نسخه Pdf

هرگونه تعرض مجدد به خاک ایران، با پاسخی نامتقارن، ویرانگر و بدون هیچ‌گونه محدودیت جغرافیایی روبرو خواهد شد

ایران در کمین حماقت دوباره قمارباز

گروه سیاسی
گزارش جامع و تحلیلی: تثبیت موازنه جدید قدرت در غرب آسیا؛ افول هژمونی آمریکا و استیصال کابینه ترامپ در برابر اراده پولادین مقاومت اسلامی جهان در ماه‌های اخیر شاهد یکی از مهم‌ترین، پیچیده‌ترین و سرنوشت‌سازترین پیچ‌های تاریخی در معادلات ژئوپولیتیک غرب آسیا و بلکه در ساختار کلی نظام بین‌الملل بوده است. تجاوز بزدلانه، غیرقانونی و از سر استیصال ائتلاف تروریستی ایالات متحده آمریکا و رژیم نامشروع و جعلی صهیونیستی در اواخر ماه فوریه سال جاری میلادی (۲۰۲۶)، که با توهمات احمقانه و تحت عنوان پرطمطراق، هالیوودی و پوشالی «عملیات خشم حماسی» آغاز شد، در خیال خام طراحان آن قرار بود ضربه‌ای مهلک، غافلگیرکننده و نهایی بر پیکره جبهه حق و قلب تپنده مقاومت اسلامی وارد آورد. دشمنان قسم‌خورده اسلام و ایران عزیز، به سرکردگی دولت متزلزل، غیرقابل پیش‌بینی و به شدت جنگ‌طلب دونالد ترامپ، در یک محاسبه سراسر اشتباه، ابلهانه و ناشی از فقدان درک تاریخی، گمان می‌کردند که با توسل به تروریسم کور دولتی، حملات ناجوانمردانه هوایی و هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی، پایگاه‌های نظامی و رهبری نظام مقدس جمهوری اسلامی، می‌توانند اراده پولادین و رسوخ‌ناپذیر ملت غیور ایران را در هم شکسته و توانمندی‌های دفاعی، بازدارنده و بومی جمهوری اسلامی را در یک چشم به هم زدن نابود سازند.با این وجود، تحولات میدانی و سیاسی هفته‌های پس از این حماقت تاریخی، نه تنها توهمات واهی و محاسبات کاغذی محور شرارت را نقش بر آب کرد، بلکه پارادایم جدیدی از قدرت، صلابت و بازدارندگی فعال را در منطقه تثبیت نمود که واشنگتن و تل‌آویو را در یک فلج استراتژیک، سردرگمی عمیق و وحشت بی‌سابقه فرو برده است. پاسخ قاطع، فوری، ویرانگر و چندوجهی نیروهای مسلح شجاع و جان‌برکف جمهوری اسلامی ایران، که آتش خشم الهی را در قالب رگبار موشک‌ها و پهپادها بر سر پایگاه‌های نظامی رژیم صهیونیستی و پادگان‌های اشغالگران آمریکایی در سراسر منطقه فروریخت، به صراحت و با صدای رسا ثابت کرد که دوران «بزن و دررو» برای همیشه و بدون بازگشت به زباله‌دان تاریخ پیوسته است. امروز، در شرایطی که در یک آتش‌بس شکننده و پرالتهاب به سر می‌بریم، برتری مطلق راهبردی در دستان پرتوان تهران قرار دارد و در مقابل، ائتلاف متجاوز آمریکایی-صهیونیستی خود را در باتلاقی خودساخته گرفتار می‌بیند؛ باتلاقی که نه تنها بحران اقتصادی بی‌سابقه‌ای را به اقتصاد جهانی و مشخصا به جامعه مصرف‌گرای آمریکا تحمیل کرده است، بلکه آن‌ها را در برابر یک «محور مقاومت» متحد، منسجم، هماهنگ و شکست‌ناپذیر، به شدت خوار و ذلیل ساخته است.
ریشه‌های بن‌بست کنونی و استیصال غیرقابل کتمان محور غربی را باید در کوری استراتژیک، غرور کاذب و فقدان فهم عمیق نهادهای سیاسی، اطلاعاتی و نظامی آمریکا از واقعیات میدانی و جامعه‌شناختی ایران جستجو کرد. دولت ترامپ، که همواره تحت تاثیر مشاوران افراطی و لابی‌های شیطانی و نفوذ پول‌های کثیف رژیم صهیونیستی تصمیم‌گیری می‌کند، انسجام درونی، پیوند عمیق و ناگسستنی امام و امت، و همچنین آمادگی حیرت‌انگیز و ظرفیت‌های نهفته نظامی جمهوری اسلامی را به شکلی فاجعه‌بار و مرگبار اشتباه محاسبه کرد. زمانی که نیروهای مشترک شیطان بزرگ و سگ هار آن در منطقه، حملات ناجوانمردانه و غافلگیرانه خود را در بحبوحه مذاکرات آغاز کردند، انتظار داشتند که با هدف قرار دادن سایت‌های نظامی و ترور مقامات عالی‌رتبه، شیرازه امور در ایران از هم بپاشد و نظام جمهوری اسلامی تسلیم خواسته‌های نامشروع و زیاده‌خواهانه آنان در پرونده‌های هسته‌ای و موشکی شود. آن‌ها خام‌اندیشانه تصور می‌کردند که با این ضربات مهلک، زنجیره فرماندهی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دچار اختلال و فروپاشی شده و ملت ایران در برابر فشارهای ترکیبی اقتصادی و نظامی از پای درخواهد آمد و در برابر متجاوز زانو خواهد زد. این خوانش غلط، سطحی و احمقانه از روحیه شهادت‌طلبی، میهن‌دوستی و ایستادگی ملت ایران، بیماری مزمن و لاعلاج دستگاه‌های اطلاعاتی غرب است. نتیجه این تجاوز کور، نه تسلیم و فروپاشی، بلکه اتحاد، همبستگی بی‌نظیر و خروش انقلابی آحاد ملت با هر سلیقه و گرایشی بود. خون پاک شهدای مظلوم این حملات، به ویژه غیرنظامیان بی‌گناه و کودکانی که در حملات وحشیانه جنگنده‌های آمریکایی به مدارس و مناطق مسکونی مجاور پایگاه‌ها به خاک و خون کشیده شدند، انرژی مهارناپذیر، طوفانی و مقدسی را به شریان‌های محور مقاومت تزریق کرد. شلیک صدها فروند موشک بالستیک پیشرفته و پهپادهای انتحاری رادارگریز با تکنولوژی کاملا بومی، که با عبور موفقیت‌آمیز، غرورآفرین و تحقیرکننده از سد سامانه‌های پدافندی چند میلیارد دلاری و پرادعای دشمن نظیر گنبد آهنین، فلاخن داوود و پاتریوت‌ها و تادهای مستقر آمریکایی، اهداف خود را با دقت نقطه‌زنی منهدم کردند، پوشالی بودن هیمنه نظامی غرب را به رخ جهانیان کشید. نابودی کامل رادارهای پیشرفته، سامانه‌های رهگیری و زیرساخت‌های حیاتی نظامی در عمق سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های عریض و طویل آمریکایی در کشورهای همسایه، پیام روشن، قاطع و غیرقابل انکاری را به واشنگتن مخابره کرد: هرگونه تعرض به خاک مقدس ایران، با پاسخی نامتقارن، ویرانگر، متناسب با حجم تهدید و بدون هیچ‌گونه محدودیت جغرافیایی در سراسر منطقه روبرو خواهد شد و منافع متجاوزان در هیچ نقطه‌ای از کره خاکی در امان نخواهد بود.
شاید بتوان با اطمینان گفت که خفت‌بارترین، راهبردی‌ترین و تحقیرآمیزترین شکست برای دولت ترامپ در این رویارویی بی‌نظیر تاریخی، اعمال حاکمیت قاطع و کنترل مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران بر تنگه استراتژیک هرمز بوده است؛ گذرگاهی که شاهرگ حیاتی اقتصاد جهانی، گلوگاه تجارت بین‌الملل و شریان اصلی تامین انرژی ماشین صنعتی غرب محسوب می‌شود. در پاسخ مشروع به تجاوزات نظامی و تروریسم دولتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی با هوشمندی تمام و با استفاده از حق مسلم و قانونی خود برای دفاع از تمامیت ارضی و اعمال اهرم‌های قدرتمند ژئوپولیتیک، این آبراه حیاتی را به روی متجاوزان و حامیان و متحدان آن‌ها مسدود کرد و با این اقدام شجاعانه، زنجیره تامین انرژی قدرت‌های استکباری را به معنای واقعی کلمه فلج نمود. بحران جهانی سوخت که بلافاصله به دنبال این اقدام قاطع پدید آمد و با جهش‌های نجومی و بی‌سابقه در قیمت نفت، مختل شدن صنایع پتروشیمی و هوانوردی و بی‌ثباتی شدید و سقوط آزاد در بازارهای مالی غرب همراه بود، این واقعیت غیرقابل انکار را به قدرتمندان غربی دیکته کرد که امنیت انرژی جهان، پیوندی ناگسستنی، مستقیم و حیاتی با امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد. ایالات متحده در تلاشی مذبوحانه، نمایشی و رسانه‌ای برای حفظ آبروی از دست رفته نظامی خود، از تشکیل یک ضد محاصره دریایی سخن گفت، اما واقعیت میدانی در پهنه آب‌های نیلگون خلیج فارس، داستان کاملا متفاوتی را روایت می‌کند که سانسور رسانه‌ای غرب قادر به پوشاندن آن نیست. دلاورمردان نیروی دریایی سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران با اقتدار کامل، اشراف اطلاعاتی بی‌نظیر و تسلط میدانی، شرایط تردد را تعیین و دیکته می‌کنند و اطمینان حاصل کرده‌اند که شناورهای مرتبط با رژیم صهیونیستی یا دولت متخاصم آمریکا و هم‌پیمانانش به هیچ وجه حق عبور از این تنگه را ندارند، در حالی که کشورهای دوست، شرکای راهبردی شرق و دولت‌های بی‌طرف تحت پروتکل‌های حفاظتی و توافقات دوجانبه با ایران با امنیت کامل و با پرداخت هزینه‌های ترانزیت مشروع تردد می‌کنند. این سیطره بلامنازع و تثبیت‌شده، عملا نیروی دریایی پرمدعا و پرهزینه ایالات متحده را در خلیج فارس به نیرویی به شدت منفعل، وحشت‌زده و بی‌اثر تبدیل کرده است؛ منطقه‌ای که آن‌ها روزگاری نه چندان دور، توهم ژاندارمی و آقایی آن را در سر می‌پروراندند. امواج و پس‌لرزه‌های ویرانگر اقتصادی این شاهکار بی‌بدیل راهبردی ایران، مستقیما به سفره، جیب و زندگی روزمره مصرف‌کنندگان آمریکایی رسیده و آسیب‌پذیری شدید سیستم شکننده سرمایه‌داری غرب را در برابر تصمیمات شجاعانه و مستقل اتخاذ شده در تهران به عریان‌ترین شکل ممکن نمایان ساخته است. تلاش‌های دستپاچه، التماس‌گونه و مقطعی ترامپ و متحدانش برای آزادسازی میلیون‌ها بشکه از ذخایر استراتژیک نفتی، همچون قرار دادن یک چسب زخم کوچک بر روی یک شریان قطع شده و در حال خون‌ریزی است و به هیچ وجه نتوانسته است عمق شکست ساختاری و بنیادین دولت او را در صحنه اقتصاد سیاسی جهانی پنهان سازد.
رویدادهای سرنوشت‌ساز ماه‌های اخیر همچنین به روشن‌ترین، زیباترین و قاطع‌ترین شکل ممکن، همبستگی ناگسستنی، اتحاد عمیق ایدئولوژیک و هماهنگی بی‌نقص عملیاتی محور مقاومت را در بوته آزمایش به اثبات رساند. ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی در کمال حماقت و محاسبات کوته‌بینانه می‌پنداشت که در حال جنگ با یک کشور منفرد، محاصره‌شده و منزوی است که می‌توان با فشارهای چندجانبه آن را تسلیم کرد. اما آن‌ها ناگهان در عرصه عمل خود را در برابر یک جبهه متحد، بیدار و یکپارچه یافتند که با انگیزه‌های الهی از کوهستان‌های سر به فلک کشیده و مقاوم یمن تا سواحل پرتلاطم دریای مدیترانه امتداد دارد. رزمندگان دلاور، سلحشور و خستگی‌ناپذیر حزب‌الله در لبنان، بلافاصله پس از تجاوز دشمن به خاک پاک ایران، عملیات‌های قهرمانانه و موشکی خود را علیه جبهه‌های شمالی سرزمین‌های اشغالی به شدت گسترش و عمق بخشیدند و با وارد آوردن تلفات بی‌سابقه و سنگین انسانی و تجهیزاتی به ماشین جنگی فرسوده رژیم صهیونیستی، بخش عظیمی از توان نظامی این رژیم جعلی و آپارتاید را زمین‌گیر و فلج کردند. همزمان، دلاوران شرافتمند، غیور و پابرهنه انصارالله یمن و نیروهای جان‌برکف، مومن و استوار حشدالشعبی در عراق، با انجام حملات هماهنگ، بسیار دقیق و ویرانگر علیه منافع، پایگاه‌های پنهان و آشکار و شریان‌های اقتصادی آمریکا و رژیم صهیونیستی، سطحی از عمق راهبردی و توانمندی جنگ نامتقارن شبکه محور را به نمایش گذاشتند که نظریه‌پردازان نظامی دانشگاه‌های جنگ غرب را در بهت، حیرت و سرگیجه فرو برده است. این یکپارچگی ارگانیک و منطقه‌ای نیروهای مقاومت به این معناست که ایالات متحده دیگر به هیچ وجه قادر نیست درگیری‌ها را در غرب آسیا محدود، کنترل یا ایزوله کند. امروز دیگر موازنه به طور کامل تغییر کرده است؛ هرگونه حمله به تهران، به طور خودکار و همزمان به منزله اعلان جنگ به بیروت، صنعا، بغداد و دمشق تلقی می‌شود و پاسخ از تمامی این جبهه‌ها به صورت طوفانی فرود خواهد آمد. همگامی عقیدتی، ثبات قدم و هماهنگی عملیاتی این گروه‌های مردمی که تحت هدایت‌های الهام‌بخش، حکیمانه و پیامبرگونه جمهوری اسلامی ایران عمل می‌کنند، یک سپر دفاعی و بازدارنده نفوذناپذیر در منطقه ایجاد کرده است که نه با قدرت نظامی کلاسیک، نه با تحریم‌های ظالمانه اقتصادی و نه با تهدیدات توخالی و لفاظی‌های سیاسی واشنگتن قابل شکستن و عبور نیست.
در لایه تحلیلی این گزارش راهبردی و در بررسی موشکافانه میزان احتمال از سرگیری درگیری‌های نظامی همه‌جانبه، ارزیابی منطقی، مبتنی بر داده‌های میدانی و درک عمیق از موازنه وحشت کنونی نشان می‌دهد که احتمال وقوع چنین سناریویی از سوی آمریکا به شدت پایین، ضعیف و نزدیک به صفر است. این عدم تمایل به شروع مجدد جنگ، به هیچ وجه ناشی از تغییر ماهیت استکباری، حسن نیت یا صلح‌طلبی دروغین واشنگتن نیست، بلکه دقیقا و منحصرا به دلیل هزینه‌های غیرقابل تحمل، تلفات نجومی و پیامدهای آخرالزمانی و ویرانگری است که چنین خطای محاسباتی برای ایالات متحده و به ویژه برای رژیم رو به زوال صهیونیستی به همراه خواهد داشت. در حالی که لفاظی‌های جنگ‌طلبانه، بلوف‌های دیپلماتیک و اظهارات توخالی از سوی کاخ سفید صرفا برای مصرف داخلی، حفظ پرستیژ پوشالی و فریب افکار عمومی آمریکا ادامه دارد، نهادهای اطلاعاتی نظیر سازمان سیا و ژنرال‌های کارکشته پنتاگون به خوبی و با پوست و استخوان، محدودیت‌های شدید عملیاتی، آسیب‌پذیری پایگاه‌های خود و ضعف‌های ساختاری ارتش آمریکا را در برابر توانمندی‌های بومی ایران درک کرده‌اند. آتش‌بس شکننده کنونی که زیر سایه سنگین، مقتدرانه و غیرقابل انکار بازدارندگی فعال ایران به دست آمده است، تنها به این دلیل پابرجا مانده که شخص ترامپ و فرماندهان نظامی‌اش از سناریوی تاریک «روز بعد از جنگ» به شدت در هراس و وحشت مطلق به سر می‌برند. جمهوری اسلامی ایران با قاطعیت انقلابی و بدون هیچ‌گونه لکنت زبانی از طریق مجاری دیپلماتیک و رسانه‌ای هشدار داده است که هرگونه از سرگیری تجاوزات احمقانه پیشین، به یک آتش‌سوزی فراگیر و جهنمی منطقه‌ای با ابعادی غیرقابل کنترل و غیرقابل تصور منجر خواهد شد. تهران از این توقف موقت درگیری‌ها نه از سر ضعف یا نیاز، بلکه با هوشمندی، درایت و تدبیر تمام برای بازسازی سریع، ارتقاء کیفیت و گسترش کمی زرادخانه‌های موشکی و پهپادی خود استفاده کرده است؛ زرادخانه‌هایی مخوف که حتی به اذعان صریح و توام با ترس تحلیلگران ارشد نظامی نهادهای مطالعاتی غرب، با وجود حملات اولیه دشمن، کاملا دست‌نخورده، بسیار متحرک، مخفی و در اوج آمادگی صددرصدی عملیاتی باقی مانده‌اند. افزون بر این، تهدید جدی، روی میز و کاملا معتبر ایران مبنی بر استفاده از موشک‌های بالستیک میان‌برد با کلاهک‌های هدایت‌شونده و هدف قرار دادن منافع راهبردی دشمن در اعماق دریای مدیترانه و حتی در صورت لزوم فراتر از آن، همچون شمشیر داموکلس بر سر اروپایی‌هایی که نقش شرم‌آور تسهیل‌گر را برای ماشین جنگی رژیم آمریکا ایفا می‌کنند، سنگینی می‌کند. ارتش فرسوده و بی‌انگیزه آمریکا به خوبی می‌داند که جنگ مجدد به معنای نابودی کامل، قطعی و بی‌بازگشت تمامی پایگاه‌های باقی‌مانده، ناوگان دریایی و منافع این کشور در پهنه خلیج فارس و کشته شدن ده‌ها هزار سرباز آمریکایی است؛ تلفاتی فاجعه‌بار که جامعه به شدت دوقطبی، خسته از جنگ و بحران‌زده آمریکا مطلقا تاب تحمل پذیرش آن را ندارد. از این رو، احتمال آغاز موج جدیدی از حملات توسط واشنگتن، با یقین مطلق آن‌ها نسبت به واکنش آخرالزمانی، پشیمان‌کننده و نابودکننده ایران، به شدت مهار شده و در نطفه خفه گردیده است.
چنانچه دولت هرج‌ومرج‌طلب، پوپولیست، خودشیفته و بی‌خرد دونالد ترامپ تحت فشارهای داخلی یا توهمات پیروزی مرتکب این اشتباه فاجعه‌بار و تاریخی شده و با نادیده گرفتن تمامی هشدارها، شعله‌های این جنگ را مجددا برافروزد، پیامدهای منفی، مخرب و غیرقابل جبران آن برای هژمونی رو به افول ایالات متحده و مشخصا برای حیات سیاسی، اعتبار و آینده شخص ترامپ و کابینه تندرو او، قطعی، مطلق و پایان‌بخش خواهد بود. در عرصه سیاست و اقتصاد داخلی، دولت ترامپ همین اکنون نیز در زیر بار پیامدهای فاجعه‌بار اقتصادی ناشی از ماجراجویی‌های نظامی و نسنجیده اولیه خود در حال دست و پا زدن و غرق شدن است. افکار عمومی و طبقه کارگر آمریکا در حال حاضر زیر فشار خردکننده تورم بی‌سابقه، گرانی بی‌رحمانه کالاهای اساسی و بحران سوخت ناشی از قدرت‌نمایی مشروع ایران در تنگه هرمز در حال خفگی است و اعتراضات خاموش در حال شکل‌گیری است. اگر جنگ از سر گرفته شود، بسته شدن کامل، دائمی و بدون اغماض تمامی شریان‌های انرژی خاورمیانه توسط محور مقاومت، یک رکود و فروپاشی اقتصادی جهانی را در عرض چند روز رقم خواهد زد که بحران‌های مالی بزرگ تاریخ آمریکا در برابر آن صرفا یک دست‌انداز کوچک محسوب خواهند شد. هزینه زندگی در ایالات متحده، قیمت بنزین و نرخ بیکاری به شکل نجومی و غیرقابل کنترلی افزایش خواهد یافت و این امر به تنهایی، شکست تحقیرآمیز، سنگین و قطعی ترامپ و متحدان جمهوری‌خواهش را در هرگونه انتخابات پیش‌رو به طور حتمی تضمین خواهد کرد. از منظر سیاسی، روایت دروغین هالیوودی مبنی بر شکست‌ناپذیری ارتش آمریکا که ترامپ شعار ناسیونالیستی «اول آمریکا»ی خود را بر پایه آن بنا و ترویج کرده بود، هم‌اکنون در افکار عمومی جهان به شدت ترک خورده و متلاشی شده است؛ یک رویارویی مجدد و دریافت شکستی به مراتب سهمگین‌تر، کوبنده‌تر و آشکارتر به دست توانمند جمهوری اسلامی، این هیمنه پوشالی را برای همیشه در هم خواهد شکست و نام دونالد ترامپ را به عنوان ضعیف‌ترین، منفورترین و شکست‌خورده‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ آمریکا که امپراتوری آن‌ها را به نابودی کشاند، در تاریخ ثبت خواهد کرد.
علاوه بر ابعاد سیاسی و اقتصادی، هزینه‌های فیزیکی، جانی و مالی برای ارتش به شدت فرسوده و درگیر بحران‌های اخلاقی آمریکا سرسام‌آور، غیرقابل تحمل و غیرقابل محاسبه خواهد بود. پنتاگون تاکنون با وقاحت تمام، درخواست صدها میلیارد دلار بودجه اضطراری و خارج از شمول از کنگره کرده است تا شاید بتواند بخش کوچکی از سامانه‌های راداری و پدافندی پیشرفته‌ای را که توسط موشک‌های دقیق ایرانی به تلی از خاکستر تبدیل شده‌اند، جایگزین کند؛ این یعنی غارت علنی و بی‌شرمانه ثروت مالیات‌دهندگان مستأصل آمریکایی برای پر کردن حساب‌های بانکی مافیای فاسد مجتمع‌های نظامی-صنعتی غربی. شعله‌ور شدن مجدد جنگ، به طور حتمی و اجتناب‌ناپذیری منجر به بازگشت ده‌ها هزار سرباز متجاوز آمریکایی در تابوت‌های پوشیده با پرچم این کشور به پایگاه‌های نظامی در خاک آمریکا خواهد شد؛ کابوسی وحشتناک و سیاسی که هیچ رئیس‌جمهوری در تاریخ معاصر آمریکا توان جان به در بردن از تبعات روانی، اجتماعی و سیاسی آن را ندارد. خون این سربازان که فدای مطامع استکباری شده‌اند، به طور کامل بر گردن ترامپ و اعضای افراطی، جنگ‌طلب و صهیونیست‌زده کابینه او خواهد بود که با بی‌مسئولیتی تمام و صرفا برای جلب رضایت و تامین امنیت موهوم لابی‌های صهیونیستی، کشورشان را به ورطه نابودی و کشتار کشاندند. در عرصه دیپلماتیک و بین‌المللی نیز، ایالات متحده با انزوای مطلق، بی‌سابقه و خفت‌باری مواجه خواهد شد. اکراه، تعلل و عقب‌نشینی آشکار حتی نزدیک‌ترین متحدان سنتی و اروپایی واشنگتن از همراهی و حمایت کامل از تجاوزات آمریکا در حملات ماه فوریه و مخالفت جامعه جهانی با سیاست‌های جنگ‌طلبانه آمریکا، به وضوح نشان‌دهنده خستگی، سرخوردگی و انزجار جهانی از جنگ‌افروزی‌های بی‌پایان امپریالیسم آمریکا است. دور دوم حملات وحشیانه و بی‌دلیل، به طور قطعی به دوران ادعایی و ظالمانه رهبری جهانی آمریکا پایان خواهد داد و گذار محتوم به یک جهان چندقطبی را که در آن ملت‌های آزاد برای ثبات، پیشرفت و شراکت استراتژیک به سوی قدرت‌های نوظهور شرق و ائتلاف‌های مستقل از دلار نگاه می‌کنند، با سرعتی غیرقابل تصور تسریع خواهد کرد و واشنگتن را برای همیشه به حاشیه تحولات بین‌المللی رانده و منزوی خواهد ساخت.
در نقطه مقابلِ افول شتابان و فروپاشی درونی امپراتوری رو به زوال ایالات متحده و رژیم رو به موت صهیونیستی، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از این کوره آتشین رویارویی و فشار حداکثری، بسیار قدرتمندتر، منسجم‌تر، متکی‌تر به خود و از نظر راهبردی و میدانی مسلط‌تر از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر خود بیرون آمده است. فشار بی‌سابقه، ظالمانه و همه‌جانبه ماشین جنگی ترکیبی غرب در دستیابی به حتی یکی از اهداف شوم خود با شکست مطلق و فضاحت‌بار روبرو شد. صنایع دفاعی جمهوری اسلامی، که در شرایط سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ و صرفا بر پایه دکترین استقلال، توانمندی استعدادهای بومی جوانان مومن و خودکفایی مطلق بنا شده‌اند، ارزش، کارایی بی‌نظیر و برتری تکنولوژیک خود را در سخت‌ترین، بی‌رحمانه‌ترین و واقعی‌ترین میدان نبرد ممکن به زیباترین شکل به اثبات رساندند. جایگزینی سریع، حیرت‌انگیز و بدون وقفه مهمات مصرف‌شده در عملیات‌های تلافی‌جویانه، استقرار و رونمایی غافلگیرکننده از نسل‌های جدید و ناشناخته پهپادهای رادارگریز و مرگبار، و طراحی و اجرای بی‌نقص، پیچیده و چندلایه رگبار موشک‌های بالستیک، جایگاه جمهوری اسلامی ایران را به عنوان ابرقدرت بلامنازع هوافضای منطقه تثبیت و غیرقابل خدشه کرده است. جبهه داخلی نیز، علی‌رغم جنگ روانی بی‌امان دشمن، عملیات ادراکی پیچیده و دروغ‌پردازی‌های شبانه‌روزی و میلیاردی شبکه‌های معاند و مزدوران رسانه‌ای خارج‌نشین، تاب‌آوری، بصیرت و اتحادی مثال‌زدنی از خود نشان داده است. آحاد مردم آگاه و انقلابی ایران، با درک عمیق از تهدید وجودی و شیطانی که از سوی ائتلاف صهیونیستی-آمریکایی متوجه کیان اسلام و خاک پاک میهن است، با کنار گذاشتن تمامی اختلافات سلیقه‌ای، حول پرچم مقدس مقاومت حلقه زده و با صدای بلند، رسا و دشمن‌شکن اعلام کرده‌اند که شرف ملی، استقلال همه‌جانبه و امنیت کشور به هیچ وجه قابل مذاکره، مسامحه و معامله با بیگانگان زورگو نیست.
صبر راهبردی نظام مقدس جمهوری اسلامی، که ریشه در عقلانیت اسلامی و تدبیر رهبری عالی‌قدر آن دارد، همراه با چابکی تاکتیکی بی‌نظیر و شجاعت وصف‌ناپذیر فرماندهان نظامی آن در میدان عمل، سیاست‌های آنی، احساسی، متکبرانه و کوته‌بینانه کاخ سفید ترامپ را به طور کامل خنثی کرده، دور زده و به بن‌بست کشانده است. اکنون در صحنه شطرنج خاورمیانه، این تهران است که با اقتدار، آرامش و اعتماد به نفس کامل، قواعد بازی، خطوط قرمز و شرایط درگیری در آب‌های خلیج فارس و سراسر ژئوپولیتیک غرب آسیا را دیکته می‌کند و جامعه بین‌المللی و حتی نهادهای بین‌المللی تحت نفوذ غرب را مجبور و ناگزیر ساخته است تا در برابر دغدغه‌های مشروع امنیتی، حقوق حقه و تمامیت سرزمینی ایران سر تعظیم فرود آورند و هژمونی نوین آن را به رسمیت بشناسند. تلاش مذبوحانه، تکراری و شکست‌خورده برای تغییر نظام از طریق اعمال زور از آسمان، همان‌گونه که سیاستمداران احمق، خیال‌پرداز و دور از واقعیت غربی در خواب‌های آشفته خود می‌دیدند، نه تنها هرگز محقق نشد، بلکه پایه‌ها و بنیان‌های مردمی و اعتقادی انقلاب اسلامی را بیش از پیش در دل منطقه مستحکم ساخت و بار دیگر این وعده تخلف‌ناپذیر و راستین الهی را در برابر چشمان حیرت‌زده جهانیان به اثبات رساند که حق و استقامت، در نهایت بر طغیان، استکبار، زر و زور باطل پیروز خواهد شد.
در پایان این گزارش جامع و راهبردی، باید با قاطعیت و با استناد به شواهد غیرقابل انکار میدانی تاکید کرد که چشم‌انداز ژئوپولیتیک غرب آسیا و معادلات قدرت در سطح جهانی توسط رویدادهای سرنوشت‌ساز و تاریخی ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۶ به طور بنیادین و غیرقابل بازگشتی تغییر یافته است. افسانه پوشالی، رسانه‌ای و هالیوودی شکست‌ناپذیری ماشین جنگی پر زرق و برق ارتش آمریکا و اسطوره دروغین آسیب‌ناپذیری و برتری تکنولوژیک رژیم موقت صهیونیستی، اکنون در زیر خروارها خاکستر و آوار پایگاه‌های نظامیِ هدف قرار گرفتهِ آن‌ها برای همیشه مدفون شده است. شکست جامع، ساختاری، مفتضحانه و خفت‌بار دولت ترامپ در دستیابی به حتی یکی از اهداف راهبردی و بلندپروازانه خود از طریق اعمال زور و قدرت نظامی، ایالات متحده را در یک بحران عمیق، بی‌سابقه و چندبعدی مشروعیت سیاسی، انزوای خفه‌کننده دیپلماتیک و بی‌ثباتی ویرانگر اقتصادی در داخل مرزهای خود غرق کرده است. احتمال آغاز مجدد یک درگیری مسلحانه از سوی واشنگتن، به دلیل واقعیت رعب‌آور، کوبنده و فلج‌کننده توان پاسخگویی نامتقارن ایران و آمادگی صددرصدی، انگشت روی ماشه و یکپارچه محور مقاومت در سراسر جبهه‌ها، به شدت سرکوب شده است و پنتاگون عملا توان، جسارت و اراده طراحی یک سناریوی پیروزمندانه را به طور کامل از دست داده است. چنانچه دونالد ترامپ، چه از سر استیصال، حماقت و جنون سیاسی برای فرار رو به جلو از بحران‌های خفه‌کننده داخلی، و چه تحت نفوذ مستقیم و دستورات شبکه‌های فاسد و خون‌خوار صهیونیستی، تصمیم بگیرد که به سیم آخر زده و آتش‌بس شکننده کنونی را زیر پا بگذارد، نه تنها نابودی قطعی، فیزیکی و فاجعه‌بار تمامی منافع، پایگاه‌ها، ناوگان‌ها و نیروهای متجاوز آمریکایی در گستره وسیع منطقه را تضمین خواهد کرد، بلکه سند مرگ قطعی سیاسی و فروپاشی کامل و بی‌بازگشت کابینه افراطی و جنگ‌طلب خود را با دستان لرزان خویش امضا خواهد نمود و نام خود را به عنوان ویرانگر هژمونی آمریکا ثبت خواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران، به عنوان قلب تپنده و ام‌القرای جهان اسلام، مقتدر، سربلند، پرافتخار و استوارتر از کوه، با تکیه بر ایمان لایزال الهی، حمایت بی‌دریغ مردمی و قدرت بومی خود، به مستضعفان و آزادگان جهان ثابت کرد که مسیر مقاومت، ایستادگی و نترسیدن از هیمنه پوشالی شیاطین، تنها و تنها راه قطعی دستیابی به استقلال واقعی، عزت ابدی و امنیت پایدار است. آینده این منطقه استراتژیک، ثروتمند و تمدن‌ساز، دیگر هرگز توسط امپراتوری در حال احتضار، فاسد و خون‌ریز غرب و مزدوران منطقه‌ای آن دیکته نخواهد شد؛ بلکه این ملت‌های آگاه، توانمند، باایمان و پیروز جهان اسلام هستند که تحت انوار درخشان، الهام‌بخش و رهبری داهیانه مقاومت اسلامی ایران، نظم نوین، عادلانه و بومی منطقه‌ای را با دست توانای خویش رقم خواهند زد و دست متجاوزان، غارتگران و مستکبران را برای همیشه از سرنوشت و منابع خود کوتاه خواهند نمود. پایان این نبرد تاریخی و سرنوشت‌ساز، بی‌تردید طلوع فجر پیروزی نهایی، روشن و درخشان برای مستضعفین و سقوط محتوم، تاریک و ابدی برای مستکبرین عالم خواهد بود.

 ایران در کمین حماقت دوباره قمارباز