تصور کنید یکی از سران خود خوانده اغتشاشات اخیر، سر سوزنی جرئت داشته باشد به ایران آمدن حتی فکر کند! این خاطره از امام راحل نقل است که همان سال 42، وقتی سحرگاه درب منزل خود بازداشت و با محافظان به تهران منتقل میشدم، بهجای آنکه من بترسم، زندانبانها به خود میلرزیدند. ایشان در یک خودروی بنز درحالیکه دو طرفشان مامور نشسته بود به تهران آورده شدند تا پسازآن تبعید شوند. امام میگفت حتی وقتی لرزش دستشان را دیدم، به مأمورانی که ظاهرا من در اسارت آنها بودم دلداری میدادم که نگران نباشند.
سه. انقلاب، معلم و متفکر میخواهد. مبانی انقلاب اسلامی را متفکرانی همچون رهبر معظم انقلاب، شهید مطهری و شهید بهشتی مینوشتند و سخنرانانی همچون دکتر شریعتی جوانان را به خروش میآوردند. این وضعیت را با انقلاب خود خوانده -بخوانید اغتشاش- اخیر مقایسه کنید. آن فوتبالیست کمسواد، آن رقاص موزیک ویدئوهای قدیمی، آن خواننده فحاش و هتاک، آن فردی که فاقد تعادل شخصیتی است و افرادی در همین تراز، بهاصطلاح سردمداران آن چیزی هستند که خود نام انقلاب را بر آن نهادهاند.
چهار. انقلاب، جهت فکری مشخص می خواهد، یا به تعبیری انقلابیون باید حول محور مفاهیم مشخصی گرد هم جمع شوند. انقلاب اسلامی مردم ما که این روزها چهل و هفتمین سالگرد آن را پشت سر می گذاریم، هدف مشخصی داشت و هواداران آن که اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران بودند می دانستند چه می خواهند. حتی در همان روزهای پیش از پیروزی، رهبر انقلاب و مردم به خوبی با سایر گروه های مدعی انقلاب که بعضا اسلامی یا مردمی نبودند، مرزبندی مشخص داشتند. این اغتشاش کور اخیر که انقلابش می خوانند، سر سوزنی وحدت فکر و انسجام رویه ندارد و به قول آن رسانه خارجی، ائتلاف متناقض و شکننده ای از تاجزاده تا شاهزاده است. دقیقا از همین روست که تناقضات بی شمار آن بیرون زده است. ظاهرا بخش عمده ای از جریان اخیر که در فضای مجازی پررنگ تر از واقعیت است، شعار آزادی سر می دهد، حال آن که بخش دیگر به دنبال بازگشت بازمانده سلطنت منقضی و مردود ایران است. شعارش رهایی است حال آن که از بدنام ترین و قلدرمآب ترین حاکم آمریکا آویزان است، می گوید جمهوری اسلامی، ایران را ویران کرده در حالی که خود از ارتش های خارجی دعوت به حمله و ویرانی کشورش می کند. جریان برانداز در تجمعاتش و در بهت ناظرین جهانی، پرچم خونخوارترین دستگاه تروریستی جهان یعنی رژیم صهیونیستی را بلند می کند و با این کار، خود را در تقریبا یک قرن قتل و غارت و تجاوز آن رژیم شریک می کند. این از لطایف الحیل روزگار است که دال مرکزی استدلال و مبنای جریان براندازی اخیر، حتی با عبارت "زن، زندگی، آزادی" هم در تضاد است. چرا که نفس وجود و تولد سرکرده این جریان، حاصل زن ستیز ترین و غیر
آزاد ترین قانون قرن اخیر است. بر اساس اصل سی و ششم متمم قانون اساسی مشروطه (قانون اساسی پادشاهی)، "سلطنت به شخص
اعلی حضرت شاهنشاه رضاشاه پهلوی تفویض شده و در اعقاب ذکور ایشان نسلا بعد نسل برقرار خواهد بود." جالب است بدانید محمدرضا سه همسر و از همسر اول دارای فرزند دختر بود اما چون همسر اول و دوم پسرزا نبودند و سلطنت احتیاج به فرزند ذکور داشت، هر دو همسر طلاق داده شدند تا پای همسر سومی به دربار باز شود که پسر می زاید! همین قدر زن ستیز و بی رحم! ممکن است تصور شود که این شرایط رسم آن زمان بوده حال آن که در همان دوران، بسیاری از چهره های معتبر و رجال، از جمله بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی از ابتدا تا با یک همسر زیسته و تا انتهای عمر شریف خود، به همان ازدواج و خانواده وفادار مانده اند.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
غنیسازی خط قرمز ایران است و متوقف نخواهد شد
-
ایران همزمان پرچمدار صلح و آماده دفاع است
-
مذاکره در سایه اقتدار
-
راهنمای عملی انقلاب!
-
صهیونیستها سالهاست به خاک لبنان طمع دارند
-
رمز استیصال آمریکا در مقابل مقاومت عراق
-
نقش مخرب پاریس در مذاکرات مسقط
-
از اسکورت یوسف تا بادیگارد ابراهیم
-
بیمارستانها و مسئله مدیریت پسماند
-
لزوم حمایت حقیقی از بخش صنعت و تولید



