گرههای کور مذاکرات در یک نگاه
ترامپ چارهای جز عقبنشینی ندارد
حنیف غفاری
با گذشت بیش از دو هفته از مذاکرات اسلام آباد، هنوز گره های کور زیادی در این عرصه باقی مانده که به سادگی قابل باز شدن نیست! در توصیف و تشریح اختلافات جاری میان تهران و واشنگتن، همین بس که اکثر اختلافات مطروحه دارای جنس راهبردی-استراتژیک بوده و نمی توان از آن به مثابه یک اختلاف روبنایی و تاکتیکی یاد کرد! به عبارت بهتر، ساده سازی صحنه مذاکرات و طبیعی قلمداد کردن اختلافات موجود، آدرس غلطی است که نباید اسیر آن ( چه در بین افکار عمومی و چه در بین خواص) گردید.
بر اساس دادهها و گزارشهای منتشرشده از روند تحولات دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده، بهویژه در قالب «طرح 9مادهایِ آمریکا» و «پیشنهاد 14بندیِ ایران»، میتوان یک تصویر کلی از وضعیت فعلیِ میدان دیپلماسی را ترسیم کرد. مروری بر اختلافاتی که همچنان بین طرفین وجود دارد، در نوع خود قابل تامل است.اختلاف بر سر نحوه پایان جنگ، نحوه رفع تحریمهای ضدایرانی، برنامه هسته ای ایران، وضعیت جدید ایجاد شده در تنگه هرمز و حمایت ایران از گروههای مقاومت در منطقه، مواردی هستند که کشورمان در خصوص آنها با طرف آمریکایی اختلافات مبنایی و عمده ای دارد.
نحوه پایان دادن به جنگ
جمهوری اسلامی ایران از آمریکا بابت پایان دادن به جنگ "تضمین"می خواهد.به عبارت بهتر، واشنگتن نه تنها این تضمین را باید از جانب خود، بلکه از جانب رژیم متوحش صهیونیستی ارائه دهد. در این میان، واشنگتن تلاش می کند به "رویکرد تعهد محور"در این خصوص اکتفا کند! میان رویکرد تعهد محور و تضمین محور در این خصوص تفاوتی اساسی وجود دارد. تعهدات آمریکا به سادگی قابل نقض است و حتی نگارش آن در یک سند توافق ( حتی اگر به تایید سازمان ملل متحد نیز برسد) ضمانت اجرایی نخواهد داشت. این مسئله در جریان مذاکرات هسته ای سال 2015 که منتج به تنظیم سند برجام و قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد شد نیز قابل مشاهده بود. آمریکا به عنوان بازیگری متجاوز که در طول یکسال اخیر دو بار با همراهی رژیم صهیونیستی به سرزمین ما حمله کرده است، قطعا باید در این خصوص تضمینهایی را بپذیرد که هزینه هرگونه حماقت مجدد از سوی واشنگتن و تل آویو را شدیدا افزایش دهد. ترسیم این تضامین و کارکرد آنها، بر عهده جمهوری اسلامی ایران است. به عبارت بهتر،کشورمان کاملا محق است که تعهدات مکتوب آمریکا را در این خصوص نپذیرد و در مقابل، تضامین مدنظر خود را به طرف آمریکایی دیکته کند.
نحوه رفع تحریمها
چنانچه ریچارد نفیو معمار تحریمهای ضد ایرانی در آمریکا اخیرا اعلام کرده است، واشنگتن باید کاری کند که حتی اگر توافقی با ایران حاصل شود، ساختار تحریمها علیه کشورمان باقی بماند و در عمل، گامی در راستای رفع تحریمهای اولیه و ثانویه برداشته نشود. این همان رویکرد کلانی است که در سیاست خارجی آمریکا( فارغ از اینکه دموکراتها یا جمهوریخواهان سرکار باشند) ، تثبیت شده است. در این میان، مقامات آمریکایی تلاش می کنند رفع تحریمها را فرآیندی چندلایه، پیچیده و حتی در مواردی ناممکن تلقی کنند! به عنوان مثال، آنها رفع برخی قوانین ضد ایرانی و تحریمی مانند کاتسا و آیسا را در گروی تایید مجلس سنا می دانند و در نهایت، مدعی خواهند شد که امکان موافقت سنا با این مسئله وجود ندارد! در دوران ریاست جمهوری اوباما این تجربه به صورتی عینی برای ایران به اثبات رسید. مکانیسم عملیاتی رفع تحریمها نیز به مانند ارائه تضامین پایان جنگ، باید از سوی جمهوری اسلامی ایران به طرف مقابل دیکته شود و تعهد واشنگتن برای رفع تحریمها، قطعا اصالت و موضوعیتی برای ما نخواهد داشت. این مسئله در قبال آزادی دارایی های بلوکه شده ایران نیز صدق می کند. مقامات آمریکایی در جریان برگزاری مذاکرات اسلام آباد، مدعی شدند که این روند( آزادسازی دارایی های بلوکه شده ) دارای مقدمات و پیش شرطها و لایه های بوروکراتیک و اجرایی پیچیده ایست که باید جملگی مورد توجه قرار گیرد! پیچیده سازی این روند، تاکتیکی است که واشنگتن در صحنه مذاکرات قبلا به کار گرفته و اکنون نیز بر روی آن اصرار می ورزد.
وضعیت برنامه هسته ای ایران
بدیهی است که جمهوری اسلامی ایران قصدی برای مذاکره در خصوص مسئله هسته ای خود ندارد. وقوع دو جنگ اخیر ( جنگ 12 روزه و جنگ رمضان)، ماهیت و دستور کار مذاکرات را تغییر داده و متعاقبا، موضوع فعالیتهای هسته ای ایران را از دستور کار تیم مذاکره کننده کشورمان خارج ساخته است. ایران به درستی، طرح موضوعاتی مانند پایان دادن واقعی به جنگ و رفع عملیاتی تحریمها را نسبت به مسئله هسته ای ارجح می داند. با این حال واشنگتن اصرار دارد که مسئله هسته ای باید در ابتدا ! مورد طرح و بررسی قرار گیرد.در این خصوص نیز آمریکایی ها بر "غنی سازی صفر درصدی"و " انتقال اورانیوم انباشته شده و غنی سازی شده به خارج از کشور"تمرکز دارند. دو مولفه ای که هیچ یک مورد پذیرش جمهوری اسلامی ایران نیست. غنی سازی به مثابه حق ذاتی ( و نه اکتسابی) برای کشورمان محسوب می شود و تفاسیر ارائه شده از ماده 4 اساسنامه ان پی تی نیز همین موضوع را تایید می کند.در خصوص انتقال ذخایر اورانیوم غنی شده نیز اساسا ایران خروج این مواد از کشور را نپذیرفته و در آینده نیز نخواهد پذیرفت.
نظم جدید منطقه ای در تنگه هرمز
پس از برگزاری مذاکرات اسلام آباد، شاهد اجرای یک بازی ناشیانه از سوی واشنگتن در خلیج فارس بودیم. مقامات آمریکایی با کلید زدن آنچه محاصره دریایی ایران خواندند، تلاش کردند تا ایران را وادار به بازگشایی یکطرفه تنگه هرمز و متعاقبا، بازگشت آن به وضعیت گذشته( قبل از جنگ ) نمایند. با این حال چنانچه رهبر معظم انقلاب نیز تاکید فرموده اند، قطعا شاهد ایجاد و تثبیت یک نظام جدید در اداره تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی ایران خواهیم بود و وضعیت تنگه، به قبل از جنگ باز نخواهد گشت. واشنگتن تصور می کرد می تواند در ازای محاصره دریایی ایران، بازگشایی کامل تنگه هرمز( آن هم بدون پذیرش نظم جدید) را تضمین کند اما اکنون متوجه خبط محاسباتی و راهبردی خود در این خصوص گردیده است. ایران بر لزوم شکل گیری نظم جدید تاکید دارد و عدول از آن را نمی پذیرد.
حمایت ایران از گروههای مقاومت
"وحدت ساحات"در حوزه سیاست خارجی و منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تبدیل به یک رویکرد "راهبردی-گفتمانی"شده که تحت هیچ شرایطی قابل تغییر نیست. واشنگتن در پیامهایی که به تهران و از طریق واسطه ها ارسال کرده، خواستار تغییر این راهبرد کلان و دفرمه سازی سیاست منطقه ای ایران در حمایت از گروههای مقاومت شده است! بدیهی است که حتی طرح این مسئله در مذاکرات برای جمهوری اسلامی ایران قابل قبول نیست، چه رسد به آنکه در قبال آن به یک توافق یا حتی تفاهم اولیه تن دهد! معماری منظومه مقاومت در منطقه نه تنها متوقف نخواهد شد، بلکه در سایه هم افزایی ایران و گروههای مقاومت گسترش خواهد یافت.
اختلافات اساسی
همان گونه که مشاهده می شود، اختلافات و موانع موجود، بسیار جدی و غیرقابل گذشت هستند! در قبال اکثریت قریب به اتفاق این اختلافات، نمی توان راهکاری میانی یا یک "راه سوم"را ترسیم کرد. با توجه به خطوط قرمزی که در حوزه سیاست خارجی کشورمان وجود دارد، قطعا تنها راه ممکن در این خصوص، امتناع و عدول آمریکا از مطالبات وقیحانه خود در مذاکرات خواهد بود و راهکار دیگری قابل تصور نیست. در این معادله، ایران بر روی تضامین اصرار دارد و آمریکا از ارائه این تضامین گریزان است. ترامپ و مقامات دولت او اگر واقعا به دنبال راهکاری برای خروج از بن بست خودساخته واشنگتن هستند ، چاره ای جز عقب نشینی از ادعاها و مطالبات متوهمانه خود در مذاکرات نخواهند داشت.زمان به سرعت به ضرر واشنگتن در حال از دست رفتن است و قطعا صبر راهبردی ایران نیز در این خصوص نامحدود نخواهد بود. رجزخوانی ها و لفاظی های ترامپ در خصوص شرایط موجود و تلاش برای تصویرسازی معکوس از صحنه نبرد و آتش بس، صرفا بر شدت و حدت استیصال واشنگتن در تقابل با تهران خواهد افزود و فایده دیگری به حال آمریکای شکست خورده در جنگ با کشورمان نخواهد داشت.
با گذشت بیش از دو هفته از مذاکرات اسلام آباد، هنوز گره های کور زیادی در این عرصه باقی مانده که به سادگی قابل باز شدن نیست! در توصیف و تشریح اختلافات جاری میان تهران و واشنگتن، همین بس که اکثر اختلافات مطروحه دارای جنس راهبردی-استراتژیک بوده و نمی توان از آن به مثابه یک اختلاف روبنایی و تاکتیکی یاد کرد! به عبارت بهتر، ساده سازی صحنه مذاکرات و طبیعی قلمداد کردن اختلافات موجود، آدرس غلطی است که نباید اسیر آن ( چه در بین افکار عمومی و چه در بین خواص) گردید.
بر اساس دادهها و گزارشهای منتشرشده از روند تحولات دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده، بهویژه در قالب «طرح 9مادهایِ آمریکا» و «پیشنهاد 14بندیِ ایران»، میتوان یک تصویر کلی از وضعیت فعلیِ میدان دیپلماسی را ترسیم کرد. مروری بر اختلافاتی که همچنان بین طرفین وجود دارد، در نوع خود قابل تامل است.اختلاف بر سر نحوه پایان جنگ، نحوه رفع تحریمهای ضدایرانی، برنامه هسته ای ایران، وضعیت جدید ایجاد شده در تنگه هرمز و حمایت ایران از گروههای مقاومت در منطقه، مواردی هستند که کشورمان در خصوص آنها با طرف آمریکایی اختلافات مبنایی و عمده ای دارد.
نحوه پایان دادن به جنگ
جمهوری اسلامی ایران از آمریکا بابت پایان دادن به جنگ "تضمین"می خواهد.به عبارت بهتر، واشنگتن نه تنها این تضمین را باید از جانب خود، بلکه از جانب رژیم متوحش صهیونیستی ارائه دهد. در این میان، واشنگتن تلاش می کند به "رویکرد تعهد محور"در این خصوص اکتفا کند! میان رویکرد تعهد محور و تضمین محور در این خصوص تفاوتی اساسی وجود دارد. تعهدات آمریکا به سادگی قابل نقض است و حتی نگارش آن در یک سند توافق ( حتی اگر به تایید سازمان ملل متحد نیز برسد) ضمانت اجرایی نخواهد داشت. این مسئله در جریان مذاکرات هسته ای سال 2015 که منتج به تنظیم سند برجام و قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد شد نیز قابل مشاهده بود. آمریکا به عنوان بازیگری متجاوز که در طول یکسال اخیر دو بار با همراهی رژیم صهیونیستی به سرزمین ما حمله کرده است، قطعا باید در این خصوص تضمینهایی را بپذیرد که هزینه هرگونه حماقت مجدد از سوی واشنگتن و تل آویو را شدیدا افزایش دهد. ترسیم این تضامین و کارکرد آنها، بر عهده جمهوری اسلامی ایران است. به عبارت بهتر،کشورمان کاملا محق است که تعهدات مکتوب آمریکا را در این خصوص نپذیرد و در مقابل، تضامین مدنظر خود را به طرف آمریکایی دیکته کند.
نحوه رفع تحریمها
چنانچه ریچارد نفیو معمار تحریمهای ضد ایرانی در آمریکا اخیرا اعلام کرده است، واشنگتن باید کاری کند که حتی اگر توافقی با ایران حاصل شود، ساختار تحریمها علیه کشورمان باقی بماند و در عمل، گامی در راستای رفع تحریمهای اولیه و ثانویه برداشته نشود. این همان رویکرد کلانی است که در سیاست خارجی آمریکا( فارغ از اینکه دموکراتها یا جمهوریخواهان سرکار باشند) ، تثبیت شده است. در این میان، مقامات آمریکایی تلاش می کنند رفع تحریمها را فرآیندی چندلایه، پیچیده و حتی در مواردی ناممکن تلقی کنند! به عنوان مثال، آنها رفع برخی قوانین ضد ایرانی و تحریمی مانند کاتسا و آیسا را در گروی تایید مجلس سنا می دانند و در نهایت، مدعی خواهند شد که امکان موافقت سنا با این مسئله وجود ندارد! در دوران ریاست جمهوری اوباما این تجربه به صورتی عینی برای ایران به اثبات رسید. مکانیسم عملیاتی رفع تحریمها نیز به مانند ارائه تضامین پایان جنگ، باید از سوی جمهوری اسلامی ایران به طرف مقابل دیکته شود و تعهد واشنگتن برای رفع تحریمها، قطعا اصالت و موضوعیتی برای ما نخواهد داشت. این مسئله در قبال آزادی دارایی های بلوکه شده ایران نیز صدق می کند. مقامات آمریکایی در جریان برگزاری مذاکرات اسلام آباد، مدعی شدند که این روند( آزادسازی دارایی های بلوکه شده ) دارای مقدمات و پیش شرطها و لایه های بوروکراتیک و اجرایی پیچیده ایست که باید جملگی مورد توجه قرار گیرد! پیچیده سازی این روند، تاکتیکی است که واشنگتن در صحنه مذاکرات قبلا به کار گرفته و اکنون نیز بر روی آن اصرار می ورزد.
وضعیت برنامه هسته ای ایران
بدیهی است که جمهوری اسلامی ایران قصدی برای مذاکره در خصوص مسئله هسته ای خود ندارد. وقوع دو جنگ اخیر ( جنگ 12 روزه و جنگ رمضان)، ماهیت و دستور کار مذاکرات را تغییر داده و متعاقبا، موضوع فعالیتهای هسته ای ایران را از دستور کار تیم مذاکره کننده کشورمان خارج ساخته است. ایران به درستی، طرح موضوعاتی مانند پایان دادن واقعی به جنگ و رفع عملیاتی تحریمها را نسبت به مسئله هسته ای ارجح می داند. با این حال واشنگتن اصرار دارد که مسئله هسته ای باید در ابتدا ! مورد طرح و بررسی قرار گیرد.در این خصوص نیز آمریکایی ها بر "غنی سازی صفر درصدی"و " انتقال اورانیوم انباشته شده و غنی سازی شده به خارج از کشور"تمرکز دارند. دو مولفه ای که هیچ یک مورد پذیرش جمهوری اسلامی ایران نیست. غنی سازی به مثابه حق ذاتی ( و نه اکتسابی) برای کشورمان محسوب می شود و تفاسیر ارائه شده از ماده 4 اساسنامه ان پی تی نیز همین موضوع را تایید می کند.در خصوص انتقال ذخایر اورانیوم غنی شده نیز اساسا ایران خروج این مواد از کشور را نپذیرفته و در آینده نیز نخواهد پذیرفت.
نظم جدید منطقه ای در تنگه هرمز
پس از برگزاری مذاکرات اسلام آباد، شاهد اجرای یک بازی ناشیانه از سوی واشنگتن در خلیج فارس بودیم. مقامات آمریکایی با کلید زدن آنچه محاصره دریایی ایران خواندند، تلاش کردند تا ایران را وادار به بازگشایی یکطرفه تنگه هرمز و متعاقبا، بازگشت آن به وضعیت گذشته( قبل از جنگ ) نمایند. با این حال چنانچه رهبر معظم انقلاب نیز تاکید فرموده اند، قطعا شاهد ایجاد و تثبیت یک نظام جدید در اداره تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی ایران خواهیم بود و وضعیت تنگه، به قبل از جنگ باز نخواهد گشت. واشنگتن تصور می کرد می تواند در ازای محاصره دریایی ایران، بازگشایی کامل تنگه هرمز( آن هم بدون پذیرش نظم جدید) را تضمین کند اما اکنون متوجه خبط محاسباتی و راهبردی خود در این خصوص گردیده است. ایران بر لزوم شکل گیری نظم جدید تاکید دارد و عدول از آن را نمی پذیرد.
حمایت ایران از گروههای مقاومت
"وحدت ساحات"در حوزه سیاست خارجی و منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تبدیل به یک رویکرد "راهبردی-گفتمانی"شده که تحت هیچ شرایطی قابل تغییر نیست. واشنگتن در پیامهایی که به تهران و از طریق واسطه ها ارسال کرده، خواستار تغییر این راهبرد کلان و دفرمه سازی سیاست منطقه ای ایران در حمایت از گروههای مقاومت شده است! بدیهی است که حتی طرح این مسئله در مذاکرات برای جمهوری اسلامی ایران قابل قبول نیست، چه رسد به آنکه در قبال آن به یک توافق یا حتی تفاهم اولیه تن دهد! معماری منظومه مقاومت در منطقه نه تنها متوقف نخواهد شد، بلکه در سایه هم افزایی ایران و گروههای مقاومت گسترش خواهد یافت.
اختلافات اساسی
همان گونه که مشاهده می شود، اختلافات و موانع موجود، بسیار جدی و غیرقابل گذشت هستند! در قبال اکثریت قریب به اتفاق این اختلافات، نمی توان راهکاری میانی یا یک "راه سوم"را ترسیم کرد. با توجه به خطوط قرمزی که در حوزه سیاست خارجی کشورمان وجود دارد، قطعا تنها راه ممکن در این خصوص، امتناع و عدول آمریکا از مطالبات وقیحانه خود در مذاکرات خواهد بود و راهکار دیگری قابل تصور نیست. در این معادله، ایران بر روی تضامین اصرار دارد و آمریکا از ارائه این تضامین گریزان است. ترامپ و مقامات دولت او اگر واقعا به دنبال راهکاری برای خروج از بن بست خودساخته واشنگتن هستند ، چاره ای جز عقب نشینی از ادعاها و مطالبات متوهمانه خود در مذاکرات نخواهند داشت.زمان به سرعت به ضرر واشنگتن در حال از دست رفتن است و قطعا صبر راهبردی ایران نیز در این خصوص نامحدود نخواهد بود. رجزخوانی ها و لفاظی های ترامپ در خصوص شرایط موجود و تلاش برای تصویرسازی معکوس از صحنه نبرد و آتش بس، صرفا بر شدت و حدت استیصال واشنگتن در تقابل با تهران خواهد افزود و فایده دیگری به حال آمریکای شکست خورده در جنگ با کشورمان نخواهد داشت.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



