رسانه چینی گزارش داد:
دست خالی قمارباز در قبال ایران و چین
بازگشایی بسیار انتظاررفتهی تنگه هرمز همچنان دور از دسترس است. روز یکشنبه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پاسخ ایران به آخرین پیشنهاد صلح ایالات متحده را «غیرقابل قبول» دانست؛ بنابراین بعید است که پیش از سفر او به پکن، مسیری برای رفع انسداد این آبراه ایجاد شود. با حلنشده باقی ماندن مسئله هرمز، رئیسجمهور آمریکا با دستانی خالیتر (موضعی ضعیفتر) برای دیدار با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در اجلاس این هفته حاضر خواهد شد. فارغ از هیاهوهای تبلیغاتی، موضع واقعی ایالات متحده برای چانهزنی در مورد این تنگه چیست؟ ترامپ و تهران در ۱۷ آوریل اعلام کردند که تنگه باز است، اما این بازگشایی تنها چند ساعت دوام آورد و ایران دوباره آبراه را بست؛ چرا که ترامپ بر حفظ محاصره دریایی ایران تا زمان دستیابی به توافق پافشاری کرد. علیرغم ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر اینکه تمام کارتهای بازی در دست آمریکا است و ایران هیچ کارتی ندارد، واقعیت به عکسِ این ادعا نزدیکتر است. محاصره دریایی، آخرین حرکت بازیکنی است که در بازی اشتباهی گرفتار شده و راه خروج آسانی ندارد.این یک بازی طولانی شطرنج در عرصههای متعدد است، نه مسئلهای که با یک بلوف ساده در بازی پوکر حل شود. پس از آنکه تهدید ترامپ به نابودی «تمدن» ایران — یا همان زیرساختهای غیرنظامی — به طور گسترده محکوم شد، محاصره دریایی به تنها گزینه جایگزین تبدیل گشت. در حالی که ایران در موقعیتی است که بازگشایی متقابل تنگه هرمز را پیشنهاد دهد، ترامپ با تنها کارت خود مستأصل شده است؛ کارتی که به عنوان یک ابزار یکجانبه ناکارآمد است، حتی اگر به عنوان یک امتیاز برای چانهزنی مفید باشد.
پروژه آزادی یا پروژه بنبست؟
برای شکستن سیطره ایران، ترامپ در ۴ مه «پروژه آزادی» را با وعده هدایت کشتیهای تجاری از میان تنگه آغاز کرد. نبرد ارادهها کلید خورد و ایران با خشونت پاسخ داد؛ در دومین روز عملیات آمریکا، یک کشتی باری فرانسوی در تنگه مورد حمله قرار گرفت. گزارشها حاکی از آن است که عربستان سعودی از دادن مجوز به نیروی هوایی آمریکا برای استفاده از پایگاههایش جهت پشتیبانی از «پروژه آزادی» خودداری کرده است. در مجموع، تنها دو کشتی با پرچم آمریکا طی دو روز از تنگه عبور کردند، پیش از آنکه ترامپ عملیاتی را که ایران به آن لقب «پروژه بنبست» داده بود، متوقف کند. اقتصاد دو کشور درگیر یک مسابقهی استقامت شده است. از زمان آغاز جنگ ایران، قیمت بنزین در آمریکا حدود ۵۰ درصد افزایش یافته و هفته گذشته به میانگین ۴.۶۰ دلار در هر گالن رسید. در نظرسنجی هفته گذشته، نزدیک به ۵۸ درصد از رایدهندگان آمریکایی عملکرد ترامپ در مهار تورم را تایید نکردند، در حالی که ۵۱ درصد از مدیریت اقتصادی او ناراضی بودند.
تابآوری اقتصادی و مسیرهای جایگزین
اگرچه اقتصاد ایران به شدت به صادرات انرژی وابسته است، اما پس از دههها تحریم آمریکا، بسیار تابآور شده است. وصول درآمدهای حاصل از صادرات نفت برای ایران صرفاً به تحویل بدون وقفه محمولهها بستگی ندارد. اقتصاد این کشور با مطالبات قابل توجهی از مشتری اصلی خود، یعنی چین، پشتیبانی میشود که میتواند با پیشفروشها و تامین مالی موقت تضمینشده تقویت شود.
ایران با هفت کشور مرز زمینی دارد و در صورت مسدود شدن تجارت دریایی، میتواند کالاها را از طریق زمین جابجا کند. علاوه بر این، دریای خزر — دریاچه عظیم اوراسیایی که توسط بیگانگان قابل محاصره نیست — همچنان یک مسیر تجاری کلیدی با روسیه محسوب میشود. فراتر از دو طرف جنگ، رنج و سختی در حال گسترش به «جنوب جهانی» است. بسته بودن هرمز نه تنها جریان سوختهای فسیلی، بلکه جریان کودها و سایر مواد شیمیایی ضروری را نیز قطع کرده است. کشاورزان از آسیا و آفریقا تا آمریکا با شوک کمبود کود مواجه هستند که پیامدهای ناگواری برای امنیت غذایی جهانی دارد. با توجه به اینکه این وضعیت پتانسیل تبدیل شدن به یک بحران انسانی جهانی را دارد، بنبست ایران و آمریکا را نمیتوان صرفاً یک رقابت غیراخلاقی دانست که هر دو طرف در آن مسئول هستند.
منطق اخلاقی و ریشههای تاریخی
ترامپ تهدید کرده است که «درد زیادی» به ایران تحمیل خواهد کرد. آیا رنج بیش از ۹۰ میلیون ایرانی، که اکثر آنها پیش از این تحت فشار رژیم خود بودهاند، به نام امنیت حدود ۱۰ میلیون اسرائیلی توجیه پذیر است؟ آیا بیش از ۸ میلیارد نفر در سراسر جهان، چه فقیر و چه ثروتمند، باید بهای سنگینی برای یک «جنگ انتخابی» که پایانی برای آن متصور نیست بپردازند؟ منطق اخلاقی توسل به سیاست همیشگی «لبه پرتگاه» و جلوگیری از آتشبس پایدار و از سرگیری جریان جهانی کالاهای ضروری چیست؟
ماجراجویی نظامی اخیر ایالات متحده، اوج یک منحنی تنش است که با خروج یکجانبه ترامپ از توافق هستهای (برجام) در سال ۲۰۱۸ آغاز شد. اما زنجیره عمیقتری از حوادث به عملیات آژاکس در سال ۱۹۵۳ (کودتای ۲۸ مرداد) بازمیگردد؛ تغییر رژیمی که توسط آمریکا و بریتانیا برای برکناری نخستوزیر ملیگرای ایران، محمد مصدق، و محافظت از منافع نفتی بریتانیا طراحی شد. شاهِ بازگردانده شده، همسو با منافع غرب، توسعه اقتصادی را پیش برد اما حکومتی سرکوبگر را اداره کرد. انقلاب ایران در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸، با مشارکت گسترده نیروهای سکولار فراتر از اسلامگرایان، واکنشی علیه یک رژیم سرکوبگر تحت نفوذ امپریالیسم خارجی بود. بدون مداخله خارجی سال ۱۹۵۳، ایران به احتمال زیاد در یک مسیر سکولار به سمت یک اقتصاد مرفه و دموکراتیک حرکت میکرد که به نفع کل خاورمیانه میبود.
در اوایل تهاجم به ایران، ترامپ از ایرانیان خواست که قیام کنند و کشورشان را پس بگیرند. آیا او متوجه این طنز تلخ است که خودِ ایالات متحده بود که بیش از هفت دهه پیش، آینده دموکراتیک و سکولار ایران را در نطفه خفه کرد؟ با توجه به این پیشینه تاریخی، آیا ترامپ فکر میکند میتواند طرف مقابلی را به تسلیم وادارد که معتقد است ایران تنها در سال ۱۹۷۹ به استقلال واقعی از امپریالیسم خارجی دست یافته است؟ شانس پیروزی یک بازیکن پوکر بر استادان شطرنجی که چندین قدم جلوتر فکر میکنند — در بازیای که در پرشیا (ایران) به کمال رسیده — چقدر است؟ در پکن، بازی بهمراتب پیچیدهتری — یعنی بازی «گو» — در انتظار ترامپ است. (بازی «گو» (Go) به عنوان قدیمیترین بازی فکری جهان، استعارهای از استراتژی کلان و بلندمدت چینی است که برخلاف شطرنج بر حذف مستقیم حریف تمرکز ندارد، بلکه هدف آن محاصره تدریجی قلمرو و ایجاد نفوذ در کل صفحه بازی است. در حالی که شطرنجباز بر نبردهای تاکتیکی و کیشومات کردن سریع تمرکز میکند، بازیکن «گو» با صبر استراتژیک، مهرههای خود را به گونهای میچیند که در درازمدت رقیب را در محاصرهای نرم و همهجانبه قرار دهد؛ به همین دلیل، اشاره متن به انتظارِ این بازی در پکن، به این معناست که ترامپ با رویکرد تهاجمی و لحظهای خود (مدل پوکر)، در برابر چینی قرار میگیرد که با نفوذ اقتصادی و پیوندهای ژئوپلیتیک، در حال تغییر دادن توازن قوا در کل زمین بازی است، بدون آنکه لزوماً وارد یک درگیری مستقیم و نظامی شود.)
پروژه آزادی یا پروژه بنبست؟
برای شکستن سیطره ایران، ترامپ در ۴ مه «پروژه آزادی» را با وعده هدایت کشتیهای تجاری از میان تنگه آغاز کرد. نبرد ارادهها کلید خورد و ایران با خشونت پاسخ داد؛ در دومین روز عملیات آمریکا، یک کشتی باری فرانسوی در تنگه مورد حمله قرار گرفت. گزارشها حاکی از آن است که عربستان سعودی از دادن مجوز به نیروی هوایی آمریکا برای استفاده از پایگاههایش جهت پشتیبانی از «پروژه آزادی» خودداری کرده است. در مجموع، تنها دو کشتی با پرچم آمریکا طی دو روز از تنگه عبور کردند، پیش از آنکه ترامپ عملیاتی را که ایران به آن لقب «پروژه بنبست» داده بود، متوقف کند. اقتصاد دو کشور درگیر یک مسابقهی استقامت شده است. از زمان آغاز جنگ ایران، قیمت بنزین در آمریکا حدود ۵۰ درصد افزایش یافته و هفته گذشته به میانگین ۴.۶۰ دلار در هر گالن رسید. در نظرسنجی هفته گذشته، نزدیک به ۵۸ درصد از رایدهندگان آمریکایی عملکرد ترامپ در مهار تورم را تایید نکردند، در حالی که ۵۱ درصد از مدیریت اقتصادی او ناراضی بودند.
تابآوری اقتصادی و مسیرهای جایگزین
اگرچه اقتصاد ایران به شدت به صادرات انرژی وابسته است، اما پس از دههها تحریم آمریکا، بسیار تابآور شده است. وصول درآمدهای حاصل از صادرات نفت برای ایران صرفاً به تحویل بدون وقفه محمولهها بستگی ندارد. اقتصاد این کشور با مطالبات قابل توجهی از مشتری اصلی خود، یعنی چین، پشتیبانی میشود که میتواند با پیشفروشها و تامین مالی موقت تضمینشده تقویت شود.
ایران با هفت کشور مرز زمینی دارد و در صورت مسدود شدن تجارت دریایی، میتواند کالاها را از طریق زمین جابجا کند. علاوه بر این، دریای خزر — دریاچه عظیم اوراسیایی که توسط بیگانگان قابل محاصره نیست — همچنان یک مسیر تجاری کلیدی با روسیه محسوب میشود. فراتر از دو طرف جنگ، رنج و سختی در حال گسترش به «جنوب جهانی» است. بسته بودن هرمز نه تنها جریان سوختهای فسیلی، بلکه جریان کودها و سایر مواد شیمیایی ضروری را نیز قطع کرده است. کشاورزان از آسیا و آفریقا تا آمریکا با شوک کمبود کود مواجه هستند که پیامدهای ناگواری برای امنیت غذایی جهانی دارد. با توجه به اینکه این وضعیت پتانسیل تبدیل شدن به یک بحران انسانی جهانی را دارد، بنبست ایران و آمریکا را نمیتوان صرفاً یک رقابت غیراخلاقی دانست که هر دو طرف در آن مسئول هستند.
منطق اخلاقی و ریشههای تاریخی
ترامپ تهدید کرده است که «درد زیادی» به ایران تحمیل خواهد کرد. آیا رنج بیش از ۹۰ میلیون ایرانی، که اکثر آنها پیش از این تحت فشار رژیم خود بودهاند، به نام امنیت حدود ۱۰ میلیون اسرائیلی توجیه پذیر است؟ آیا بیش از ۸ میلیارد نفر در سراسر جهان، چه فقیر و چه ثروتمند، باید بهای سنگینی برای یک «جنگ انتخابی» که پایانی برای آن متصور نیست بپردازند؟ منطق اخلاقی توسل به سیاست همیشگی «لبه پرتگاه» و جلوگیری از آتشبس پایدار و از سرگیری جریان جهانی کالاهای ضروری چیست؟
ماجراجویی نظامی اخیر ایالات متحده، اوج یک منحنی تنش است که با خروج یکجانبه ترامپ از توافق هستهای (برجام) در سال ۲۰۱۸ آغاز شد. اما زنجیره عمیقتری از حوادث به عملیات آژاکس در سال ۱۹۵۳ (کودتای ۲۸ مرداد) بازمیگردد؛ تغییر رژیمی که توسط آمریکا و بریتانیا برای برکناری نخستوزیر ملیگرای ایران، محمد مصدق، و محافظت از منافع نفتی بریتانیا طراحی شد. شاهِ بازگردانده شده، همسو با منافع غرب، توسعه اقتصادی را پیش برد اما حکومتی سرکوبگر را اداره کرد. انقلاب ایران در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸، با مشارکت گسترده نیروهای سکولار فراتر از اسلامگرایان، واکنشی علیه یک رژیم سرکوبگر تحت نفوذ امپریالیسم خارجی بود. بدون مداخله خارجی سال ۱۹۵۳، ایران به احتمال زیاد در یک مسیر سکولار به سمت یک اقتصاد مرفه و دموکراتیک حرکت میکرد که به نفع کل خاورمیانه میبود.
در اوایل تهاجم به ایران، ترامپ از ایرانیان خواست که قیام کنند و کشورشان را پس بگیرند. آیا او متوجه این طنز تلخ است که خودِ ایالات متحده بود که بیش از هفت دهه پیش، آینده دموکراتیک و سکولار ایران را در نطفه خفه کرد؟ با توجه به این پیشینه تاریخی، آیا ترامپ فکر میکند میتواند طرف مقابلی را به تسلیم وادارد که معتقد است ایران تنها در سال ۱۹۷۹ به استقلال واقعی از امپریالیسم خارجی دست یافته است؟ شانس پیروزی یک بازیکن پوکر بر استادان شطرنجی که چندین قدم جلوتر فکر میکنند — در بازیای که در پرشیا (ایران) به کمال رسیده — چقدر است؟ در پکن، بازی بهمراتب پیچیدهتری — یعنی بازی «گو» — در انتظار ترامپ است. (بازی «گو» (Go) به عنوان قدیمیترین بازی فکری جهان، استعارهای از استراتژی کلان و بلندمدت چینی است که برخلاف شطرنج بر حذف مستقیم حریف تمرکز ندارد، بلکه هدف آن محاصره تدریجی قلمرو و ایجاد نفوذ در کل صفحه بازی است. در حالی که شطرنجباز بر نبردهای تاکتیکی و کیشومات کردن سریع تمرکز میکند، بازیکن «گو» با صبر استراتژیک، مهرههای خود را به گونهای میچیند که در درازمدت رقیب را در محاصرهای نرم و همهجانبه قرار دهد؛ به همین دلیل، اشاره متن به انتظارِ این بازی در پکن، به این معناست که ترامپ با رویکرد تهاجمی و لحظهای خود (مدل پوکر)، در برابر چینی قرار میگیرد که با نفوذ اقتصادی و پیوندهای ژئوپلیتیک، در حال تغییر دادن توازن قوا در کل زمین بازی است، بدون آنکه لزوماً وارد یک درگیری مستقیم و نظامی شود.)
تیتر خبرها



