نسخه Pdf

شکست اروپا در جنگ ترکیبی علیه ایران 

گفتاردرمانی به سبک مکرون! 

حنیف غفاری
امانوئل مکرون در سال 2017 میلادی توانست در انتخابات سراسری این کشور، بر مارین لوپن نامزد جریان ملی گرای افراطی پیروز شود و در راس هرم قدرت در پاریس قرار گیرد. پس از این واقعه که مصادف با حضور ترامپ در کاخ سفید ( پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 میلادی) شده بود، رئیس جمهور فرانسه در سفری به واشنگتن، با ترامپ دیدار کرد. در آن دیدار، مکرون به ترامپ تعهد داد تا «تغییر برجام»را کلید بزند! به عبارت بهتر، رئیس جمهور فرانسه به ترامپ وعده داد تا موضوعاتی مانند توان موشکی ایران و دائمی کردن محدودیتهای هسته ای ایران را در قالب یک اصلاحیه یا الحاقیه در متن توافق هسته ای با تهران بگنجاند و در این خصوص همکاری مستمری با واشنگتن و تل آویو داشته باشد. با این حال ترامپ حتی به این وعده مکرون نیز دل خوش نکرد و در سال 2018 میلادی رسما از توافق هسته ای با ایران خارج شد. خروج ترامپ از برجام منتج به تغییر رویکرد فرانسوی ها در تقابل با ایران نشد! مقامات کاخ الیزه از یک سو خواستار باقی ماندن یکطرفه ایران در برجام شده و از سوی دیگر، بارها در ملاقاتهای آشکار و پنهان خود با مقامات آمریکایی و صهیونیستی بر «استراتژی مهار حداکثری ایران»تاکید می کردند. به عبارت بهتر، حتی خروج آمریکا از برجام منجر به توقف بازی خطرناک و ضد ایرانی فرانسوی ها در خصوص مهار توان موشکی ، منطقه ای و تلاش مذبوحانه آنها برای دائمی کردن محدودیتهای هسته ای علیه تهران نشد. 
شکست اروپا در جنگ ترکیبی علیه ایران 
اکنون در سال 2026 میلادی قرار داریم. وقوع جنگ 12 روزه و جنگ رمضان، نقطه آشکارساز وقاحت مقامات اروپایی در قبال ایران است. همکاری های امنیتی و منطقه ای فرانسوی ها با رژیم اشغالگر صهیونیستی و مناسباتی که میان پاریس و واشنگتن در بطن پیمان آتلانتیک شمالی ( ناتو) تعریف شده عملا اجازه نمی دهد تا فرانسه در کسوت یک بازیگر مستقل در نظام بین الملل ایفای نقش کند! در این میان برخی مواضع گفتاری و لفظی مکرون و دیگر مقامات اروپایی در مخالفت با جنگ رمضان و رویکرد مشترک واشنگتن -تل آویو در قبال تهران، نشات گرفته از «واقعیات میدان»است نه تغییر راهبرد آنها به سود ایران! در چنین شرایطی باید مراقب لفاظی های بازیگران اروپایی و نقش سلبی آنها در معادلات جاری بود. بدون شک اروپاییان کماکان خود را در مدار تقابل مطلق با تهران تعریف کرده اند. قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در لیست گروههای تروریستی اروپا و مداخله آشکار نهادهای امنیتی فرانسه ، آلمان و دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا در اغتشاشات سالهای 1401 و 1404 در کشورمان ، کمترین جایی برای خوشبینی نسبت به این بازیگران غیرمستقل و ضد ایرانی باقی نمی گذارد.اما سوال اصلی اینجاست که دلیل تغییر لحن گفتاری فرانسوی ها، ژرمنها و دیگر سیاستمداران اروپایی در قبال جنگ رمضان و کشورمان چیست؟ پاسخ این سوال ساده است:شکست ترامپ و نتانیاهو در متن و فرامتن نبرد کنونی با ایران و استفاده هوشمندانه کشورمان از برگ برنده جغرافیایی و استراتژیک خود در تنگه هرمز سبب شده است تا کشورهای اروپایی در مدیریت تبعات امنیتی-اقتصادی این نبرد با بحرانی تمام عیار مواجه شوند. لحن التماس گونه مقامات فرانسوی و آلمانی به ایران در خصوص لزوم پایان جنگ اخیر نیز در همین راستا قابل ارزیابی و تحلیل است. 
نقطه اوج توهم مکرون
مواضع اخیر امانوئل مکرون در خصوص تحولات جاری در جنگ رمضان، نشان دهنده عمق تلاش کشورهای اروپایی جهت ساده سازی صورت مسئله کنونی و انکار واقعیات مطلق در این صحنه است.رئیس جمهور فرانسه در این خصوص مدعی شده است:
« ما مورد اعتماد ایالات متحده هستیم، اما از سوی ایرانیان نیز مورد احترام و اعتماد هستیم.ما می‌توانیم از جنبه‌های دیپلماتیک، نظامی، اقتصادی و مالی خدمات ارائه دهیم تا بازگشایی تنگه هرمز تسهیل شود.»
هنوز مشخص نیست که مکرون با استناد به کدام واقعیت از نگاه احترام آمیز ایران نسبت به کاخ الیزه خبر می دهد! کشوری که در جریان نسل کشی غزه، جنگ لبنان، جنگ 12 روزه و حتی روزهای ابتدایی جنگ 40 روزه در انتظار تسلط مطلق رژیم صهیونیستی و آمریکا بر منطقه غرب آسیا بود، اکنون خود را کشوری مورد اعتماد از سوی ایران تلقی می کند! بدیهی است که این آدرس غلط باید از سوی دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان مورد توجه قرار گرفته و سریعا نسبت به آن پاسخ داده شود.بدیهی است که قدرت نمایی جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز و شکست پروژه محاصره دریایی ایران، شوک بسیار سختی را به اروپا وارد ساخته و این مسئله، منجر به تشدید بحران اقتصادی در فرانسه و آلمان و دیگر کشورهای عضو حوزه یورو شده است. در چنین شرایطی اروپاییان ناچار هستند ضمن به رسمیت شناختن قدرت دائمی ایران در منطقه غرب آسیا ، به نظم نوینی که در منطقه غر ب آسیا شکل گرفته و خواهد گرفت عادت کنند. راه دیگری برای مقامات فرانسوی و آلمانی وجود ندارد. 
بازی دوسرباخت اتحادیه اروپا 
نکته جالب توجه اینکه اروپاییان حتی از سوی آمریکا نیز مورد اعتماد نیستند! علی رغم بازی مستمر پاریس و برلین در زمین واشنگتن و رژیم صهیونیستی، پروژه تحقیر اروپا از سوی واشنگتن همچنان ادامه دارد. در اثبات این گزاره همین بس که فرانسه و دیگر اعضای اروپایی ناتو حتی از سوی ترامپ در جریان مذاکراتی که میان واشنگتن و مسکو بر سر پایان دادن به جنگ اوکراین صورت می گیرد، قرار نگرفته و به نوعی از معادله کنونی حذف شده اند! اروپاییان بازی را نه تنها در تقابل با ایران، بلکه حتی در ترسیم نسبت خود با واشنگتن نیز باخته اند. این قمار دوسرباخت، محصول رویکرد وقیحانه اتحادیه اروپا در گره زدن منافع امنیتی-اقتصادی خود به آمریکا و رژیم صهیونیستی است. شکاف افکار عمومی و دولتهای اروپایی روز به روز تحت تاثیر سیاستهای مداخله گرایانه و توحش آمیز اتحادیه اروپا در حمایت آشکار و پنهان از جنایات آمریکا و رژیم اشغالگر قدس بیشتر می شود. در چنین شرایطی مکرون به خیال خود دست به نوعی گفتار درمانی زده است! با این حال نتیجه این گفتاردرمانی بی فایده، نجات اروپاییان از بن بستی که در آن گرفتار شده اند را ممکن نخواهد ساخت. اروپاییان روز به روز در نظام بین الملل وزن کمتری به لحاظ راهبردی پیدا می کنند و این محصول انتخاب نادرست راهبردها و سیاستهای کلان اتحادیه اروپا از سوی سیاستمدارانی آماتور ، سلطه گر و جنگ طلب است. 
گفتاردرمانی به سبک مکرون!