نسخه Pdf

تاملی بر رویکرد روسیه  در جنگ رمضان

زهرا مهران‌راد
 کارشناس بین الملل
 جنگ رمضان شاید شاقولی تاریخی باشد برای خیلی از اتفاقات و مناسبات داخلی و خارجی، و باور پذیری توانی که حتی خود ما بعضا از آن تحت عنوان ادعای جمهوری‌اسلامی یاد می‌کردیم و این خون رهبرشهید انقلاب بود که مُهری شد  بر سند توان داخلی و اقتدار نیروهای نظامی این مرز وبوم، شاید قبل‌تر اگر سخن از جنگی با محوریت حمله آمریکا به عنوان کشوری که  بزرگترین ارتش  جهان را در اختیار دارد، به میان می‌آمد، همه در سودای نقش آفرینی بلوک شرق با مرکزیت روسیه بودند که نقش قیم ایران را ایفا کند، اما جنگ رمضان نشان داد که اقتدار ایران عزیز نه در یَد قدرت شرق و غرب است و نه در نگاه به دست ابرقدرت‌های پوشالی، بلکه  ریشه در جسارت و شجاعت و ایمان و توکل و توان داخلی مردانِ مرد و شاگردانِ مخلص مکتب خمینی و خامنه‌ای شهید دارد.
اما در این بین سوالی که شاید این روزها بیشتر خودنمایی می کند،  پرسش از نقش روسیه در معادلات منطقه و به‌طور اخص حمله دو قدرت به ظاهر بزرگ نظامی جهان به ایران است.
به اعتقاد تحلیلگران عرصه بین‌الملل شاید مهم‌ترین دلیل جای خالی روسها و عامل بازدارنده آنها در مداخلات نظامی اخیر، مفهوم «جنگ دو جبهه ای» و محدودیت های مبتنی بر قدرت ملی باشد.یک جنگ فرسایشی در اوکراین، بخش عمده‌ای از بودجه دفاعی، زنجیره تأمین لجستیکی و توان نیروی انسانی روسیه را به خود اختصاص داده است.از منظر واقع‌گرایی تهاجمی، گشایش یک جبهه جدید در خاورمیانه به موازات اوکراین در برابر ائتلافی با برتری هوایی – دریایی (آمریکا و اسرائیل)، یک عمل «غیرمنطقی» محسوب می‌شد. درک مسکو در این شرایط این بود که اولویت در کیف است، نه در تهران
از دیگر سوی با توجه به تغییرات سیاسی در واشنگتن (روی کار آمدن دولت ترامپ) و احتمال میانجیگری آمریکا در بحران اوکراین، مسکو از تبدیل شدن به یک طرف درگیر در خاورمیانه برای حفظ فضای مانور دیپلماتیک در اروپا اجتناب کرد.رفتار روسیه را نمی‌توان صرفاً با متغیر قدرت توضیح داد، روسیه در سال‌های اخیر، اسرائیل را نه به عنوان یک متحد ایدئولوژیک، بلکه به عنوان یک بازیگر عمل‌گرایانه برای مدیریت موازنه‌های منطقه‌ای (به ویژه برای محدود کردن نفوذ ترکیه و گروه‌های مورد حمایتش) به رسمیت شناخته است.
از این منظر مداخله مستقیم به نفع ایران، این تعادل ظریف را بر هم می‌زد و تل‌آویو را به یک تهدید مستقیم برای منافع روسیه در محیط منطقه‌ای تبدیل می‌کرد.مسکو می‌داند که در یک جنگ چندبعدی و شبکه‌ای، کنترل شدت درگیری تقریباً غیرممکن است. از سوی دیگر، فروپاشی نظام سوریه و کاهش ظرفیت لجستیکی – نظامی روسیه در شرق مدیترانه، عملاً ابزارهای فیزیکی مسکو برای انتقال قدرت به جبهه ایران را محدود می ساخت.
به نظر می رسد موضع روسیه در جنگ علیه ایران، تبلور رویکرد محتاطانه در عرصه روابط بین‌الملل است. مسکو با اتخاذ این رویکرد که شراکت استراتژیک، هم‌سویی منافع نیست و نباید با اتحاد نظامی اشتباه گرفته شود روابط خود را در قالب خط چین استراتژیک حفظ کرد!روسیه با محکومیت دیپلماتیک حمله، از اصول نظم بین‌المللی دفاع کرده، اما با خودداری از مداخله میدانی، از افتادن در تله‌ی تضاد منافع بین اولویت‌های اوکراین، مناسبات با آمریکا و موازنه‌های خاورمیانه اجتناب کرد.در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که در آنالیز رفتار قدرت‌ها، ظرفیت‌های مادی و محدودیت‌های ساختاری، همواره بر تعهدات ایدئولوژیک و بیانیه‌های سیاسی برتری دارند.
تاملی بر رویکرد روسیه  در جنگ رمضان